آرشیو برچسب: هوش مصنوعی

هوش مصنوعی و خودروهای خودگردان

هوش مصنوعی (AI)، صنعت خودروسازی را تحت کنترل خود گرفته است تا بدین شکل تولید خودروهای خودگردان سطح-4 و سطح-5 کلید بخورد. شاید این سوال برای شما پیش بیاید که چرا علیرغم پیدایش و مطرح شدن هوش مصنوعی از سال 1950، این تکنولوژی به تازگی سر زبانها افتاده و شهرت یافته است؟ به صورت ساده شاید بتوان گفت که دلیل رشد سریع تکنولوژی هوش مصنوعی، وجود حجم بالای داده هایی است که امروزه در اختیار افراد قرار دارد. با کمک دستگاه ها و سرویس های متصل به هم، افراد میتوانند در هر صنعتی به جمع آوری داده ها بپردازند و در نتیجه آنچه را که برای آغاز انقلاب هوش مصنوعی AI لازم است تامین کنند. علیرغم تلاش های صورت گرفته برای بهبود سریع سنسورها و دوربین ها برای تولید داده های مربوط به خودروهای خودگردان، شرکت انویدیا در ماه اکتبر سال 2017 از نخستین کامپیوتر هوش مصنوعی خود پرده برداری کرد تا امکان یادگیری عمیق، بینایی رایانه ای و الگوریتمهای محاسباتی موازی را فراهم سازد. تکنولوژی هوش مصنوعی AI به بخش مهمی از تکنولوژی خودروهای خودگردان تبدیل شده است و دانستن چگونگی کارکرد این تکنولوژی در خودروهای خودگردان و متصل به یکدیگر حائزاهمیت است.

هوش مصنوعی چیست؟

مهندس کامپیوتری به نام جان مک کارتی، اصطلاح «هوش مصنوعی» را در سال 1955 ساخت. تعریفی که از هوش مصنوعی ارائه میشود بدین شرح است: توانایی یک برنامه کامپیوتری یا ماشین برای فکر کردن، یادگیری و اتخاذ تصمیمات. در استفاده ی کلی، این اصطلاح به معنای ماشینی است که قوه ی فهم انسانی را جعل میکند. با کمک تکنولوژی هوش مصنوعی AI، برنامه های کامپیوتری و ماشین ها قادر به انجام کارهایی میشوند که پیشتر انسان ها انجام میداده اند. این برنامه ها و ماشین ها با حجم زیادی از داده های تجزیه و تحلیل و پردازش شده تغذیه میشوند تا در نهایت قادر به تفکر به صورت منطقی  و انجام کارهای انسانی شوند. فرآیند خودکارسازی کارهای تکراری انسان ها تنها بخش کوچکی از کوه یخی بزرگ به نام هوش مصنوعی را تشکیل میدهد. تجهیزات مربوط به تشخیص بیماریها و خودروهای خودگردان همگی با هدف نجات جان انسانها، شروع به بکارگیری تکنولوژی هوش مصنوعی AI نموده اند.

رشد هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی

طبق گزارش های موجود پیش بینی شد که در سال 2017 بازار AI در صنعت خودروسازی ارزشی برابر 783$ میلیون دلار داشته و تا سال 2025 با ترکیب نرخ رشد سالانه ای برابر 38.5٪ این ارزش به 11$ هزار میلیون دلار خواهد رسید.  طبق پیش بینی آی.اچ.اس مارکیت، در مقایسه با نرخ بکارگیری ۸ درصدی سیستم های AI-محور در خودروهای جدید، انتظار میرود که تا سال 2025 این نرخ تا 109٪ افزایش پیدا کند. سیستم هایAI-محور در خودروهای جدید تبدیل به یک استاندارد خواهند شد، مخصوصا در دو دسته زیر:

  1.   واسط سرگرمی و اطلاع رسانی بین انسان و ماشین که شامل تشخیص صدا، تشخیص رفتار، دنباله روی مسیر حرکت چشم و بازبینی راننده، راهنمای مجازی و واسط های زبان طبیعی (پردازش زبان‌های طبیعی یکی از زیرشاخه‌های بااهمیت در حوزه گسترده علوم رایانه، هوش مصنوعی است که به تعامل بین کامپیوتر و زبان‌های (طبیعی) انسانی می‌پردازد) میشود. سیستم های پیشرفته راهنمای راننده ﴿ADAS﴾ و خودروهای خودگردان که شامل سیستم های دید ماشینی دوربین-محور، واحدهای تشخیص رادار-محور، ارزیابی شرایط راننده و واحدهای کنترل موتور و ترکیب سنسورها میشود.
  2.          تکنولوژی یادگیری عمیق که یک تکنیک برای بکارگیری یادگیری ماشین ﴿رویکردی برای رسیدن به هوش مصنوعی AI﴾ است، انتظار میرود که بزرگترین و پرسرعت ترین تکنولوژی از لحاظ رشد در بازار هوش مصنوعی خودروها باشد. در حال حاضر این تکنولوژی در حال بکار گرفته شدن در بخش هایی چون تشخیص صدا، جستجوی صدا، موتورهای پیشنهادکننده و توصیه گر، تجزیه و تحلیل احساسات، تشخیص تصاویر و تشخیص حرکت در خودروهای خودگردان میباشد.

چگونگی کارکرد هوش مصنوعی در خودروهای خودگردان

این روزها واژه ی هوش مصنوعی به اصطلاحی رایج تبدیل شده است، اما سوالی که پیش می آید این است که این تکنولوژی دقیقا چطور در خودروهای خودگردان عمل میکند؟

نخست باید به زاویه دید یک انسان نسبت به راندن یک خودرو با استفاده از عملکردهای حسی چون بینایی و شنوایی برای دیدن جاده و سایر خودروهای موجود در جاده نگاهی انداخت. هنگامی که در مقابل یک چراغ قرمز ترمز میکنیم یا منتظر عبور یک عابر پیاده از عرض خیابان هستیم، در واقع در حال استفاده ازحافظه خود برای اتخاذ چنین تصمیات سریعی هستیم. تجربه ی  به دست آمده از سالها رانندگی، ما را نسبت به جستجو برای چیزهای کوچکی که اغلب در جاده ها با آنها مواجه میشویم ﴿ شاید یک راه بهتر برای رسیدن به اداره و یا شاید یک برآمدگی بزرگ در مسیر جاده﴾ عادت میدهد.

خودروهای خودگردانی که خودشان کار راندن را انجام میدند در حال تولید و ساخته شدن هستند، اما چیزی که حائزاهمیت است ساختن خودروهایی است که همچون رانندگان انسانی به راندن خودروها میپردازند. این به معنای تعبیه نمودن یک سری عملکرد در این وسایل نقلیه است که عملکردهای حسی، عملکردهای فکری ﴿حافظه، تفکر منطقی، تصمیم گیری و یادگیری﴾ و قابلیت های اجرایی که انسانها برای راندن وسایل نقلیه مورد استفاده قرار میدهند را شامل شود. صنعت خودروسازی به صورت مداوم در حال رشد و تکامل است تا در طی چند سال اخیر موفق به نیل این هدف شود.

به نقل از گارتنر تا سال 2020 حدود 250 میلیون خودرو قادر خواهند شد که از طریق سیستم های مختلف V2X (تکنولوژی ارتباط خودرو با همه چیز) به یکدیگر و زیرساخت های پیرامون خود متصل شوند. فناوری V2Xیا Vehicle-to-Everything ارتباط بین یک خودرو را با هر چیزی که دراطرافش از آن تأثیر می‌گیرد، ممکن می‌سازد که این ارتباط می‌تواند شامل «سایر خودروها» یا خودرو با خودرو/ V2V، زیرساخت‌های مرتبط و پیرامون خودرو/ V2I یا حتی موبایل / V2P باشد که درنتیجه سیستم خودرو با یک فرد موبایل به‌دست به‌عنوان عابر یا راننده خودروی کناری ارتباط برقرار کرده و بدین ترتیب خودروی شما با هر چیز ممکنی به‌صورت لحظه‌ای ارتباط می‌گیرد تا تعاریف استاندارد را اجرا کند. هر چه میزان داده های داده شده به واحدهای IVI ﴿in-vehicle infotainment به مجموعه ای از سخت افزارها و نرم افزارهای موجود در خودردوها گفته میشود که سرگرمی های صوتی و ویدئویی را ارائه میکنند﴾ یا سیستم های برقراری ارتباط از راه دور بیشتر شود، خودروها بیشتر قادر خواهند شد که به صورت همزمان با وقوع رخداد به ضبط و به اشتراک گذاری وضعیت داخلی سیستم ها و داده های مربوط به مکان خودرو و هرگونه تغییرات صورت گرفته در اطراف خودرو بپردازند. خودروهای خودگردان در حال مجهز شدن به دوربین ها، سنسورها و سیستم های ارتباطی هستند تا وسیله نقلیه مربوطه را قادر به تولید حجم بالایی از داده ها کنند. با بکارگیری تکنولوژی هوش مصنوعی AI، وسایل نقلیه قادر به دیدن، شنیدن، فکر کردن و اتخاذ تصمیماتی چون تصمیمات رانندگان انسانی میشوند.

چرخه درک عمل AI در خودروهاي خودگردان

هنگامي كه خودروي خودگردان از فضاي اطراف خود داده توليد ميكند و اين داده ها را در اختيار يك عامل هوشمند قرار ميدهد، يك لوپ تكرارشونده به نام چرخه درک عمل ايجاد ميشود. در مبحث هوش مصنوعی، عامل هوشمند به موجودی گفته می‌شود که در یک محیط، اطراف خود را شناخته و اعمالی را روی محیط انجام می‌دهد و کلیه اعمالی که انجام می‌دهد در جهت نیل به اهدافش می‌باشد. این سیستم‌ها امکان یادگیری دارند و سپس از دانش اکتسابی خود برای انجام اهداف خود استفاده می‌کنند. این کنشگرها ممکن است بسیار ساده یا پیچیده باشند. بطور مثال ماشین‌های کوکی که با برخورد به دیوار، راه خود را عوض می‌کنند نمونه‌ای از کنشگرهای هوشمند هستند. با توجه به تعریف اراده شده، این عامل هوشمند با استفاده از داده هاي ارائه شده شروع به تصميم گيري كرده و خودروي خودگردان موردنظر را قادر به انجام يك سري عمليات خاص در آن محيط ميسازد. اين فرايند به سه بخش اصلي تقسيم ميشود:

بخش ١: سيستم هاي جمع آوري داده و سيستم هاي ارتباطي داخل خودرو

خودروهای خودگردان مجهز به تعداد زیادی سنسور، رادار و دوربین هستند که برای تولید حجم عظیمی از داده های محیطی مورد استفاده قرار میگیرند. تمامی این سیستم ها به وسیله نقلیه خودگردان کمک میکنند تا به دیدن، شنیدن و حس کردن جاده، زیربناهای جاده ای، سایر وسایل نقلیه و هرشیء دیگر موجود در/نزدیک جاده کمک میکند؛ دقیقا همانطوری که یک راننده ی انسانی به هنگام رانندگی به جاده توجه میکند. این داده ها در مرحله ی بعد توسط سوپرکامپیوترها مورد پردازش قرار میگیرند و سیستم های ارتباطی داده ها برای تبادل امن اطلاعات (ورودی) ارزشمند به پلتفرم ابری رانندگی خوگردان استفاده میشوند. وسیله نقلیه خودگردان ابتدا فضای رانندگی و/یا شرایط رانندگی بخصوص را به پلتفرم رانندگی خودگردان مخابره میکند.

