آرشیو برچسب: کلان داده

ویدئوها و آنالیتیک ها در سال 2019

با به پایان رسیدن سال 2018 همه ی افراد منتظرند که ببینند چه تکنولوژی هایی تبدیل به روندهای رایج امنیتی در سال 2019 خواهند شد. تا جایی که سیستم های نظارت ویدئویی مسئله موردبحث باشند، انتظار میرود که در سال 2019 سیستم های تجزیه و تحلیل محتوای ویدئویی، سیستم های تشخیص چهره و سیستم های محاسباتی اج-محور برجسته تر از قبل خودی نشان دهند.

تجزیه و تحلیل محتوای ویدئویی

تجزیه و تحلیل محتوای ویدئویی پیشرفت زیادی داشته و از تکنولوژی های اغراق-شده ی گذشته به نوآوری هایی اساسی که باعث بهبود وضع امنیت و همچنین هوشمندی بیزنسی میشوند تغییر شکل یافته است. انتظار میرود که در سال 2019 این تکنولوژی نقش پررنگ تری را در امنیت ایفا نماید.

در حال حاضر نرم افزارهای تجزیه و تحلیل محتوای ویدئویی که هوش مصنوعی ﴿AI﴾ و تکنولوژی یادگیری عمیق را در خود جای داده اند به مراتب ارزشمندتر از بررسی های پس از وقوع رخدادها تلقی میشوند. به خاطر سرعت باورنکردنی و قابلیت های هوشمند این سیستم ها، بسیاری از افراد درحال یافتن راه هایی جدید برای استفاده از آنها هستند. به عنوان مثال، بیزینس های خرده-فروشی در حال استفاده از این تکنولوژی جهت برنامه ریزی های کنش گرایانه و استراتژیک هستند تا تجربه ی بهتری را برای مشتریان فراهم ساخته و در نتیجه باعث افزایش میزان فروش خود و وفاداری آنها شوند؛ سازمان های درمانی و بهداشتی نیز از این تکنولوژی جهت رسیدگی به مسائل عملیاتی همچون یافتن افراد غیرمجاز در مناطقی با تاسیسات محدود استفاده می نمایند؛ و قطب-های حمل و نقل از این تکنولوژی ها جهت بهبود جریان مسافران استفاده کرده و شهرداری ها به صورت کنشگرایانه برای امن تر نگاه داشتن خیابان های شهری بهره میگیرند.

علیرغم صحبت های موجود مبنی بر فقدان یک عامل پیشبینی کننده در آنالیتیک های امروزی (این سیستم ها قادر به پیش بینی اینکه فردی قصد انجام کار بدی را دارد یا خیر نیستند!)، پیشرفت های صورت گرفته درآنالیتیک ها منجر به پیشگیری بهتر از وقوع جرائم میگردد. به عنوان مثال از طریق استفاده از بیگ دیتا یا کلان داده ها، مجاری قانونی بهتر میتوانند به تجزیه و تحلیل الگوی جرائم و روندهای آنها بپردازند و بدین شکل محل وقوع رخدادهای امنیتی را پیشبینی کرده و طبق این داده ها، نیروهای خود را به کار بگیرند. استفاده از ویدئوآنالیتیک ها در بررسی ها و تحقیقات صورت گرفته پس از وقوع رخدادها به عنوان امری مهم برای یافتن مجرمین، فهم بهتر صحنه جرائم و تعیین محل افراد گم شده تلقی میگردد و این داده ها هوشمندی لازم برای پیشگیری کنشگرایانه ی جرائم را فراهم میسازند.

سیستم های تشخیص چهره

سیستم های تشخیص چهره پیشرفتی جدید تلقی میشوند. با استفاده از تکنولوژی های یادگیری عمیق و تکنولوژی هوش مصنوعی ﴿AI﴾، سیستم های تشخیص چهره قادر به صدور اجازه ی ورود به گوشی هوشمند بوده و همچنین میتوانند دوستان شما را در تصاویر منتشرشده در شبکه های مجازی تشخیص بدهند. در حالی که به سیستم های تجزیه و تحلیل محتواهای ویدئویی فکر میکنیم، سیستم های تشخیص چهره بیشتر از هر زمان دیگری در حال ایفای نقشی پررنگ هستند. در سال 2019 شاهد استفاده ی بیشتر ارگان های اجرایی قانون از آنالیتیک های ویدئویی و سیستم های تشخیص چهره خواهیم بود تا بدین شکل وقایع صورت گرفته با سرعت بیشتری حل و فصل شوند. با استفاده از این تکنولوژی ها خرده فروشان به سرعت میتوانند به تشخیص سارقین وسایل موجود در فروشگاه ها بپردازند. از آنجایی که این تکنولوژی در حجم بالا در سراسر جهان به کار گرفته شده و بیشتر از هر زمان دیگری در دسترس افراد قرار دارد، انتظار میرود که این تکنولوژی به شکل قابل توجهی در سال 2019 بکار گرفته شود.

علیرغم وجود برخی نگرانی ها یا مسائل اخلاقی حول سیستم های تشخیص چهره، این سیستم ها راه هایی مناسب برای رسیدگی به این دست از مسائل خواهند بود.

سیستم های تشخیص چهره موارد کاربرد معناداری را ارائه میکنند؛ یکی از این کاربردها تطبیق چهره ها بر اساس تصویری در یک ویدئو یا تصویری بیرون از سیستم مربوطه ﴿ به عنوان بخشی از لیست افراد تحت تعقیب یا به عنوان یک تصویر منفرد﴾ میباشد. افراد شاهد ارجاعات زیادی از نوع فیلم “گزارش اقلیت” به کارگردانی استیون اسپیلبرگ به سیستم های تشخیص چهره بوده-اند؛ محور اصلی این فیلم روی سیستمی است که بر مبنای ۳ انسان کار می‌کند و می‌تواند جرایم را پیش از وقوع پیش‌بینی کند و بدین ترتیب مأموران اجرایی پیش از وقوع جنایت جلوی آن را می‌گیرند و بدین ترتیب مدت‌هاست که دیگر جنایتی رخ نداده است. اما همین سیستم پیچیده هم ممکن است فریب بخورد. زمانی که ماشین پیش‌بینی می‌کند در زمان مشخصی یکی از مأموران اصلی پروژه دست به قتل خواهد زد، او با این پرسش مواجه می‌شود که آیا خود اراده تغییر آینده خود را دارد یا مجبور است به تقدیر تن در دهد و در این راه معمای پیچیده‌ای را باز می‌کند. حقیقت آن است که وضع تصاویر هیچ پیشرفتی نداشته، هیچگونه ارتباطی با داده های فردی وجود نداشته و هیچگونه ارتباطی بین سایر تصاویر فرد موردنظر در خارج از ویدئویی که چهره ی وی با آن تطبیق داده شده وجود ندارد. با توجه به آنچه گفته شد، به احتمال زیاد شاهد نظارت قدرتمندتر از سوی دولت ها خواهیم بود تا بدین شکل سیاست هایی برای تنظیم استفاده از این تکنولوژی ها و تعریف حقوق انتخاب برای دنبال شدن به صورت دیجیتال را تعیین کنند.

پردازش اج-محور و محاسبات ابری

در آخر، پردازش اج-محور و محاسبات ابری نقشی به مراتب پررنگتر را در افزایش سرعت بکارگیری آنالیتیک های پیشرفته محتوای ویدئویی ایفا خواهند نمود. با ادامه یافتن شهرت ویدئوها، نیاز به حفظ پهنای باند در حال ایجاد موجی از مهاجرت ابری و محاسبات اج-محور است. این امر امکان آنالیتیک های پیشرفته محتواهای ویدئویی را فراهم میسازد؛ این آنالیتیک ها داده های جمع-آوری شده از دوربین ها و دستگاه ها را مورد پردازش قرار میدهند. پیشبینی میشود که در سال 2019 مهاجرت به سوی سیستم های محاسبات ابری و پردازش اج-محور همچنان ادامه پیدا کند و در نتیجه آن شاهد بکارگیری بیشتر آنالیتیک های AI-محور محتواهای ویدئویی در بسیاری از صنایع باشیم؛ این صنایع شامل صنعت حمل و نقل، آموزش عالی، مراکز بهداشتی و درمانی، خرده فروشی-ها و بسیاری از صنایع دیگر میشوند.

برگرفته از مجله a&s و دانشنامه آزاد ویکی پدیا

5 شکل بکارگیری هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی

هوش مصنوعی (AI﴾ صنعت خودروسازی را به قبضه خود در آورده است و حال آنکه تمامی فعالین بزرگ صنعت خودروسازی مشغول بکارگیری منابع و تکنولوژی های خود هستند تا به مطلوبترین خروجی برسند.

زیبایی دستگاه های مجهز به هوش مصنوعی در آن نهفته است که این سیستم ها به دنبال یادگیری از تمامی ورودی های سنسوری همچون صداها و تصاویر هستند.

به همین شکل هنگامی که این هوشمندی در تکنولوژی موجود در یک خودرو گنجانده میشود، خودروی مربوطه محیط پیرامون خود را شناسایی کرده و هنگام حرکت یا مواجه شدن با موانع به ارزیابی علائم محیطی میپردازد.

در سال 2015، نرخ نصب و بکارگیری سیستم های هوش مصنوعی-محور در خودروهای جدید تنها 8٪ بوده است، اما تا سال 2025 انتظار میرود که این نرخ به 109٪ افزایش پیدا کند. این افزایش بخاطر نصب و بکارگیری سیستم های AI مختلف در وسایل نقلیه خواهد بود.