بخش ٢: پلتفرم رانندگي خودگردان (ابري)

پلتفرم رانندگي خودگردان كه در فضاهاي ابري قرار دارد داراي يك عامل هوشمند است كه از الگوريتم هاي هوش مصنوعي براي اتخاذ تصميمات منطقي و معنادار استفاده ميكند. اين پلتفرم به عنوان سياست كنترل يا مغز خودروهاي خودگردان عمل ميكند. عامل هوشمند نيز به يك پايگاه داده متصل ميشود كه به عنوان يك حافظه كه تجربيات رانندگي هاي پيشين در آن ذخيره ميگردد عمل ميكند. اين داده ها به همراه  داده هاي ورودي همزمان با وقوع رخداد ارائه شده توسط خودروي خودگردان و محيط اطراف آن، به عامل هوشمند كمك ميكنند تا تصميمات دقيقي در رانندگي بگیرد. حال خودروي خودگردان دقيقا ميداند كه براي رانندگي در چنين فضاهايي و يا در برخي شرايط بخصوص چه كاري بايد انجام بدهد

بخش ٣: عملكردهاي AI-محور در خودروهاي خودگردان

بر اساس تصميمات گرفته شده توسط عامل هوشمند، خودروي خودگردان قادر به تشخيص اشياء در خيابان، داشتن عملكرد در ترافيك آن هم بدون دخالت افراد و ايمن رسيدن به مقصد موددنظر خود ميباشد. همچنين خودروهاي خودگردان مجهز به سيستم هاي كاربردي AI-محوري چون تشخيص صدا و كلام، كنترل حالت بدن، دنباله روي مسير چشم و ساير سيستم هاي بازبيني رانندگي، راهنماي مجازي و سيستم هاي تشخيص مسير و مكان و سيستم هاي امنيتي ميباشند. اين سيستم هاي كاربردي تنها برخي از سيستم هاي بكار گرفته شده در خودروهاي خودگردان هستند. همچنين اين عملكردها بر اساس تصميمات اتخاذشده توسط عامل هوشمند موجود در پلتفرم رانندگي خودگردان انجام ميشوند. اين سيستم ها ساخته شده اند تا يك تجربه ي كاربري عالي را به مشتريان خود ارائه كنند و از آنها در جاده ها محافظت كنند. تجربه هاي رانندگي به دست آمده از هر بار رانندگي، ضبط و در پايگاه داده ذخيره ميشوند تا به عامل هوشمند در تصميم گيريهاي دقيقتر در آينده كمك كنند

اين لوپ داده كه چرخه درک عمل نيز ناميده ميشود به صورت مداوم تكرار ميشود. هر چه تعداد دفعات تكرار چرخه های درک عمل بيشتر باشد، عامل هوشمند مربوطه هوشمندتر شده و در نتيجه تصميات مربوطه، مخصوصا در شرايط رانندگي دشوار با دقت بيشتري گرفته ميشود. هر چه تعداد دستگاه هاي متصل شده بيشتر باشد، تعداد تجربيات رانندگي بيشتري ضبط ميشود. اين تجربيات به عامل هوشمند كمك ميكنند تا بر اساس داده هاي ايجادشده توسط چندين دستگاه خودگردان مختلف تصميم گيري كند. اما اين موضوع بدان معنا نيست كه هر دستگاه خودگردان لزوما بايد در يك شرايط رانندگي پیچيده قرار بگيرد پيش از آنكه قادر به فهمیدن آن شود

هوش مصنوعي، مخصوصا شبكه هاي نوروني و  يادگيري عميق به موضوعي اساسي در عملكرد درست و ايمنی خودروهاي خودگردان تبديل شده است. هوش مصنوعي در حال باز كردن راه براي راه اندازي خودروهاي خودگردان سطح ٥ است. در اين نوع خودروها ديگر نيازي به فرمان، پدال گاز يا ترمزها نخواهد بود

ویدئوآنالیتیک های AI-محور تا چه حد هوشمند هستند؟

در حال حاضر صحبت های زیادی حول استفاده از هوش مصنوعی ﴿AI﴾ در آنالیتیک های ویدئویی وجود دارد. به طوری که بسیاری از ارائه کنندگان راهکارهای امنیتی، واژه ی هوش مصنوعی را به عنوان یک ضرورت در تولید و عرضه محصولات خود میبینند. اگر بخواهیم منصفانه صحبت کنیم باید بگوییم که راهکارهای آنالیتیک ویدئویی راه زیادی را از نخستین روزهای ورود خود آمده اند. با این حال این سوال مطرح میگردد که آنالیتیک های ویدئویی تا چه حد هوشمند هستند؟

هوش مصنوعی در کجای صنعت امنیت جای میگیرد؟

هوش مصنوعی (AI﴾، یادگیری عمیق، آنالیتیک های ویدئویی همگی از جمله کلمات رایجی هستند که به دیدن آنها عادت کرده ایم.

علیرغم تمامی بحث ها و تبلیغات های صورت گرفته در مورد هوش مصنوعی، اغلب افراد ذهنیتی مبهم نسبت به اجزای تشکیل دهنده ی این تکنولوژی دارند. نکته جالب توجه اینجاست که این موضوع در بحث امنیت ساختمان های مسکونی و تجاری که در چند سال اخیر بیشتر مطرح شده صادق است.

همچنین اینکه اصطلاحات نزدیکی چون آنالیتیک ها، یادگیری ماشین و یادگیری عمیق چگونه زیرمجموعه، گونه جهش یافته یا زیرشاخه ای از هوش مصنوعی (AI﴾ محسوب میشوند نیز برای اکثر متخصصین امنیتی و مشتریان همچون یک راز تلقی میگردد. علاوه بر آن، به احتمال زیاد برای این افراد انجام یک سری عملیات پیچیده توسط ربات ها به قطع مستلزم درجه ای از هوش مصنوعی خواهد بود.

هوش مصنوعی یک اصلاح گسترده است که برای توصیف هر چیزی که همچون مغز یک انسان عمل میکند استفاده میشود. یادگیری ماشین تکنیکی است که در آن یک کامپیوتر میتواند با پردازش حجم بالایی از داده ها در مورد عملیات مربوطه، قدرت خود را برای انجام یک عملیات بهبود بخشد. یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است که از شبکه های نورونی بهره میگیرد. یک لایه از شبکه های نورونی پس از پردازش داده ها، نتیجه این پردازش را به لایه ی بعد منتقل میکند که این لایه نیز پس از انجام عملیات، پاسخ خود را به لایه بعد میفرستد. این دست از شبکه های نورونی به عنوان شبکه های نورونی پیچیده یا CNN مشهور هستند.آنالیتیک های نظارت ویدئویی نمونه ای عالی از بکارگیری هوش مصنوعی و یادگیری عمیق هستند که با ورود GPUها ﴿واحدهای پردازش گرافیکی﴾ امکان پذیر شده اند.

چرا هوش مصنوعی، آنالیتیک ها، سرویس های ابری و امنیت سایبری، فرصت های جدیدی را برای نصاب ها فراهم میکنند؟

به قطع آنالیتیک های ویدئویی یکی از رایجترین راه های بکارگیری هوش مصنوعی در کاربردهای امنیتی است. به همین شکل، سیستم های مدیریت اطلاعات مربوطه به امنیت فیزیکی ﴿PSIM﴾ که با تلفیق داده های امنیتی گوناگون باعث آگاهی موقعیتی میشوند نیز از تکنولوژی هوش مصنوعی بهره میگیرند.

ربات های بادوام و هوشمندی را تصور کنید که مجهز به چنین الگوریتم های پیشرفته و سنسورهای پردازش و هوشمند شوند. این ربات ها یک چشم انداز امنیتی وسیع را باز میکنند که با کمک آن تهدیدات انسانی به حداقل رسیده و مکان ها و ابعاد دوری را که غیرقابل دسترسی بوده اند، برای آنالیز، ارزیابی و پاسخگویی به صورت همزمان با وقوع رخداد مورد دسترس قرار میگیرند.

صنعت امنیت چگونه میتواند از هوش مصنوعی بهره مند شود؟

به تدریج با بهبود یافتن دستگاه ها و پایین آمدن قیمت ها، کاربری های این تکنولوژی گسترده تر خواهد شد. همچنین انواع مختلف تکنولوژی هوشمند مصنوعی به احتمال زیاد در اغلب جنبه های زندگی روزانه ما نفوذ خواهد کرد.

برعهده گرفتن آن دسته از کارهایی که از لحاظ فکری نیازمند انرژی چندانی نیستند توسط ماشین ها به روندی بزرگ برای سالهای پیش رو تبدیل خواهد شد. شرکت آمازون در حال بکارگیری این تکنولوژی در مغازه های خرده فروشی خود است که در آنها مفهوم گیشه پرداخت قیمت کالا با مشتریانی که خارج میشوند جایگزین شده است. تولید این نوع از ابزارهای فکری در مراحل اولیه خود به سر میبرند، با این حال این ابزارها به رسیدگی به مسائل و ایجاد ارزش ادامه خواهند داد. انقلاب صنعتی هوشمند در حال وقوع در اطراف ما است. شاید این انقلاب بسیار آشفته به نظر آید، اما در عین حال بسیار هوشمند و رهایی بخش است.

پتانسیل آنالیتیک های ویدئویی به مراتب سودمندتر از سیستم های قاعده-محور قدیمی است. با شهرت یافتن بیشتر GPUها در اجرای سیستم های AI، تولیدکنندگان بزرگی چون NVIDIA و حتی استارتاپ های کوچکتر شاهد سرمایه گذاری بیشتری در این زمینه هستند.

در سالهای اخیر یادگیری عمیق توجه های زیادی را جلب خود نموده است، چرا که این تکنولوژی عملکردهای گوناگونی را ارائه میکند که موردپسند مشتریان قرار گرفته است. به عنوان مثال، الگوریتم های جستجوی تصویری به مشتریان اجازه میدهد تا به جستجوی اشیاء، حیوانات بخصوص و یا سایر چیزهای دیگر بپردازند.

توانایی این تکنولوژی در داشتن هوش کافی برای کار کردن در جهت گیری ها و شرایط نوری مختلف است که آن را به یک تکنولوژی تاثیرگذار تبدیل نموده است. تکنولوژی یادگیری عمیق در واقع در سالهای 2012 و 2013 به صورت پررنگ مطرح شد. این تکنولوژی در کنار قدرت GPUهایی که قادر به انجام آن دسته از کارهایی هستند که در گذشته به صورت بازدارنده ای زمانگیر و طاقت فرسا بودند، به عنوان سوختی تلقی میگردد که موج نوآوری را امکان پذیر ساخته است.