راندن خودروهای بدون راننده با کمک هوش مصنوعی

تفکر پشت خودروهای بدون راننده از حوالی سال 1970مطرح شد و از این جهت میتوان گفت که این پدیده موضوع جدیدی نیست. خودروهای مجهز به هوش مصنوعی که در فیلم های سالهای گذشه به تصویر کشیده شده اند همیشه تصورات ما را درگیر خود نموده اند. اما به احتمال زیاد، کمبود آگاهی فنی و منابع از جمله موانعی بوده اند که مانع به حقیقت پیوستن این تصورات تاچند سال اخیر شده اند. به تدریج تمامی فاکتورهایی که منجر به هوش مصنوعی میشدند شکل گرفتند و در حال حاضر شاهد به حقیقت پیوستن تولید خودروهای بدون راننده هستیم.

اما دیدن هوش واقعی در این نوع ماشین ها موضوعی است که نیاز به زمان دارد. ایده ی پشت تولید این نوع ماشین ها این بوده است که خودروها بتوانند بدون راننده ی انسانی و در شرایط مختلف خود به تنهایی به رانندگی بپردازند. شاید این کار آسان به نظر برسد، اما به هیچ وجه اینگونه نیست! چرا که برای انجام این کار به محاسبات بسیار دقیقی احتیاج است.

از طریق تکنیک هایی چون تلفیق سنسورها و یادگیری عمیق، محقیقن موفق به توسعه تکنولوژی شدند که به ایجاد یک نقشه سه بعدی از تمامی اتفاقات رخ داده در اطراف خودرو کمک میکند.

برخی از شرکت های بزرگ در زمینه تکنولوژی و خودروسازی همچون گوگل و تسلا، میلیونها دلار از پول خود را صرف پژوهش در مورد خودروهای بدون راننده نموده اند تا بدین شکل به یک تکنولوژی بهتر دست پیدا کرده و خودروهای خودگردان/خودران را به یک واقعیت تجاری تبدیل کنند.

حال بیایید به اشکال مختلفی که هوش مصنوعی به پیشرفت و توسعه صنعت خودردوسازی در آینده کمک میکند نگاهی بیاندازیم:

1. یادگیری ماشین

هوش مصنوعی ﴿AI﴾ نوعی هوش است که در نتیجه بهترین آزمایشات علمی مطرح شده و توسعه پیدا کرده است. هنگامی که این هوش در دستگاه ها و ماشین ها بکار گرفته میشود، آنها را به دستگاه/ماشین هایی مبدل میسازد که تا حد زیادی همچون انسانها عمل میکنند. با این حال، هوش مصنوعی با یادگیری عمیق متفاوت است. در هوش مصنوعی، دستگاه ها به شکلی به انجام کارها میپردازند که انسانها آن را هوشمند تلقی میکنند. یادگیری ماشین یا ML یکی از کاربردهای هوش مصنوعی است که در آن به ماشین ها یک سری داده ی بخصوص داده میشود و آنها به خودی خود شروع به یادگیری بر اساس این داده ها میکنند. یادگیری ماشین در حقیقت زیرمجموعه ای از هوش مصنوعی AI تلقی میگردد.

شرکت تویوتا یک گام جلوتر پیش رفته و از بیگ دیتا ﴿کلان داده﴾، یادگیری ماشین و هوش مصنوعی در جهت تولید سیستم های خودگردان به شدت حساسی بهره جسته است که به سهولت حرکت «افراد کم توان در رانندگی» کمک میکند.

2. یادگیری عمیق

یادگیری عمیق فرآیندی است که با کمک آن یادگیری ماشین بکار گرفته میشود. با کمک یادگیری عمیق است که بسیاری از فعالیت های هوش مصنوعی بدون هیچگونه شکستی صورت میپذیرند. یادگیری عمیق به سیستم ها کمک میکند تا وظایف خود را به بخش هایی قابل مدیریت تقسیم کنند. نرم افزار موجود در یادگیری عمیق قادر به یادگیری است و پس از آن شروع به تقلید از فعالیت های لایه های نورونی مغز ما میکند.

تکنیک های یادگیری عمیق در صنعت خودروسازی بسیار سودمند واقع شده است، چرا که این تکنیک ها در زمینه سیستم های پیشرفته راهنمای رانندگی و رانندگی خودکار کمک میکنند. این موارد تنها کاربردهای یادگیری عمیق در داخل خودروها بوده اند. تکنولوژی یادگیری عمیق نقش پررنگی را در خارج از محیط خود خودروها نیز ایفا میکند – در طول تولید، فروش و خدمات پس از فروش. حتی در سرویس هایی که تا کنون تکنولوژی در آنها تا حدودی مبهم به نظر میرسید، تکنولوژی یادگیری عمیق تفاوت ایجاد کرده و پیشرفت بزرگی را رقم زده است.