هنگامی که صحبت از شبکه های نورونی میشود، منظور یک تکنولوژی یادگیری عمیق صرف نیست که متشکل از شبکه های عمیقی باشد که افراد از آنها به عنوان شبکه های نورونی پیچیده یاد میکنند. در حال حاضر شبکه های نورونی قدرتمندتر و توانمندتر از قبل شده اند و منابع و ابزارآلات بسیار خوبی نسبت به گذشته در اختیار افراد قرار گرفته است.

شرکت های فعال در این زمینه

با توجه به پتانسیل مشهود تکنولوژی هوش مصنوعی AI، برخی از غول های تکنولوژی نیز مشتاق ورود به این زمینه و جستجوی فرصت ها هستند. این شرکت ها تا حد زیادی به عنوان پیشگامان این زمینه عمل میکنند و توسعه و بکارگیری راهکارهای هوشمندتر را تشویق میکنند.

به قطع شرکت های بزرگ فعال در زمینه تکنولوژی همچون گوگل، با ارائه مدل TensorFlow خود کمک بزرگی در این زمینه  نموده اند. شرکت اینتل نیز دارای ابزارآلاتی عالی است که با بکارگیری مدل TensorFlow و وارد کردن آن، از هر منبعی که روی آن است (چیپ هایی که با کمک آنها به اجرای برنامه ها میپردازید) خروجی تهیه میکند. بنابراین شما یک ترکیب انعطاف پذیر از CPU و GPU را در اختیار دارید. حال منابعی در اختیار شما قرار دارد که این کار را برای شما هدف قرار میدهد. در مرحله بعد، شما تمام افرادی را دارید که روی راه هایی برای فعالسازی و توسعه مراکز آموزش که از اهمیت بالایی برخوردارند کار میکنند. در نتیجه چیزی شبیه به یک اکوسیستم کامل حول این مسئله که چگونه ماشینها دیدن و فهمیدن را یاد میگیرند شکل میگیرد.

برای انجام این کار ابعاد و لایه های زیادی وجود دارد، چرا که اساسا این کار همان جمع آوری و نام گذاری داده ها است. کامپایلرهای متعددی که قادر به اجرای کارآمد مدل های شما در چیپ-ست های مختلف هستند، ابزارآلات تحلیل داده ای که برای تهیه خروجی از آنها بدان احتیاج پیدا خواهید کرد، همگی به پتانسیل تکنولوژی هوش مصنوعی AI در آنالیتیک های ویدئویی کمک میکنند.

برگرفته از مجله a&s و سکیوریتی-سیلز

بکارگیری AI در نظارت ویدئویی

با آگاهی بیشتر مشتریان نسبت به لزوم و مزایای راهکارهای امنیتی، تعداد دوربین های بکار گرفته شده رو به افزایش است. با این حال، این موضوع مشکلات مختص خود را نیز به همراه می آورد.

در گذشته تعداد دوربین های بکارگرفته شده چندان زیاد نبوده است و پرسنل امنیتی میتوانستند با نشستن مقابل یک مانیتور به بازبینی ویدئوهای ضبط شده بپردازند. علیرغم ناکارآمدی چنین فرآیندی، گزینه ی دیگری هم وجود نداشته است.

خوشبختانه در حال حاضر ورود تکنولوژی هوش مصنوعی در حال تغییر دادن همه چیز است. طبق جدیدترین پست منتشر شده توسط شرکت پژوهشی مموری، یک گارد امنیتی مجهز به نرم افزار هوش مصنوعی-محور با داشتن تعداد چشمان بیشمار و بازه زمانی توجه بی انتها قادر به دنباله روی 24 ساعته تمامی فعالیت های صورت گرفته در جریان های ویدئوی میباشد. هنگام تشخیص یک مسئله توسط هوش مصنوعی، این تکنولوژی میتواند به هشداردهی به مسئولین مربوطه بپردازد و از صورت گرفتن اقدامات مربوطه اطمینان حاصل کند.

به نقل از پست منتشرشده توسط مموری: «مواردی چون ورود افراد غیرمجاز بدون اعمال هرگونه رفتار خشونت آمیز، به سرقت رفتن یک کالای ناامن، قرار داده شدن یک بسته ی مشکوک داخل یک سطل آشغال و بسیاری از شرایط مهم دیگر ممکن است که از چشمان یک فرد که در تلاش برای بررسی و اسکن چندین جریان ویدئویی مختلف است جا بمانند. هزینه استخدام پرسنل امنیتی کافی برای مدیریت تعداد دوربین های در حال افزایش بسیار بالا تمام خواهد شد. حتی هنگام وقوع یک رخداد، جستجو در تمامی ویدئوهای ضبط شده جهت جمع آوری شواهدی که به پرسنل امنیتی در شناسایی افراد مظنون و فهم توالی رخدادها کمک کند، بسیار دشوار و زمانگیر است».

در یکی از گزارشات اخیر ارائه شده توسط شرکت مموری، از رسیدگی به حجم در حال افزایش ویدئوهای نظارتی ایجاد و ضبط شده به عنوان امری بسیار دشوار برای سیستم های مجری قانون فعلی یاد شده است. با افزایش تعداد دوربین ها تا 12 درصد به صورت سالیانه، این حجم از ویدئوها بیشتر نیز خواهد شد. مسئله ی جالب اینجاست که در صورت عدم وجود راه هایی برای بازبینی و دنباله روی جریان های ویدئویی در حال تولید، هیچ تعداد دوربینی کارآمد نخواهد بود. و در حال حاضر ریسک بزرگی برای از دست دادن اطلاعات مهم وجود دارد، چرا که هیچ راه قابل اعتمادی برای بازبینی این اطلاعات وجود ندارد.

بکارگیری هوش مصنوعی AI

اهمیت هوش مصنوعی در زمینه سیستم های نظارتی بدون هیچ بحثی قابل قبول است. با این حال، پرسنل امنیتی باید بدانند که استفاده کارآمد از هوش مصنوعی به معنای خرید، نصب و به فراموشی سپردن یک راهکار نیست. همچون انسانی که پشت یک کامپیوتر مینشیند، هوش مصنوعی نیز باید آموزش داده شده و سفارشی سازی شود تا نسبت به نیازها، شرایط و محیط شما آگاهی پیدا کند.

به نقل از مموری :«نخستین بخش بکارگیری نظارت ویدئویی AI-محور شامل افزودن موتورهای آنالیتیکی به جریان های ویدئویی مختلف میشود که به نسبت ساده است. بخش دوم این کار پیکربندی این سیستم ها برای داشتن عملکرد دقیق و درست است که میتواند به مراتب پیچیده تر و زمانبرتر باشد. هر مکان دارای ویژگی های منحصر بفرد خود میباشد، حتی این امکان وجود دارد که مکانهای کاملا مشابه که از قوانین آنالیتیکی مشابهی استفاده میکنند، با توجه به یک سری الزامات عملیاتی بخصوص خود، نیازمند ارائه نتایجی کاملا متفاوت باشند. حتی در یک سیستم AI-محور خودآموز نیز شاید نیاز به تغییر تنظیمات مربوط به مناطق تشخیص و ماسک ها، زوایای دوربین و دورنمای آنها باشد. این بخش دوم بکارگیری این سیستم هاست که مانع بکارگیری آنها شده است».

هوش مصنوعی AI چقدر هوشمند است؟

تکنولوژی هوش مصنوعی AI روز به روز در حال قوی تر شدن است. اما آیا این تکنولوژی به قدری قدرتمند است که قادر به جایگزین کردن چشمان بشر باشد؟ علیرغم اینکه سوال پیشتر مطرح شده و سوالاتی چون اینکه آیا هوش مصنوعی متضمن بازگشت سرمایه است همچنان پرسیده میشوند، در حال حاضر به نظر میرسد که توافقی کلی روی اینکه آنالیتیک های ویدئویی قابلیتی بیش از آنچه راهکارهای قاعده-محور دارند صورت گرفته است.

به نقل از گزارش تهیه شده توسط مموری: « این کار تا حد زیادی به خاطر پیشرفت های بزرگ صورت گرفته در ساختار نیمه رساناها اتفاق افتاده است که باعث پردازش به مراتب سریعتری میشود؛ با استفاده از الگوریتم های یادگیری عمیق و یادگیری ماشین، تجزیه و تحلیل داده ها با سرعتی بیشتر از آنچه پیشتر امکان پذیر بود صورت میگیرد. سرمایه داران صنایع مختلف هم اکنون در حال تزریق میلیون ها دلار پول برای تامین سرمایه شرکت های تولیدکننده چیپ های هوش مصنوعی  AI و نرم افزارهای آنالیتیکی هستند.

موضوع اصلی احساس نیاز جدی به استفاده ی کامل از حجم بزرگ داده های ایجاد شده توسط دوربین های نظارت ویدئویی است و راهکارهای هوش مصنوعی-محور تنها پاسخ عملی هستند.

ساختار چیپ های مدرن مجهز به نرم افزارهای هوش مصنوعی به گونه ای است که قادر به جستجو و بررسی حجم بالای داده ها و افزایش امنیت، ایمنی و عملکرد کلی افراد، ساختمان ها و تشکیلات بیزینسی هستند.

علیرغم تمام پیشرفت های صورت گرفته هنوز هم پیشرفت های زیادی را در این زمینه اتفاق خواهد افتاد و مسیر این راه کاملا واضح و روشن است.

منبع: مجله a&s

مزایای تکنولوژی تولید هوشمند

از گذشته تا کنون تکنولوژی تولید هوشمند در کارخانه جات بیشتر و بیشتری در سراسر جهان بکار گرفته شده است. به ویژه اینکه تولیدکنندگان با تکیه بر دستگاه هایی که با اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) کار میکنند و داده های تولید شده توسط آنها برای رسیدن به اهداف مختلف تلاش میکنند. یکی از این اهداف بزرگ، بحث نگهداری پیش بینی شده و بازبینی از راه دور است.

اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) که به صنعت 4.0 نیز معروف بوده، به عنوان چهارمین انقلاب صنعتی و اوج انقلاب های گذشته (از جایگزینی افراد توسط ماشین ها در قرن 19 گرفته تا بکارگیری خطوط تولید در قرن 20) تعریف شده و بخش تولید را دستخوش تغییرات نموده است. این بار تولیدکنندگان با بکارگیری دستگاه های IIoT و داده های تولیدشده توسط آنها برای کسب آگاهی و هوشمندی بیشتر استفاده میکنند.

بکارگیری اینترنت اشیاء (IoT) در صنعت تولید به عنوان اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) شناخته میشود. این شبکه از دستگاه ها، ماشین ها، کامپیوترها و اشیاء هوشمند با جمع آوری و به اشتراک گذاری حجم بالایی از داده ها با کاربران، باعث افزایش و بهبود وضعیت اتوماسیون در بسیاری از صنایع میشوند. در نتیجه این امر، کارایی عملیاتی و بازدهی افزایش یافته و در زمان و هزینه ها صرفه جویی صورت میگیرد. این آگاهی ها علاوه بر کمک به افراد در اتخاذ تصمیمات هوشمندانه تر و سریعتر، آگاهی ارزشمندی را به صورت همزمان با وقوع رخداد فراهم میسازند.

اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) اساسا در چهار حوزه مختلف به کمک تولیدکنندگان می آید. این چهار حوزه شامل نگهداری پیش بینی شده، بازبینی از راه دور، تجربه ی مشتریان و خدمات میدانی میشود که در ادامه این مقاله به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

1. نگهداری پیش بینی شده

اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) به نگهداری پیش بینی شده بسیار کمک نموده است و از آنجایی که نگهداری پیش بینی شده نقشی مهم را در فرآیند تولید ایفا میکند، تولیدکنندگان به دنبال به حداقل رساندن هزینه های مربوط به عدم کارکرد درست تجهیزات صنعتی و ساعات بیکاری کارخانه جات هستند. با کمک سنسورها و داده های IIoT، اپراتورها میتوانند آگاهی بهتری نسبت به عدم کارکرد احتمالی ماشین ها به دست آورده و با توجه به آن عمل کنند. دستگاه های هوشمند قادر به پیش بینی زمان احتمالی خرابی یک ماشین هستند و این موضوع به شما اجازه میدهد تا برنامه ریزی بهتری برای نگهداری انجام دهید. به عنوان مثال یک ماشین در کف کارخانه شما ممکن است که نسبت به تغییرات دما، شتاب یا فشار حساسیت نشان دهد. بنابراین وقوع این رخدادها میتواند نشان دهنده ی عدم کارکرد احتمالی باشد و دستگاه مورد نظر این شرایط را پیش از وقوع هرگونه خرابی خارج از برنامه پیش بینی میکند.

2. بازبینی از راه دور

بازبینی از راه دور حوزه ی دیگری است که در آن تولیدکنندگان میتوانند از مزایای IIoT بهره مند شوند. به عنوان مثال تصور کنید که دارایی های شما چشم و گوش داشته و هر آنچه که اتفاق می افتد را به داشبورد شما ارسال کنند و با این کار به شما اجازه بدهند که به سرعت به شرایط موجود عکس العمل نشان دهید. به عنوان مثال،‌ یک سیستم خنک کننده نصب شده در فضاهای پیرامونی مشتریان را میتوان به صورت کامل از طریق داشبورد شما مدیریت نمود.

علاوه بر این، چیزی که اهمیت دارد این است که این قابلیت برای کاربرانی چون مزرعه های خورشیدی که چندین مکان بزرگ را به صورت همزمان میگردانند بسیار ارزشمند است. با بازبینی از راه دور، اپراتورها مجبور نیستند که به صورت فیزیکی در هر یک از این مکان ها حضور پیدا کرده تا وضعیت تجهیزات را بررسی کنند.

3. تجربه ی مناسب تر و خوشایندتر برای مشتریان

تعامل بین کاربران نهایی و مشتریان آنها در هر یک از مراحل توسعه محصول، از تحقیق اولیه گرفته تا فروش، میتواند دانش و آگاهی ارزشمندی را برای سازمان مربوطه به ارمغان آورد و باعث بهبود تجربه ی نهایی مشتریان شود. از طریق هر یک از این روش های تعامل،‌ داده های به دست آمده را میتوان در جهت صورت دادن اقداماتی متناسب با نیازها و ترجیحات متغیر مشتریان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. همچنین با تحلیل و بررسی سیستم های قدیمی میتوان از نوآوری های محصولات آینده در جهت ارائه محصولات و سرویس هایی با طراحی های به مراتب بهتر استفاده نمود.

4. بهبود خدمات میدانی

در آخر، بهبود خدمات میدانی مزیت دیگری است که IIoT برای تولیدکنندگان به ارمغان می آورد. داده های سنسور خارج از میدان میتواند زمان و پول زیادی را برای شما خریداری کند و پیش از تبدیل مسائل احتمالی به یک مسئله بزرگ، کارایی شما را بهبود ببخشد. این داده ها به شما تضمین میکند که که متخصصین فنی و ابزارآلات خدمات میدانی درست، در زمان مقتضی به محل موردنظر فرستاده شده و در عین حال فرآیند برنامه ریزی شما بهینه سازی و خودکارسازی شده است. در گذشته خدمات میدانی همیشه با برنامه ای شروع  میشده است که به علت فاکتورهای غیرقابل پیش بینی و تاخیرهایی که خارج از کنترل بوده اند، هرگز به واقعیت تبدیل نمیشدند. اما با ظهور اینترنت اشیاء صنعتی IIoT، دقت، درستی و عملی شدن برنامه شما تضمین شده است و بازدهی و رضایت بیشتر مشتریان حاصل میگردد.

منبع: مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/what-benefits-does-smt-bring%3F

 

کارخانه هوشمند چیست؟

شاید یکی از رایجترین کلمات این دهه، واژه “هوشمند” باشد. هیچ صنعتی از این مفهوم مستثنی نیست. از تلفن ها گرفته تا منازل و ساختمان ها همگی در تلاش برای گنجاندن این مفهوم و برچسب در خود هستند. یکی از صنایعی که به صورت جدی نسبت به این امر علاقه نشان داده، صنعت تولید است. شناخته شده با عناوینی چون هوشمند، کارخانه های هوشمند و مفهوم گسترده تری چون صنعت 4.0، آهسته آهسته بخش تولید شاهد انقلابی است که میتواند روی بسیاری از بخش های دیگر تاثیرگذار باشد.

در قلب کارخانه های هوشمند موضوع هوشمندی قرار دارد و هوشمندی مکانی بخش مهمی از این کارخانه ها را تشکیل میدهد: در صورتی که چیزی حرکت کند و فرآیند انجام آن از اهمیت بالایی برخوردار باشد، ابتدا باید دید که این اتفاق در کدام مکان به وقوع پیوسته و در حال انجام چه کاری است. صنعت 4.0 محیطی را توصیف میکند که در آن فرآیندهای انعطاف پذیر و هوشمند با بهره گیری از داده های به دست آمده از سنسورهای متصل به تمامی بخش های یک زنجیره ی ارزش به صورت همزمان با وقوع رخداد استفاده میکند تا فرآیندهای بیزینسی بهینه سازی شوند. این سیستم های سایبری-فیزیکی از قدرت آنالیتیک های کلان داده ای برای ترجمه دید عملیاتی کامل به سرعت عمل و کارآمدی بی سابقه در امر تولید استفاده میکنند.

اما همواره گروهی از افراد وجود دارند که معتقدند بسته به مکان مورد بررسی از اصطلاحات متفاوتی استفاده میشود، با این حال مفهوم اصلی همچنان ثابت باقی می ماند.

بسته به منطقه و مکانی که این موضوع در آن مطرح میگردد، تعاریف مختلفی میتوان ارائه کرد. با این حال با انداختن نگاهی فراتر ازتعاریف مرسوم ارائه شده برای اصطلاحاتی چون “کارخانه هوشمند” یا “صنعت 4.0″، این اصطلاحات منعکس کننده ی تغییرات بنیادینی با توجه به چگونگی تغییر چهره ی فرآیندهای تولید از طریق “ساختارهای متصل به یکدیگر” هستند. امروزه مراحل مختلف فرآیندهای تولید، از همان ابتدا از پایین ترین سطح یک ماشین یا تجهیزات، مستقیما از طریق سنسورها/اینترنت اشیاء (IoT﴾ به یکدیگر متصل شده و مستقیما قادر به تعامل با یکدیگر هستند و در نتیجه این امر کل زنجیره ی تولید شفاف و کارآمدتر میشود. در حال حاضر این ماشین ها و تجهیزات را میتوان طوری برنامه ریزی کرد که علاوه بر تعامل با یکدیگر، با سیستم های بالاتر و پایین تر خود نیز به تعامل بپردازند و مستقل از مداخله نیروی انسانی، تصمیماتی هوشمندانه اتخاذ کنند. این دقیقا تعریف کارخانه هوشمند مدرن است.

کارخانه هوشمند به صنعتی گفته میشود که از دستگاه های متصل به اینترنت اشیاء ﴿IoT) برای بهبود کارایی، پیوستگی و امنیت عملیات های خود بهره میگیرد. تعامل به صورت همزمان و دورادور بین اجزای تولید و اپراتورها، کارخانه جات را به ویترینی برای اتوماسیون و اتوماتیک سازی تبدیل میکند. مفهوم کارخانه هوشمند را میتوان در دو فاز مجزا تعریف نمود. به عنوان مثال، کارخانه هوشمند بخشی از صنعت 4.0 است. صنعت 4.0 شامل فاز طراحی، فاز تولید و فاز لجستیک میشود. تمام این فازها به عنوان صنعت 4.0 نامیده میشوند، اما کارخانه هوشمند به نقطه ی میانی این فرآیند تبدیل میشود.

کارخانه های هوشمند حداقل به چهار عنصر نیاز دارند. عنصر اول، یکپارچه سازی ماشین با ماشین (M2M﴾ است. عنصر دوم مربوط به دانش حوزه مربوطه میشود. عنصر سوم مربوط به هوشمندی بیزینسی در بخش های بیرونی و داخلی این کارخانه ها است. عنصر چهارم نیز به تقاضای بازار برمیگردد.

این چهار عنصر از چهار حوزه ی متفاوت می آیند؛ این بدان معناست که اگر بخواهیم کارخانه هوشمند را در یک کلمه تعریف کنیم، میتوانیم از آن به عنوان تلفیق و یکپارچه سازی یاد کنیم.

ایده ی تقسیم این مفهوم به چهار دسته مختلف به نظر میرسد که در این صنعت بسیار شناخته شده باشد. صنعت 4.0 شامل چهار ستون میشود که کارخانه هوشمند یکی از این ستون ها را تشکیل میدهد. علاوه بر کارخانه هوشمند، تجربه دیجیتال مشتریان، زنجیره ی تامین متصل به یکدیگر و تشکیلات دیجیتال سایر ستون های صنعت 4.0 را تشکیل میدهند. هر صنعت 4.0 ابتدا با یکی از این ستون ها شروع میشود و سپس به سرعت به سوی سایر حوزه های دارای هم پوشانی حرکت میکند.

نقش دوربین ها در کارخانه های هوشمند

کارخانه های هوشمند میتوانند از دامنه ی گسترده ای از اطلاعات ورودی برای تغذیه قابلیت های تصمیم گیری خود استفاده کنند – ویدئوهای ضبط شده یکی از این منابع را تشکیل میدهند. از این ویدئوها میتوان برای سنجش و برای کنترل فرآیند استفاده کرد ﴿به عنوان مثال، اطمینان حاصل نمودن از اینکه برخی مناطق مشخص که در آن فرآیندهای تولید صورت میگیرند توسط اشیاء خارجی مسدود نشده باشند﴾، به علاوه اینکه این ویدئوها برای تست و آزمایش نیز کارایی دارند ﴿به عنوان مثال، اطمینان حاصل نمودن از اینکه تمام پیچ های موردنیاز برای سر هم کردن یک کیس در کالای تولید شده تعبیه شده است.﴾

داده های ویدئویی نیازمند تفاسیر زیادی هستند و زمانی بهترین عملکرد را از خود نشان میدهند که فرآیند و توضیحات مربوط به آن به خوبی محدود شده باشند و در نتیجه به الگوریتم های پردازش تصاویر امروزی اجازه دهند که با نرخ های خطای پایین عمل کنند. در مواردی که این فرآیندها به آن اندازه محدود نشده باشند، روش های مستقیم شناسایی و تشخیص اشیاء، یعنی سیستم های RFID ترجیح داده میشوند.