3. اینترنت اشیا ء ﴿IoT

اینترنت اشیاء تاثیری انکارناشدنی روی صنعت خودروسازی داشته است و همچنان مستعد قوی تر شدن در سالهای پیش رو نیز هست. خودروهایی که به تازگی تولید شده اند مجموعه ای از مواردجدید را به همراه خود دارند – سنسورهای هوشمند، قابلیت های تجزیه و تحلیل محیطی با کمک بیگ دیتا، کاربردهای اتصال گنجانده شده در خود سیستم.

با توجه به ویژگی های رویایی این خودروها، صاحبان این سیستم ها میتوانند از مزیت برخی ویژگی ها بهره مند شوند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

  • فروشندگان یا تولیدکنندگان این سیستم ها از طریق نرم افزارهای بروزرسانی بیسیم، فریمور خودروها را بروزرسانی میکنند.
  • در صورتی که یک وسیله نقلیه در یک روز به خصوص برای سرویس یا تعمیر شدن برنامه ریزی شده باشد، داده های مربوط به عملکرد خودرو به مرکز تولیدکننده/فروشنده/خدمات رسانی ارسال خواهد شد.
  • تولید کنندگان خودروها میتوانند تنها از طریق یک نرم افزار مشخص به حل و فصل برخی از مسائل مربوط به عملکرد خودرو بپردازد و دارنده ی خودرو مجبور به تهیه یک لیست بلند بالای خرید نخواهد شد.
  • کمپانی هایی که دارای مجموعه ای از وسایل نقلیه خود هستند میتوانند با کمک پارامترهای امنیتی ارتقاء یافته، به صورت یک شکل به مدیریت خودروهای خود بپردازند.
  • کیفیت تولید ارتقاء یافته از طریق فرآیندهای اینترنت اشیاء (IoT) امکان پذیر است.
  • در صورت وقوع موارد نیازمند فوریتهای پزشکی، سنسورهای هوشمند خودرو پرسنل پزشکی مربوطه را فراخوانده و خواهند فرستاد.

 

 

4. قابلیت های ادراکی

انقلاب رانندگی بدون راننده در گوشه و کنار خیابانها به مسیر خود ادامه خواهد داد و افراد نه تنها شاهد بکارگیری قابلیت های هوش مصنوعی در خودروهای کوچک خواهند بود، بلکه کامیون های 18-چرخی را خواهند دید که مجموعه ای از کالاها را با خود حمل میکنند. این امر با کمک آنالیزهای ادراکی یک گام پیشتر آمده است، چرا که این آنالیزها با نگاه کردن به الگوهای رفتاری و قابلیت های داده کاوی به تقلید از رفتار افراد میپردازند.

سیستم های ادراکی باید عملکردی همچون یک انسان را در تفسیر شرایط واقعی داشته باشند. برای انجام این کار داشتن فهم و آگاهی عمیق نسبت به داده های غیرساختار-یافته ضروری است.

این دانش و آگاهی با کمک کسر بزرگی از داده های غیرساختار-یافته به دست می آید تا روی چگونگی نشان دادن عکس العمل طبیعی به صورت همزمان با وقوع رخداد تصمیم گیری صورت گیرد.

این قابلیت های ادراکی همچنین قادر به کنترل شرایط عملیاتی پویا و دینامیک خواهند بود. در حال حاضر تولیدکنندگان خودروها شروع به گنجاندن این نوع قابلیت ها در خودروهای خود نموده اند. به عنوان مثال، شرکتBMW با همکاری شرکت IBM تلاش نموه است تا این قابلیت های ادراکی را به خودروهای خود بیافزاید.

5. سیستم های اطلاع رسانی و سرگرمی

هوش مصنوعی، سیستم های اطلاع رسانی و سرگرمی موجود در خودروها را به شکل عظیمی تغییر میدهد. به خاطر این روند، تقاضا برای راهکارهای سخت افزاری و نرم افزاری باکیفیت نیز افزایش یافته است، چرا که تمام این سیستم ها باید سازگار با تکنولوژی هوش مصنوعی AI باشند.

در گروه سیستم های اطلاع رسانی و سرگرمی میتوانید شاهد پیشرفت و توسعه ویژگی های زیر باشید: تشخیص صدا، دنباله روی مسیر حرکت چشم، بازبینی رانندگی، تشخیص حرکات بدن و پایگاه داده زبان های طبیعی ﴿زبان طبیعی، قابلیت یک رایانه برای درک چیزی است که انسان در قالب کلام به او می‌گوید﴾. به مرور زمان این پیشرفت ها یک گام جلوتر خواهند رفت تا سیستم های ارزیابی شرایط راننده، سیستم های دید ماشینی متصل به دوربین، واحدهای کنترل موتور ترکیب سنسورها و واحدهای تشخیص رادار-محور را درنظر گرفته و در خود بگنجانند.