دوربین های داخل کارخانه های هوشمند برای کاربری هایی چون جلوگیری از ضرر، بازبینی دورادور، فرآیندهای عملیاتی، ایمنی و امنیت مورد استفاده قرار میگیرند. به عنوان مثال شرکت مارلنکا اینترنشنال که یک شرکت تولیدکننده کیک های عسلی واقع در کشور جمهوری چک است، به خاطر الزامات استانداردهای صنعتی، با قرار دادن دوربین در بالای خطوط تولید اقدام به بازبینی حرکات تسمه نقاله ای و فرآیند پخت خمیر نموده است. بخش های دیگری از این شرکت که در آنها از دوربینها استفاده شده است، بخش بسته بندی محصولات و بخش ارسال، برای بازبینی میزان ترافیک میباشد.

به عنوان مثال دیگری از چگونگی بکارگیری دوربین ها در تاسیسات هوشمند میتوان به شرکت زامپرا اسپول، یک شرکت مهندسی بین المللی واقع در کشور جمهوری چک اشاره کرد. این شرکت عمدتا به دلایل امنیتی مرسوم و همیشگی، همچون محافظت از فضاهای پیرامونی، جلوگیری از سرقت و بازبینی، از دوربین ها استفاده نموده است. این دوربین ها در امر بازبینی امنیت در کار و برخی از فرآیندهای کاری مشخص خود را نشان داده اند؛ با بکارگیری این دوریبن ها، تعداد صدمات ناشی از کار و غیاب های گزارش نشده در محیط کار کاهش یافته است. با این وجود خیلی زود مشخص شد که کیفیت مثال زدنی و قابلیت های نرم افزاری دوربین های بکار گرفته شده، همچون جستجوی آسان برای فایل های ضبط شده، این کار را ممکن ساخت که از این دوربین ها برای اقدامات دیگری که تا حد زیادی باعث بهینه سازی عملیات های تولید میشدند استفاده نمود.

از زمان بکارگیری دوربین ها در این کارخانه ها، افزایش قابل توجهی در کیفیت تولید، رشد در تولید و کاهش صدمات کاری و غیاب های گزارش نشده در محیط کار مشاهده شد.

در کارخانه جات هوشمند از دوربین ها در دو سناریوی مختلف استفاده میشود. سناریوی اول، کنترل و بررسی بروز هرگونه خطا. کار اصلی دوربین های صنعتی، بررسی و کنترل میزان دقت یا مقاومت موردنیاز است. سناریوی دوم ، بحث نظارت است که کاربرد استاندار برای امنیت تلقی میگردد.

برگرفته از مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/how-to-define-smart-factories

روندهای اتوماسیون صنعتی آینده

با گذر زمان کارخانه جات در حال هوشمند شدن هستند، چرا که تولیدکنندگان برای ارتقاء بازدهی و کارایی خود بیشتر بر دستگاه های متصل به یکدیگر و کلان داده ها تکیه میکنند. با توجه به آنچه گفته شد، کاربران نهایی و نصاب ها باید به دنبال جدیدترین روندهای موجود در تکنولوژی اتوماسیون صنعتی باشند.

به قطع اتوماسیون صنعتی به موضوعی داغ میان تولیدکنندگان تبدیل شده است. این تولیدکنندگان با کمک دستگاه های IoT ﴿اینترنت اشیاء﴾ و داده های ایجاد شده توسط این دستگاه ها که به اینترنت اشیاء صنعتی ﴿IIoT﴾ یا صنعت 4.0 نیز مشهور است، به دنبال بهبود عملیات و کارایی خط تولید خود هستند. اینترنت اشیاء صنعتی یا IIoT پس از تغییرات صورت گرفته – به عنوان مثال ماشین ها و خطوط تولید – که طی دهه های گذشته صنعت تولید را دگرگون ساخته به عنوان چهارمین انقلاب صنعتی مطرح شده است.

تکنولوژی های جدید ارائه شده در زمینه اتوماسیون صنعتی در حال خلق فرصت هایی برای تولیدکنندگان سراسر جهان هستند. با کمک دیجیتالی سازی و تکنولوژی اینترنت اشیاء، اتوماسیون صنعتی به مزیتی رقابتی در چشم انداز صنعتی امروز تبدیل شده است. چرا که با تلفیق و یکپارچه سازی این سیستم ها، تولید اتوماتیک به امری قابل اعتماد، کارآمد، شفاف و قابل پیش بینی تبدیل میشود. این موضوع دقیقا هسته اصلی تکنولوژیIIoT و همان وعده ای است که اتوماسیون صنعتی داده است.

 در ادامه این مقاله، چهار روند آینده در زمینه اتوماسیون صنعتی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

بهبود دقت با کمک یادگیری ماشین

با گذر زمان، هوش مصنوعی (AI﴾ و یادگیری ماشین راه خود را به سوی کارخانه جات هوشمند یافته اند. به عنوان مثال، در زمینه کنترل کیفیت یک سیستم که با کمک تصاویر تهیه شده از کالاهای نقص دار انجام میشود، با بهره گیری از این تکنولوژی میتوان به گونه ای به آموزش یک سیستم پرداخت که خود به تشخیص کالاهای نقص دار بپردازد.

چیزی که بیشتر از هر چیز دیگری حائزاهمیت است، تقاضاهای متغیر مشتریان و نیاز آنها برای سفارشی سازی است که چالش هایی را برای تولیدکنندگان ایجاد میکند. در این زمینه تولیدکنندگان میتوانند بر یادگیری ماشین تکیه کنند. واحدهای تولید نیز میتوانند از آنالیتیک داده ها و یادگیری ماشین برای بهبود فرآیندهای خود بهره بگیرند. این سیستم ها به افراد کمک میکنند تا نرخ بازدهی را در سطوح مختلف زنجیره های تامین پیش بینی و در نتیجه هزینه مواد خام را کاهش و کیفیت برند خود را حفظ کنند. علاوه بر این، هوش مصنوعی (AI) به هوش عملیاتی همزمان با وقوع رخداد کمک کرده و از مدیریت طول عمر محصول که شامل یکپارچه سازی فرآیندها، مسائل مربوط به اتوماسیون و مشارکت، بازبینی و تشخیص پشتیبانی میکند.

تکنولوژی همانند دیجیتال و اتوماسیون صنعتی

تکنولوژی همانند دیجیتال ﴿Digital Twins) این امکان را برای شما فراهم میسازد که یک کپی مجازی از یک ماشین یا سیستم تهیه کنید. این فرآیند علاوه بر کاهش وابستگی به مدل های اولیه پرهزینه، زمان حضور در بازار را سرعت میبخشد. همانندهای دیجیتال در حال حاضر در کارخانه جات فعال بوده و کارایی تولید را تجزیه و تحلیل نموده و باعث نگهداری و تعمیرات پیشگویانه میشوند. نگهداري و تعميرات پيشگويانه،  نگهداري و تعميرات پيش نگری است كه در آن وقوع خرابي در دستگاه با استفاده از تكنيك هاي (روش هاي عيب يابي) غير مخرب و حد بالا و پايين شاخص هاي مورد نياز هر تكنيك قابل پيش بيني است. در آینده، تولیدکنندگان از تمامی اجزای نصب شده در محصولات خود باخبر خواهند شد و بدین شکل میتوانند عکس العملی هدفمند به مسائل نشان دهند و فرآیندهای موجود را بهینه سازی کنند.

پیشرفت های امنیت سایبری صنعتی

از آنجایی که دستگاه های IIoT در واقع همان دستگاه های متصل یه یکدیگر هستند، همچون سایر دستگاه های تحت شبکه در معرض خطر حملات سایبری قرار دارند. بنابراین امنیت این دستگاه ها نیز بسیار حائزاهمیت شده است. راهکارهای امنیت سایبری صنعتی پیشرفته که امروز موجود هستند، یک رویکرد هایبریدی کارآمد را اتخاذ میکنند. این رویکرد هایبردی شامل تشخیص ناهنجاری های رفتار-محور میشود که با کمک رویکردهای امنیت سایبری معمول به شناسایی تهدیدات سایبری بالقوه میپردازد. تجزیه و تحلیل قاعده-محور نیز بخش دیگر این رویکرد هایبریدی است که به تولیدکنندگان اجازه میدهد تا به بازبینی عمیق برای تشخیص حملات سایبری بدافزاری موجود در شبکه بپردازند.

واقعیت افزوده ﴿AR و واقعیت مجازی ﴿VR

تکنولوژی های واقعیت افزوده ﴿AR﴾ و واقعیت مجازی ﴿VR﴾ در زمینه های مختلفی، از کاربردهای آنها برای مصرف کنندگان گرفته تا تولیدکنندگان، در حال بکار گرفته شدن هستند. در زمینه ی اتوماسیون صنعتی و تولید، تکنولوژی واقعیت مجازی میتواند به تولیدکنندگان کمک کند تا یک محصول یا محیط را به صورت دیجیتالی شبیه سازی کنند. و بدین شکل این امکان برای مصرف کنندگان و تولیدکنندگان فراهم میگردد که با این محصولات و فضاهای شبیه سازی شده به تعامل بپردازند. تکنولوژی واقعیت افزوده  AR به کاربران صنعتی اجازه میدهد که محصولات یا اطلاعات دیجیتال خود را وارد یک فضای حقیقی کنند. این کار از وارد کردن محصولات یا اطلاعات دیجیتال در یک فضای شبیه سازی شده به صورت دیجیتال (همچون آنچه در تکنولوژی واقعیت مجازی VR رخ میدهد﴾ به مراتب پربازده تر است.

ظهور روبات های صنعتی هوشمند

در آخر، حضور فزاینده ی روبات های صنعتی هوشمند در کف کارخانه ها نوعی پیروزی برای چهارمین انقلاب صنعتی تلقی میگردد. علیرغم استفاده تولیدکنندگان از روبات ها در دهه های گذشته، پیشرفت و توسعه ی مداوم تکنولوژی های روباتیک بدون شک کاربری های بالقوه ی روبات های صنعتی هوشمند را گسترده تر نموده است. بنابراین امروزه روبات های دارای پیشرفته ترین نرم افزارها و سیستم های بینایی را میتوان برای انجام یک سری وظایف مشخص برنامه ریزی کرد که این کار با تقاضا برای تولید هوشمند به خوبی انطباق دارد.