اینترفیس های ماشینی-انسانی مربوط به سیستم های سرگرمی و اطلاع رسانی وجود دارد که قبلا به خودروها متصل شده اند. این اینترفیس ها میتوانند طبق الگوریتم های به دست آمده از شبکه های نورونی ابر-محور به بازبینی پرداخته و عمل کنند. از این قابلیت بعدها میتوان برای انجام کارهای پیشرفته استفاده نمود.

نتیجه

با کمک قابلیتهای هوش مصنوعی افراد میتوانند شاهد نوع جدیدی از راندن خودروها ﴿پدیده «ابرها به خودروها»﴾ باشند. توسعه دهندگان این نوع سیستم ها با کمک قدرت محاسباتی فوق العاده ی موجود خود قادر به ساخت اپلیکیشن هایی شده اند که هوش مصنوعی را به مرحله ی جدیدی از کمال رسانده اند.

استفاده از هوش مصنوعی محدود به خودروهایی که به خودی خود و در شرایط گوناگون همچون یک راننده ی واقعی میرانند نمیشود. علاوه بر این، هوش مصنوعی به ساخت خودروهای ارزانتری کمک میکند که قادر به حس کردن محیط بوده و علیرغم تمام موانعی که ممکن است در جریان رانندگی سر راه افراد قرار بگیرد قادر به راهیابی باشند.

منبع: Bigdata-Madesimple

کارخانه هوشمند چیست؟

شاید یکی از رایجترین کلمات این دهه، واژه “هوشمند” باشد. هیچ صنعتی از این مفهوم مستثنی نیست. از تلفن ها گرفته تا منازل و ساختمان ها همگی در تلاش برای گنجاندن این مفهوم و برچسب در خود هستند. یکی از صنایعی که به صورت جدی نسبت به این امر علاقه نشان داده، صنعت تولید است. شناخته شده با عناوینی چون هوشمند، کارخانه های هوشمند و مفهوم گسترده تری چون صنعت 4.0، آهسته آهسته بخش تولید شاهد انقلابی است که میتواند روی بسیاری از بخش های دیگر تاثیرگذار باشد.

در قلب کارخانه های هوشمند موضوع هوشمندی قرار دارد و هوشمندی مکانی بخش مهمی از این کارخانه ها را تشکیل میدهد: در صورتی که چیزی حرکت کند و فرآیند انجام آن از اهمیت بالایی برخوردار باشد، ابتدا باید دید که این اتفاق در کدام مکان به وقوع پیوسته و در حال انجام چه کاری است. صنعت 4.0 محیطی را توصیف میکند که در آن فرآیندهای انعطاف پذیر و هوشمند با بهره گیری از داده های به دست آمده از سنسورهای متصل به تمامی بخش های یک زنجیره ی ارزش به صورت همزمان با وقوع رخداد استفاده میکند تا فرآیندهای بیزینسی بهینه سازی شوند. این سیستم های سایبری-فیزیکی از قدرت آنالیتیک های کلان داده ای برای ترجمه دید عملیاتی کامل به سرعت عمل و کارآمدی بی سابقه در امر تولید استفاده میکنند.

اما همواره گروهی از افراد وجود دارند که معتقدند بسته به مکان مورد بررسی از اصطلاحات متفاوتی استفاده میشود، با این حال مفهوم اصلی همچنان ثابت باقی می ماند.

بسته به منطقه و مکانی که این موضوع در آن مطرح میگردد، تعاریف مختلفی میتوان ارائه کرد. با این حال با انداختن نگاهی فراتر ازتعاریف مرسوم ارائه شده برای اصطلاحاتی چون “کارخانه هوشمند” یا “صنعت 4.0″، این اصطلاحات منعکس کننده ی تغییرات بنیادینی با توجه به چگونگی تغییر چهره ی فرآیندهای تولید از طریق “ساختارهای متصل به یکدیگر” هستند. امروزه مراحل مختلف فرآیندهای تولید، از همان ابتدا از پایین ترین سطح یک ماشین یا تجهیزات، مستقیما از طریق سنسورها/اینترنت اشیاء (IoT﴾ به یکدیگر متصل شده و مستقیما قادر به تعامل با یکدیگر هستند و در نتیجه این امر کل زنجیره ی تولید شفاف و کارآمدتر میشود. در حال حاضر این ماشین ها و تجهیزات را میتوان طوری برنامه ریزی کرد که علاوه بر تعامل با یکدیگر، با سیستم های بالاتر و پایین تر خود نیز به تعامل بپردازند و مستقل از مداخله نیروی انسانی، تصمیماتی هوشمندانه اتخاذ کنند. این دقیقا تعریف کارخانه هوشمند مدرن است.

کارخانه هوشمند به صنعتی گفته میشود که از دستگاه های متصل به اینترنت اشیاء ﴿IoT) برای بهبود کارایی، پیوستگی و امنیت عملیات های خود بهره میگیرد. تعامل به صورت همزمان و دورادور بین اجزای تولید و اپراتورها، کارخانه جات را به ویترینی برای اتوماسیون و اتوماتیک سازی تبدیل میکند. مفهوم کارخانه هوشمند را میتوان در دو فاز مجزا تعریف نمود. به عنوان مثال، کارخانه هوشمند بخشی از صنعت 4.0 است. صنعت 4.0 شامل فاز طراحی، فاز تولید و فاز لجستیک میشود. تمام این فازها به عنوان صنعت 4.0 نامیده میشوند، اما کارخانه هوشمند به نقطه ی میانی این فرآیند تبدیل میشود.

کارخانه های هوشمند حداقل به چهار عنصر نیاز دارند. عنصر اول، یکپارچه سازی ماشین با ماشین (M2M﴾ است. عنصر دوم مربوط به دانش حوزه مربوطه میشود. عنصر سوم مربوط به هوشمندی بیزینسی در بخش های بیرونی و داخلی این کارخانه ها است. عنصر چهارم نیز به تقاضای بازار برمیگردد.

این چهار عنصر از چهار حوزه ی متفاوت می آیند؛ این بدان معناست که اگر بخواهیم کارخانه هوشمند را در یک کلمه تعریف کنیم، میتوانیم از آن به عنوان تلفیق و یکپارچه سازی یاد کنیم.

ایده ی تقسیم این مفهوم به چهار دسته مختلف به نظر میرسد که در این صنعت بسیار شناخته شده باشد. صنعت 4.0 شامل چهار ستون میشود که کارخانه هوشمند یکی از این ستون ها را تشکیل میدهد. علاوه بر کارخانه هوشمند، تجربه دیجیتال مشتریان، زنجیره ی تامین متصل به یکدیگر و تشکیلات دیجیتال سایر ستون های صنعت 4.0 را تشکیل میدهند. هر صنعت 4.0 ابتدا با یکی از این ستون ها شروع میشود و سپس به سرعت به سوی سایر حوزه های دارای هم پوشانی حرکت میکند.

نقش دوربین ها در کارخانه های هوشمند

کارخانه های هوشمند میتوانند از دامنه ی گسترده ای از اطلاعات ورودی برای تغذیه قابلیت های تصمیم گیری خود استفاده کنند – ویدئوهای ضبط شده یکی از این منابع را تشکیل میدهند. از این ویدئوها میتوان برای سنجش و برای کنترل فرآیند استفاده کرد ﴿به عنوان مثال، اطمینان حاصل نمودن از اینکه برخی مناطق مشخص که در آن فرآیندهای تولید صورت میگیرند توسط اشیاء خارجی مسدود نشده باشند﴾، به علاوه اینکه این ویدئوها برای تست و آزمایش نیز کارایی دارند ﴿به عنوان مثال، اطمینان حاصل نمودن از اینکه تمام پیچ های موردنیاز برای سر هم کردن یک کیس در کالای تولید شده تعبیه شده است.﴾

داده های ویدئویی نیازمند تفاسیر زیادی هستند و زمانی بهترین عملکرد را از خود نشان میدهند که فرآیند و توضیحات مربوط به آن به خوبی محدود شده باشند و در نتیجه به الگوریتم های پردازش تصاویر امروزی اجازه دهند که با نرخ های خطای پایین عمل کنند. در مواردی که این فرآیندها به آن اندازه محدود نشده باشند، روش های مستقیم شناسایی و تشخیص اشیاء، یعنی سیستم های RFID ترجیح داده میشوند.

دوربین های داخل کارخانه های هوشمند برای کاربری هایی چون جلوگیری از ضرر، بازبینی دورادور، فرآیندهای عملیاتی، ایمنی و امنیت مورد استفاده قرار میگیرند. به عنوان مثال شرکت مارلنکا اینترنشنال که یک شرکت تولیدکننده کیک های عسلی واقع در کشور جمهوری چک است، به خاطر الزامات استانداردهای صنعتی، با قرار دادن دوربین در بالای خطوط تولید اقدام به بازبینی حرکات تسمه نقاله ای و فرآیند پخت خمیر نموده است. بخش های دیگری از این شرکت که در آنها از دوربینها استفاده شده است، بخش بسته بندی محصولات و بخش ارسال، برای بازبینی میزان ترافیک میباشد.

به عنوان مثال دیگری از چگونگی بکارگیری دوربین ها در تاسیسات هوشمند میتوان به شرکت زامپرا اسپول، یک شرکت مهندسی بین المللی واقع در کشور جمهوری چک اشاره کرد. این شرکت عمدتا به دلایل امنیتی مرسوم و همیشگی، همچون محافظت از فضاهای پیرامونی، جلوگیری از سرقت و بازبینی، از دوربین ها استفاده نموده است. این دوربین ها در امر بازبینی امنیت در کار و برخی از فرآیندهای کاری مشخص خود را نشان داده اند؛ با بکارگیری این دوریبن ها، تعداد صدمات ناشی از کار و غیاب های گزارش نشده در محیط کار کاهش یافته است. با این وجود خیلی زود مشخص شد که کیفیت مثال زدنی و قابلیت های نرم افزاری دوربین های بکار گرفته شده، همچون جستجوی آسان برای فایل های ضبط شده، این کار را ممکن ساخت که از این دوربین ها برای اقدامات دیگری که تا حد زیادی باعث بهینه سازی عملیات های تولید میشدند استفاده نمود.