برگرفته از مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/what-are-some-industrial-automation-trends-to-watch-for%3F

یادگیری عمیق چیست؟

این روزها یادگیری عمیق به موضوعی داغ تبدیل شده است و در طیف گسترده ای از صنایعی که در حال سرمایه گذاری روی زمینه هایی چون هوش مصنوعی، کلان داده و آنالیتیکها هستند ریشه دوانده است. به عنوان مثال شرکت گوگل از یادگیری عمیق در الگوریتم های تشخیص صدا و تصویر استفاده نموده است، این در حالی است که شرکت هایی چون نتفیلیکس و آمازون در حال استفاده از آن برای فهم رفتار مشتریان خود هستند. شاید باور آن برای شما دشوار باشد، اما محققین دانشگاه ام.آی.تی در تلاش برای پیش بینی آینده با استفاده از یادگیری عمیق هستند. حال به این موضوع فکر کنید که یادگیری عمیق از چه پتانسیلی برای راه اندازی انقلاب در جهان و نحوه ی کار ما با چیزهای اطرافمان برخوردار است. قبل از صحبت از یادگیری عمیق باید رابطه ی آن را با یادگیری ماشین و هوش مصنوعی متوجه شد. راحت ترین راه برای فهم این ارتباط، مراجعه به دیاگرام زیر است:

  • هوش مصنوعی – مهندسی ساخت ماشین ها و برنامه های هوشمند
  • یادگیری ماشین – قابلیت یادگیری بدون آنکه مشخصا برنامه ریزی صورت گرفته باشد
  • یادگیری عمیق – یادگیری بر اساس شبکه های عصبی عمیق

طبق شکل بالا متوجه خواهید شد که یادگیری ماشین زیرمجموعه ای از هوش مصنوعی است. این بدین معناست که میتوانیم ماشین هایی هوشمندی را بسازیم که قادر به یادگیری بر اساس داده های ارائه شده هستند. علاوه بر این، یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است که در آن از الگوریتم های یادگیری ماشین مشابهی برای آموزش شبکه های عصبی استفاده شده است؛ این کار برای کسب دقت بیشتر در مواردی انجام میشود که یادگیری عمیق  قادر به ارائه عملکرد کافی نبوده است. موضوعات زیر در ادامه مقاله مورد بررسی قرار خواهند گرفت:

  • هوش مصنوعی
  • یادگیری ماشین
  • نقاط ضعف یادگیری ماشین

1. هوش مصنوعی

اصطلاح هوش مصنوعی در سال 1956 توسط جان مک کارتی ساخته شد؛ وی پدر هوش مصنوعی نام گرفته است. ایده ی پشت طرح هوش مصنوعی بسیار ساده و شگفت انگیز است. هدف از طرح هوش مصنوعی ساختن ماشین های هوشمندی بوده است که قادر به تصمیم گیری هستند. شاید این طرح همچون نوعی فانتزی علمی به نظر برسد، اما با توجه به پیشرفتهای اخیر صورت گرفته در تکنولوژی و قدرت محاسبات، این ایده هر روز بیشتر از پیش در حال نزدیک شدن به واقعیت است.

2. یادگیری ماشین: گامی به سوی هوش مصنوعی

حال که با مفهوم هوش مصنوعی آشنا شده اید، نوبت آن است که در مورد یادگیری ماشین صحبت شود و اینکه برنامه دهی ماشین ها برای یادگیری به چه معناست. ابتدا با تعریفی مشهور از یادگیری ماشین شروع میکنیم:

تعریف تام میشل از دانشگاه­ کارنژی ملون: «زمانی میتوان گفت که یک برنامه کامپیوتری از تجربه E با توجه به وظیفه T و ارزیابی عملکرد P یاد میگیرد که طبق ارزیابی P، عملکرد آن روی T، با کمک تجربه E بهبود یابد».

بنابراین در صورتی که بخواهید برنامه شما الگوهای ترافیکی موجود در یک تقاطع شلوغ ﴿وظیفه T﴾ را پیشبینی کند، از طریق الگوریتم های یادگیری ماشین و با کمک داده های موجود در مورد الگوهای ترافیکی قدیمی ﴿تجربه E﴾ میتوانید این کار را انجام دهید. دقت پیشبینی صورت گرفته ﴿ارزیابی عملکرد P﴾ به این بستگی دارد که آیا برنامه مربوطه موفق به استفاده از مجموع داده های موجود شده است یا خیر ﴿تجربه E﴾.

اساسا یادگیری ماشین به نوعی هوش مصنوعی اطلاق میشود که در آن کامپیوترها بدون نیاز به حجم زیادی از داده برای برنامه ریزی شدن، قدرت یادگیری پیدا میکنند. قانون و قاعده اصلی پشت یادگیری ماشین، یادگیری از مجموع داده ها و تلاش برای حداقل رساندن خطاها و به حداکثر رساندن احتمال به وقع پیوستن پیشبینی های آنها است.­

3. نقاط ضعف یادگیری ماشین

به هنگام کار با داده های بُعد-بالا، یعنی زمانی که با تعداد زیادی ورودی و خروجی سر و کار داشته باشیم، الگوریتم های یادگیری ماشین قدیمی چندان کاربرد ندارند. به عنوان مثال به هنگام تشخیص دست خط افراد، مقادیر زیادی ورودی موجود است­ که در آن انواع مختلفی ورودی که­ تداعی کننده انواع دست خط ها هستند وجود خواهد داشت. چالش اصلی دوم فهماندن این موضوع به کامپیوتر است که باید به دنبال چه ویژگی هایی باشد که نقشی مهم در پیش بینی نتیجه و همچنین کسب دقت بیشتر در حین انجام این کار ایفا خواهد کرد. به این فرآیند استخراج ویژگی گفته میشود.

دادن داده های خام به الگوریتم ها به ندرت کارایی داشته و به همین دلیل است که استخراج ویژگی بخش مهمی از جریان کاری یادگیری ماشین قدیمی را تشکیل میدهد. بنابراین بدون استخراج ویژگی، چالش های پیش روی برنامه نویس مربوطه افزایش پیدا میکند، چرا که کارایی الگوریتم ها تا حد زیادی به بینش برنامه نویس آن بستگی دارد. ­

از این رو بکارگیری این مدل یادگیری ماشین یا الگوریتم ها در برنامه هایی چون تشخیص اشیاء، تشخیص دست خط، پردازش زبان های طبیعی NLP و غیره بسیار دشوار است.

برگرفته از edureka

http://www.didarc.com/fa/news/what-is-deep-learning

ساز و کار یادگیری عمیق

یادگیری عمیق یکی از تنها متدهایی است که با آن میتوان بر چالش های استخراج ویژگی غلبه کرد؛ به این دلیل که مدل های یادگیری عمیق قادر به یادگیری تمرکز روی ویژگی های مناسب بوده و به راهنمایی کمی از سوی برنامه نویس نیازمند هستند. اساسا یادگیری عمیق از نحوه ی عملکرد مغز تقلید میکند، به عبارت دیگر از تجربه ها یاد میگیرد. همانطور که میدانید مغز ما از میلیاردها عصب تشکیل شده که به ما امکان انجام کارهای خارق العاده ای را میدهد.  حتی مغز یک بچه یک ساله نیز قادر به حل مشکلات پیچیده ای است که حل آنها برای سوپرکامپیوترها هم بسیار دشوار است. به عنوان مثال:

  • تشخیص چهره والدین خود و همچنین اشیاء مختلف.
  • تشخیص صداهای مختلف از یکدیگر و شناسایی افراد بر اساس صدای آنها.
  • فهم حس و حال چهره سایر افراد و بسیاری از کارهای دیگر.

در حقیقت مغز ما در طول سالیان مختلف و به صورت نیمه خودآگاه خود را برای انجام چنین چیزهایی آموزش داده است. در حال حاضر، سوالی که پیش می آید این است که یادگیری عمیق چگونه از عملکرد مغز تقلید میکند؟ یادگیری عمیق از مفهوم عصب های مصنوعی که عملکردی مشابه عصب های های بیولوژیکی مغز انسانها دارند استفاده میکنند. بنابراین میتوان گفت که یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است که خود به الگوریتم های الهام گرفته از ساختار و عملکرد مغز که شبکه های عصبی مصنوعی نامیده میشوند وابسته است.

حال برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر نگاهی بیاندازید. ساختن سیستمی را متصور شوید که قادر به تشخیص چهره ی چندین فرد مختلف در یک تصویر باشد. در صورتی که این مشکل را به عنوان یک مشکل یادگیری ماشین معمولی حل کنیم، ویژگی های چهره ای چون چشم، دماغ،‌ گوش ها و غیره را تعریف خواهیم کرد و سپس سیستم تشخیص خواهد داد که کدام یک از ویژگی ها برای کدام یک از افراد حائزاهمیت است.

در حال حاضر یادگیری عمیق این کار را یک مرحله پیشتر برده است. یادگیری عمیق به صورت خودکار ویژگی های حائزاهمیت برای طبقه بندی را با کمک شبکه های عصبی عمیق خود پیدا میکند، این در حالی است که در یادگیری ماشین، این ویژگی ها باید به صورت دستی تعریف شوند.­

همانطور که در تصویر بالا نشان داده شده است، یادگیری عمیق به شکل زیر عمل میکند: در پایین ترین سطح، شبکه روی الگوهای کنتراست داخلی به عنوان موضوعی مهم تمرکز میکند. لایه بعدی قادر به استفاده از آن الگوهای کنتراست داخلی برای تمرکز روی چیزهایی که مشابه چشم ها، دماغ ها و دهان ها است. در آخر، لایه نهایی قادر به بکارگیری آن ویژگی های چهره در قالب های چهره است. یک شبکه عصبی عمیق قادر به ساخت ویژگی های پیچیده و پیچیده تری در هر یک از لایه های بعدی خود است.

آیا تا به حال این سوال برای شما پیش آمده است که فیسبوک چگونه به صورت خودکار تمامی افراد حاضر در یک تصویر آپلود شده توسط شما را لیبل و برچسب گذاری میکند؟ فیسبوک همچون مثال قبل که پیشتر ذکر شد از یادگیری عمیق استفاده میکند. قابلیت های یادگیری عمیق و اینکه چگونه در مواردی که از اثر یک سری از ویژگی ها بیخبر بوده ایم یادگیری عمیق توانسته از لحاظ عملکرد از یادگیری ماشین سبقت بگیرد از جمله مواردی هستنند که شاید تا به اکنون متوجه آنها شده باشید. ­

در نتیجه شبکه های عمیق میتوانند با بهره جویی از مجموع داده های شامل داده های ورودی فاقد برچسب گذاری مناسب، از پس نقاط ضعف یادگیری ماشین برآیند.

شبکه عصبی چیست؟

همانطور که از نام آن برمی آید، یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است. یادگیری عمیق برای پرداختن به مشکلات یادگیری ماشین، بیشتر درگیر استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی عمیق (الگوریتم ها/مدل های محاسباتی که تا حدودی از مغز انسان الهام گرفته اند) شده است.