از زمان بکارگیری دوربین ها در این کارخانه ها، افزایش قابل توجهی در کیفیت تولید، رشد در تولید و کاهش صدمات کاری و غیاب های گزارش نشده در محیط کار مشاهده شد.

در کارخانه جات هوشمند از دوربین ها در دو سناریوی مختلف استفاده میشود. سناریوی اول، کنترل و بررسی بروز هرگونه خطا. کار اصلی دوربین های صنعتی، بررسی و کنترل میزان دقت یا مقاومت موردنیاز است. سناریوی دوم ، بحث نظارت است که کاربرد استاندار برای امنیت تلقی میگردد.

برگرفته از مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/how-to-define-smart-factories

روندهای اتوماسیون صنعتی آینده

با گذر زمان کارخانه جات در حال هوشمند شدن هستند، چرا که تولیدکنندگان برای ارتقاء بازدهی و کارایی خود بیشتر بر دستگاه های متصل به یکدیگر و کلان داده ها تکیه میکنند. با توجه به آنچه گفته شد، کاربران نهایی و نصاب ها باید به دنبال جدیدترین روندهای موجود در تکنولوژی اتوماسیون صنعتی باشند.

به قطع اتوماسیون صنعتی به موضوعی داغ میان تولیدکنندگان تبدیل شده است. این تولیدکنندگان با کمک دستگاه های IoT ﴿اینترنت اشیاء﴾ و داده های ایجاد شده توسط این دستگاه ها که به اینترنت اشیاء صنعتی ﴿IIoT﴾ یا صنعت 4.0 نیز مشهور است، به دنبال بهبود عملیات و کارایی خط تولید خود هستند. اینترنت اشیاء صنعتی یا IIoT پس از تغییرات صورت گرفته – به عنوان مثال ماشین ها و خطوط تولید – که طی دهه های گذشته صنعت تولید را دگرگون ساخته به عنوان چهارمین انقلاب صنعتی مطرح شده است.

تکنولوژی های جدید ارائه شده در زمینه اتوماسیون صنعتی در حال خلق فرصت هایی برای تولیدکنندگان سراسر جهان هستند. با کمک دیجیتالی سازی و تکنولوژی اینترنت اشیاء، اتوماسیون صنعتی به مزیتی رقابتی در چشم انداز صنعتی امروز تبدیل شده است. چرا که با تلفیق و یکپارچه سازی این سیستم ها، تولید اتوماتیک به امری قابل اعتماد، کارآمد، شفاف و قابل پیش بینی تبدیل میشود. این موضوع دقیقا هسته اصلی تکنولوژیIIoT و همان وعده ای است که اتوماسیون صنعتی داده است.

 در ادامه این مقاله، چهار روند آینده در زمینه اتوماسیون صنعتی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

بهبود دقت با کمک یادگیری ماشین

با گذر زمان، هوش مصنوعی (AI﴾ و یادگیری ماشین راه خود را به سوی کارخانه جات هوشمند یافته اند. به عنوان مثال، در زمینه کنترل کیفیت یک سیستم که با کمک تصاویر تهیه شده از کالاهای نقص دار انجام میشود، با بهره گیری از این تکنولوژی میتوان به گونه ای به آموزش یک سیستم پرداخت که خود به تشخیص کالاهای نقص دار بپردازد.

چیزی که بیشتر از هر چیز دیگری حائزاهمیت است، تقاضاهای متغیر مشتریان و نیاز آنها برای سفارشی سازی است که چالش هایی را برای تولیدکنندگان ایجاد میکند. در این زمینه تولیدکنندگان میتوانند بر یادگیری ماشین تکیه کنند. واحدهای تولید نیز میتوانند از آنالیتیک داده ها و یادگیری ماشین برای بهبود فرآیندهای خود بهره بگیرند. این سیستم ها به افراد کمک میکنند تا نرخ بازدهی را در سطوح مختلف زنجیره های تامین پیش بینی و در نتیجه هزینه مواد خام را کاهش و کیفیت برند خود را حفظ کنند. علاوه بر این، هوش مصنوعی (AI) به هوش عملیاتی همزمان با وقوع رخداد کمک کرده و از مدیریت طول عمر محصول که شامل یکپارچه سازی فرآیندها، مسائل مربوط به اتوماسیون و مشارکت، بازبینی و تشخیص پشتیبانی میکند.