حال سوالی که ذهن افراد را درگیر میکند این است که اصلا شبکه عصبی چیست و چه کاری در یادگیری عمیق انجام میدهد؟ به مقایسه زیر توجه کنید: شبکه ی عصبی را همچون یک سری درب که پشت سر یکدیگر قرار گرفته اند در نظر بگیرید و خود را به عنوان یک “ورودی” به شبکه عصبی موجود ببینید. هر زمان که یکی از این درب ها را باز میکنید، تبدیل به یک فرد جدید میشوید (به عبارت دیگر، به نحوی یک تغییر در شما اتفاق می افتد). و زمانی که به آخرین درب میرسید، به یک فرد کاملا متفاوت تبدیل شده اید. هنگامی که از درب آخر خارج میشوید، به “خروجی” شبکه عصبی تبدیل میشوید. در این مورد، هر یک از درب ها نشان دهنده ی یک لایه هستند. بنابراین یک شبکه عصبی مجموعه ای از لایه هایی است که به نحوی ورودی موردنظر را تغییر داده و به ایجاد خروجی پرداخته است.

هر یک از لایه های موجود در شبکه ی عصبی شامل “وزن ها” و “جهت گیری ها”ی خاص خود هستند – این موارد تنها اعدادی هستند که بر ورودی افزوده میشوند. عملکرد کلی شبکه های عصبی به این شکل است که تعدادی ورودی دریافت کرده (معمولا مجموعه ای از اعداد که نمایش دهنده ی چیزی هستند، به عنوان مثال، مقادیر قرمز-سبز-آبی پیکسل ها در یک تصویر)، با استفاده از وزن ها و جهت گیری های لایه های خود یک سری تغییرات محاسبه شده انجام داده و در نهایت یک خروجی را بیرون میدهد. در صورتی که قبلا یک سری کلاس جبر گذرانیده باشید میتوانید به این ورودی ها، خروجی ها و وزن ها به عنوان یک سری ماتریس نگاه کنید. ماتریس ورودی توسط یک سری ماتریس تغییر داده شده (به عبارت دیگر، ماتریس های وزن و جهت گیری های لایه مربوطه) و به خروجی شما تبدیل میشود. البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که توصیف ارائه شده توضیحی بسیار ساده از نحوه عملکرد یک شبکه عصبی بوده و تنها برای فهم بهتر آن مطرح شده است.

یک شبکه عصبی عمیق تنها یک شبکه عصبی با تعداد لایه های زیاد است (با قرار دادن لایه ها روی یکدیگر، شبکه ی عصبی شما شروع به “عمیق تر” شدن میکند. ایده ی اولیه یادگیری عمیق، استفاده از شبکه های عصبی به همراه چندین لایه مختلف بوده است).

حال سوالی که مطرح میشود این است: شبکه ی عصبی چگونه یاد میگیرد؟ از طریق “پس انتشار. این واژه به روش معمول برای آموزش یک شبکه عصبی گفته میشود که در آن خروجی اولیه سیستم با خروجی دلخواه مقایسه شده و تا جایی که تفاوت بین آنها به حداقل برسد، سیستم مربوطه تنظیم میشود. همانطور که قبلا گفته شد شبکه های عصبی از لایه هایی تشکیل شده اند که وزن ها و جهت گیری های خاص خود (که تنها مجموعه ای از اعدادند) را شامل میشوند. در جریان فاز آموزش، شبکه های عصبی در جهت یافتن وزن ها/جهت گیری های درستی تلاش میکنند که قادر به ارائه ی دقیقترین خروجی ها باشند. این کار با استفاده از روشی تحت عنوان پس انتشار انجام میشود. پیش از آموزش دادن یک شبکه عصبی، وزن ها/ جهت گیری ها یا به صورت رندوم و یا با توجه به یک مدل آموزش دیده شده ی قبلی آماده سازی میشوند. در هر دو صورت هنگامی که آموزش صورت میگیرد، شبکه ی عصبی آن وزن ها و جهت گیری ها را با توجه به آنچه که “یاد میگیرد” تغییر میدهد. هنگامی که یک شبکه ی عصبی میسازیم، باید روی چیزی به عنوان تابع هزینه تصمیم گیری (به عبارت دیگر، انتخاب یا طراحی) کنیم. تابع هزینه اساسا به نوعی تابع ریاضی گفته میشود که خروجی را از یک شبکه ی عصبی (برای یک ورودی معین) و داده ی عینی (به عبارت دیگر، خروجی مورد انتظار از شبکه ی عصبی برای ورودی مشخص شده) دریافت و میزان غلط/بد بودن نتیجه حاصل از شبکه های عصبی را محاسبه میکند.

با استفاده از تکنیک های بهینه سازی همچون گرادیان کاهشی، کامپیوتر شما چگونگی تغییر وزن ها و جهت گیری ها را یاد میگیرد تا بدین شکل تابع هزینه را به حداقل برساند. اما گرادیان کاهشی به چه معناست؟ گرادیان کاهشی یک الگوریتم بهینه‌سازی مرتبه اول الگوریتم تکرار شونده است. برای یافتن کمینه محلی یک تابع با استفاده از این الگوریتم، گام‌هایی متناسب با منفی گرادیان (یا گرادیان تخمینی) تابع در محل فعلی برداشته خواهد شد. اگر در استفاده از این الگوریتم، گام‌هایی متناسب با جهت مثبت گرادیان برداشته شود، به بیشینه محلی تابع نزدیک می‌شویم که به این فرایند گرادیان افزایشی گفته می‌شود. سیستم مربوطه با یاد گرفتن با توجه به داده های بیشتر و بیشتر به انجام این کار ادامه میدهد (خروجی را از شبکه ی عصبی دریافت، هزینه را محاسبه و برای تغییر وزن ها کار “پس انتشار” را که پیشتر توضیح داده شد انجام میدهد). به مرور زمان، وزن ها و جهت گیری های سیستم با توجه به داده ها تنظیم میشوند و در آخر شبکه ای عصبی با دقت خروجی بالا در دست خواهید داشت. به یاد داشته باشید که کارایی عملی یا دقت یک شبکه عصبی تا حد زیادی به داده های استفاده شده برای آموزش آن وابسته است: بنابراین این موضوع بسیار حائزاهمیت است که بانک اطلاعاتی مجموع داده های شما به درستی ساخته یا انتخاب شده باشد. بدون وجود داده ی خوب (و میزان داده ی خوب) کار آموزش یک شبکه ی عصبی دقیق بسیار دشوار تمام خواهد شد.

به علاوه، تابع هزینه اساسا میزان عدم دقت شبکه ی عصبی مربوطه را اندازه گیری میکند؛ با به حداقل رساندن تابع هزینه به وسیله تغییر وزن ها/جهت گیری ها، شبکه ی عصبی شما از لحاظ عددی بسیار دقیقتر خواهد شد. با این حال، دقت شبکه عصبی وابسته به داده ای است که بر اساس آن آموزش داده میشود؛ بنابراین یک هزینه پایین ضرورتا به معنای یک شبکه ی عصبی آموزش دیده به قدر کافی نیست.

موارد کاربرد یادگیری عمیق

1. تشخیص صدا

شاید اسم سیری به گوش شما خورده باشد؛ سیری یک راهنمای هوشمند صوتی در محصولات شرکت اپل است. همچون سایر غول های بازار، شرکت اپل نیز روی یادگیری عمیق سرمایه گذاری کرده تا بدین شکل بتواند خدمات خود را با کیفیت بیشتری در مقایسه با گذشته ارائه کند. در زمینه تشخیص صدا و راهنمای هوشمند صدایی چون سیری، افراد میتوانند با استفاده از شبکه های عصبی عمیق مدلهای صوتی دقیقتری را بسازند. در حال حاضر این زمینه یکی از فعالترین زمینه ها برای بکارگیری یادگیری عمیق است. به بیان ساده، با کمک این تکنولوژی شما قادر به ساخت سیستمی هستید که میتواند ویژگی های جدید یاد بگیرد و یا با توجه به شما خود را تغییر دهد. بنابراین با پیش بینی تمام احتمالات از قبل، به نحو بهتری راهنمایی در اختیار شما قرار میگیرد.

2. ترجمه ماشینی خودکار

همه ما میدانیم که گوگل قادر به ترجمه فوری بین 100 زبان مختلف بوده و سرعت آن به قدری است که همچون یک معجزه به نظر می آید. تکنولوژی پشت گوگل ترنزلیت ترجمه ماشینی نامیده میشود و برای افرادی که به خاطر تفاوت زبانشان قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر نبوده اند همچون یک نجات دهنده عمل کرده است. حال ممکن است که این سوال برایتان پیش آید: « این ویژگی برای مدت های زیادی است که وجود دارد، پس دیگر چه چیز جدیدی برای ارائه میتواند داشته باشد؟» در طول چند سال گذشته، گوگل با کمک یادگیری عمیق رویکرد موجود نسبت به ترجمه ماشینی را در گوگل ترنزلیت خود به کلی دگرگون کرد. ­در حقیقت پژوهشگران یادگیری عمیقی که تقریبا چیزی در مورد ترجمه ماشینی نمیدانند، با ارائه و بکارگیری راهکارهای یادگیری ماشینی ساده توانسته اند بهترین و پیشرفته ترین سیستم های ترجمه زبانی در جهان را شکست دهند. ترجمه متون در این سیستم ها بدون نیاز به پیش پردازش توالی متون انجام میگیرد و به الگوریتم ها اجازه میدهد که ارتباط بین کلمات و معادل آنها را در زبان جدید یاد بگیرند. شبکه های فشرده ای از شبکه های عصبی متناوب و بزرگ برای انجام این ترجمه لازم است.

3. ترجمه بصری فوری

همانطور که میدانید یادگیری عمیق برای مواردی چون تشخیص تصاویری که دارای حروف اند و یا در مکانهایی که حروف ­در یک صحنه حضور دارند استفاده میشود. به محض شناسایی، این تصاویر را میتوان به متن تبدیل و ترجمه کرد و تصاویری با متن ترجمه شده از نو ایجاد نمود. حال شرایطی را تصور کنید که به کشور دیگری که زبان آن را نمیدانید سفر کرده اید. هیچ جای نگرانی نیست! با استفاده از اپلیکیشن های مختلفی چون گوگل ترنزلیت میتوانید برای خواندن علامت ها و یا تابلوهای خرید نوشته شده به زبان دیگر به سرعت ترجمه بصری انجام دهید.

4. خودروهای بدون راننده و اتوماتیک

شرکت گوگل در تلاش است که با استفاده از یادگیری عمیق مقدمات ساخت خودروهای بدون راننده خود ﴿معروف به WAYMO﴾ را فراهم و به سطح جدیدی از تکامل برساند. بنابراین به جای استفاده از الگوریتم های کدگذاری شده به صورت دستی، افراد میتوانند سیستم را طوری برنامه ریزی کنند که با استفاده از داده های ارائه شده توسط سنسورهای مختلف به خودی خود همه چیز را یاد بگیرند. در حال حاضر یادگیری عمیق به عنوان بهترین رویکرد نسبت به اکثر عملیات های ادراکی و همچنین بسیاری از عملیات های کنترلی سطح-پایین تلقی میگردد. ­از این رو در حال حاضر حتی افرادی که رانندگی بلد نبوده و یا ناتوان از رانندگی هستند نیز میتوانند بدون نیاز به سایر افراد وسیله نقلیه خود را برانند.

موارد ذکر شده تنها برخی از موارد مطرح استفاده از یادگیری عمیق بوده است که در آنها از این تکنولوژی به صورت گسترده استفاده شده و نتایج مطلوبی به دست آمده است. در بسیاری از حوزه هایی که جای بررسی و تامل دارند، یادگیری عمیق کاربری های دیگری نیز دارد.

برگرفته از edureka و towardsdatascience

http://www.didarc.com/fa/news/deep-learning-mechanism

مزایای یادگیری عمیق برای صنعت امنیت

به دلیل استفاده ی گسترده از مانیتورینگ با وضوح بالا، در یک بازه ی زمانی کوتاه میزان داده های موردنیاز برای نظارت امنیتی به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است. جمع آوری کارآمد، تجزیه و تحلیل و بکارگیری داده ها و استفاده هوشمندانه از آنها بیشتر از هر زمان دیگری در این صنعت به موضوعی جدی تبدیل شده است.  بنابراین ارتقاء سطح هوشمندی ویدئویی، هدفی ناگزیر و همه گیر در این صنعت به نظر میرسد. کاربران امنیتی امیدوارند که سرمایه گذاری آنها روی محصولات جدید، مزایایی فراتر از دنباله روی و جستجوی ساده علایق افراد و جمع آوری شواهد پس از یک رخداد امنیتی برای آنها به ارمغان آورد. به جای آن نیاز به یافتن راه های چه بسا کارآمدتر که به نظارت اجازه ی گذار از جستجو پس از وقوع رخداد به هشدارهایی حین وقوع رخداد و یا حتی هشدارهایی پیش از وقوع رخداد به شدت احساس میشود. برای برآورده سازی این نیازها، تکنولوژی های جدیدی لازم است. نظارت ویدئویی هوشمند برای سالهای زیادی در دسترس بوده است. با این حال، نتایج بکارگیری آن چندان ایده آل واقع نشده است. ظهور یادگیری عمیق، امکان تحقق این نیازها را برآورده ساخته است.

عدم کفایت الگوریتم های هوشمند قدیمی

نظارت ویدئویی هوشمند قدیمی دارای الزامات بسیار دقیقی برای پس زمینه ی یک صحنه است. دقت شناسایی و تجزیه و تحلیل هوشمند در سناریوهای مشابه به صورت یکنواخت باقی نمی ماند.

ویژگی های موجود در الگوریتم های هوشمند قدیمی توسط انسانها طراحی شده اند و همیشه به شدت فردی بوده اند. ذات این سیستم های به گونه ای است که ویژگی های غیر شهودی تر (ویژگی هایی که فهم و توصیف آنها برای انسانها دشوارند) در آنها نادیده گرفته میشوند. در فرآیند یادگیری طبقه بندی، با بالا رفتن تعداد دسته های موجود برای طبقه بندی، سطح دشواری نیز بالا میرود.

الگوریتم های هوشمند قدیمی معمولا از مدلهای یادگیری سطحی برای حل و فصل شرایطی با میزان داده های بزرگ در طبقه بندی های پیچیده استفاده میکنند. نتایج این تجزیه و تحلیل با شرایط ایده آل بسیار فاصله دارد. از سوی دیگر، این نتایج مستقیما وسعت و عمق کاربری های هوشمند و پیشرفت بیشتر آنها را محدود میسازد. از این رو برای صنعت امنیت، نیاز به افزایش “عمق” هوشمندی در کلان داده ها در حال پدیدار شدن است.

مزایای یادگیری عمیق و الگوریتم های آن

الگوریتم های هوشمند قدیمی توسط انسانها طراحی شده اند. این سیستم ها چه در صورتی که خوب طراحی شده باشند و چه برعکس، تا حد زیادی وابسته به تجربه و حتی شانس هستند و این فرآیند نیازمند زمان بسیار زیادی است. بنابراین آیا میتوان با این ماشین ها کاری کرد که به صورت خودکار برخی از این ویژگی ها را یاد بگیرند؟ بله! در واقع این کار هدف هوش مصنوعی (AI﴾ است.
طرح تکنولوژی یادگیری عمیق از شبکه های عصبی مغز یک انسان الهام گرفته شده است. به مغز ما انسانها میتوان به چشم یک مدل یادگیری عمیق پیچیده نگاه کرد. شبکه های عصبی مغز متشکل از میلیاردها عصب به یکدیگر متصل هستند؛ یادگیری عمیق این ساختار را شبیه سازی میکند. این شبکه های چندلایه ای قادر به جمع آوری اطلاعات و انجام فعالیت های متناظر واز قابلیت تشخیص و بازآفرینی سوژه برخوردار هستند.

یادگیری عمیق به صورت ذاتی با الگوریتم های دیگر متفاوت است. نحوه ی حل و برطرف سازی عدم کفایت الگوریتم های سنتی توسط یادگیری عمیق در جنبه های ذیل گنجانده شده است.

نخست، از “سطحی” به “عمیق”

مدل الگوریتمی یادگیری عمیق از ساختار به مراتب عمیق تری نسبت به دو ساختار سه لایه ای الگوریتم های قدیمی برخوردار است. در برخی از موارد، تعداد لایه ها به بیش از یکصد میرسد که این موضوع یادگیری عمیق را قادر به پردازش حجم زیادی از داده در طبقه بندی های پیچیده میسازد. یادگیری عمیق بسیار مشابه فرآیند یادگیری انسان عمل میکند و دارای فرآیند تشخیص ویژگی لایه لایه است. یادگیری عمیق به ما کمک میکند تا فهم جزئی (سطحی) به یک تشخیص کلی (عمیق) تبدیل شده و بدین شکل سوژه موردنظر شناسایی شود.

دوم، از “ویژگی های مصنوعی” به “یادگیری ویژگی”

یادگیری عمیق نیازی به مداخله دستی ندارد، ولی در عوض برای استخراج ویژگی ها وابسته به یک کامپیوتر است. بدین شکل یادگیری عمیق میتواند بیشترین تعداد ویژگی های ممکن را از سوژه موردنظر استخراج کند؛ ویژگی های غیرشهودی که برای توصیف دشوار یا غیرممکن هستند از جمله این ویژگی ها محسوب میشوند. هر چه تعداد ویژگی ها بیشتر باشد، امر شناسایی و تشخیص دقیقتر خواهد بود.

فاکتورهای اصلی یادگیری عمیق

به صورت کلی سه دلیل عمده برای شهرت یافتن یادگیری عمیق در سالهای اخیر (چرا زودتر از آن این اتفاق نیافتاده است!) وجود دارد: مقیاس داده های موردنیاز، قدرت محاسبه و ساختار شبکه.

پیشرفتهای صورت گرفته در عملکرد الگوریتم های داده-محور در یک بازه ی زمانی بسیار کوتاه باعث تسریع نفوذ یادگیری عمیق در کاربری های هوشمند مختلف شده است. مخصوصا که با افزایش در مقیاس داده ها، عملکرد الگوریتمی نیز بهبود یافته است. از این رو تجربه ی کاربر بهبود یافته و کاربران بیشتری درگیر این موضوع شده اند که این کار خود باعث تسهیل بیشتر در مقیاس بزرگتری از داده ها شده است.

پلتفرم های سخت افزاری با عملکرد بالا باعث فعالسازی قدرت محاسباتی بیشتر میشوند. مدل یادگیری عمیق نیازمند تعداد نمونه های زیادی است که این موضوع انجام حجم زیادی از محاسبات را اجتناب ناپذیر میسازد. پیشرفت سریع واحدهای پردازش گرافیکی ﴿GPU﴾، سوپرکامپیوترها، محاسبات ابری و سایر پلتفرم های سخت افزاری با عملکرد بالا شرایط را برای ممکن شدن یادگیری عمیق فراهم نموده اند.

در آخر، ساختار شبکه نقش خود را در پیشرفت یادگیری عمیق ایفا میکند. با کمک بهینه سازی مداوم الگوریتم های یادگیری عمیق، تشخیص سوژه ی بهتری صورت میگیرد. برای کاربری های پیچیده تری چون تشخیص چهره و یا در سناریوهایی با نورپردازی، زوایا، حالت ها و عوامل متفاوت دیگر، ساختار شبکه دقت تشخیص را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

موارد بکارگیری محصولات یادگیری عمیق

در دو سال گذشته، تکنولوژی یادگیری عمیق در زمینه هایی چون تشخیص صدا، بینایی رایانه ای یا کامپیوتر، ترجمه صوتی و بسیاری موارد دیگر به خوبی ظاهر شده است. این تکنولوژی در زمینه هایی چون تایید چهره و طبقه بندی تصاویر از قابلیت های انسانی نیز پیشی گرفته است؛ از این رو برای صنعت امنیت در زمینه هایی چون نظارت ویدئویی که کاربری هایی چون تشخیص چهره، تشخیص خودرو، تشخیص ویژگی بدن انسانی، دنباله روی چندین سوژه مختلف و سایر موارد را شامل میشود، به یادگیری عمیق توجه زیادی میشود.

این نوع از عملکردهای هوشمند به یک سری دوربین های نظارتی جلویی، سرورهای پشتی و دیگر محصولاتی نیازمندند که از الگوریتم های یادگیری عمیق پشتیبانی کنند. در کاربردهای با مقیاس کوچک، دوربین های جلویی میتوانند مستقیما کار استخراج ویژگی از یک انسان ساختارمند و وسیله نقلیه را انجام دهند و هزاران تصویر از چهره ی افراد را میتوان در دستگاه های جلویی ذخیره سازی کرد تا چهره ها به صورت مستقیم با یکدیگر مقایسه شوند و بدین شکل هزینه های برقراری ارتباط با سرور کاهش یابد. در کاربردهای با مقیاس بزرگ، دوربین های جلویی میتوانند با سرورهای پشتی کار کنند. مخصوصا اینکه کار ویدئویی ساختارمند به وسیله ی دستگاه های جلویی صورت میگیرد و بدینوسیله بار کاری دستگاه های پشتی کاهش می یابد؛ همچنین کارآمدی تطابق و جستجوی سرورهای پشتی ارتقاء پیدا میکند.

یادگیری عمیق سطح بعدی پیشرفت هوش مصنوعی است. این تکنولوژی بسیار فراتر از یادگیری ماشین عمل میکند؛ در یادگیری ماشین، کار طبقه بندی نظارت شده ی ویژگی ها و الگوها با کمک الگوریتم ها صورت میگیرد. دقت بهبودیافته نتیجه ی یادگیری چندلایه ای و جمع آوری گسترده داده ها است. بکارگیری این الگوریتم در تشخیص چهره، تشخیص وسیله نقلیه، تشخیص افراد و سایر پلتفرم ها باعث پیشرفت قابل توجه عملکردآنالیتیک ها خواهد شد.

منبع: مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/how-deep-learning-benefits-the-security-industry