تکنولوژی همانند دیجیتال و اتوماسیون صنعتی

تکنولوژی همانند دیجیتال ﴿Digital Twins) این امکان را برای شما فراهم میسازد که یک کپی مجازی از یک ماشین یا سیستم تهیه کنید. این فرآیند علاوه بر کاهش وابستگی به مدل های اولیه پرهزینه، زمان حضور در بازار را سرعت میبخشد. همانندهای دیجیتال در حال حاضر در کارخانه جات فعال بوده و کارایی تولید را تجزیه و تحلیل نموده و باعث نگهداری و تعمیرات پیشگویانه میشوند. نگهداري و تعميرات پيشگويانه،  نگهداري و تعميرات پيش نگری است كه در آن وقوع خرابي در دستگاه با استفاده از تكنيك هاي (روش هاي عيب يابي) غير مخرب و حد بالا و پايين شاخص هاي مورد نياز هر تكنيك قابل پيش بيني است. در آینده، تولیدکنندگان از تمامی اجزای نصب شده در محصولات خود باخبر خواهند شد و بدین شکل میتوانند عکس العملی هدفمند به مسائل نشان دهند و فرآیندهای موجود را بهینه سازی کنند.

پیشرفت های امنیت سایبری صنعتی

از آنجایی که دستگاه های IIoT در واقع همان دستگاه های متصل یه یکدیگر هستند، همچون سایر دستگاه های تحت شبکه در معرض خطر حملات سایبری قرار دارند. بنابراین امنیت این دستگاه ها نیز بسیار حائزاهمیت شده است. راهکارهای امنیت سایبری صنعتی پیشرفته که امروز موجود هستند، یک رویکرد هایبریدی کارآمد را اتخاذ میکنند. این رویکرد هایبردی شامل تشخیص ناهنجاری های رفتار-محور میشود که با کمک رویکردهای امنیت سایبری معمول به شناسایی تهدیدات سایبری بالقوه میپردازد. تجزیه و تحلیل قاعده-محور نیز بخش دیگر این رویکرد هایبریدی است که به تولیدکنندگان اجازه میدهد تا به بازبینی عمیق برای تشخیص حملات سایبری بدافزاری موجود در شبکه بپردازند.

واقعیت افزوده ﴿AR و واقعیت مجازی ﴿VR

تکنولوژی های واقعیت افزوده ﴿AR﴾ و واقعیت مجازی ﴿VR﴾ در زمینه های مختلفی، از کاربردهای آنها برای مصرف کنندگان گرفته تا تولیدکنندگان، در حال بکار گرفته شدن هستند. در زمینه ی اتوماسیون صنعتی و تولید، تکنولوژی واقعیت مجازی میتواند به تولیدکنندگان کمک کند تا یک محصول یا محیط را به صورت دیجیتالی شبیه سازی کنند. و بدین شکل این امکان برای مصرف کنندگان و تولیدکنندگان فراهم میگردد که با این محصولات و فضاهای شبیه سازی شده به تعامل بپردازند. تکنولوژی واقعیت افزوده  AR به کاربران صنعتی اجازه میدهد که محصولات یا اطلاعات دیجیتال خود را وارد یک فضای حقیقی کنند. این کار از وارد کردن محصولات یا اطلاعات دیجیتال در یک فضای شبیه سازی شده به صورت دیجیتال (همچون آنچه در تکنولوژی واقعیت مجازی VR رخ میدهد﴾ به مراتب پربازده تر است.

ظهور روبات های صنعتی هوشمند

در آخر، حضور فزاینده ی روبات های صنعتی هوشمند در کف کارخانه ها نوعی پیروزی برای چهارمین انقلاب صنعتی تلقی میگردد. علیرغم استفاده تولیدکنندگان از روبات ها در دهه های گذشته، پیشرفت و توسعه ی مداوم تکنولوژی های روباتیک بدون شک کاربری های بالقوه ی روبات های صنعتی هوشمند را گسترده تر نموده است. بنابراین امروزه روبات های دارای پیشرفته ترین نرم افزارها و سیستم های بینایی را میتوان برای انجام یک سری وظایف مشخص برنامه ریزی کرد که این کار با تقاضا برای تولید هوشمند به خوبی انطباق دارد.

برگرفته از مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/what-are-some-industrial-automation-trends-to-watch-for%3F

چگونه یادگیری عمیق، شهرها را به جایی امنتر تبدیل میکند؟

سیستم های ویدئویی تبدیل به پایه ای مهم در امر ایمنی و امنیت شهرها شده اند، اما در حال حاضر این سیستم ها در حال تولید ویدئوهایی به مراتب بیشتر از آنچه شهرها قادر به استفاده از آن باشند هستند. از گذشته تا کنون یافتن کارکنانی که به بازبینی ویدئوهای ضبط شده و جستجو در آرشیوها بپردازند به عنوان چالشی همیشگی مطرح بوده است. با بکارگیری تعداد بیشتری از دوربین ها، این مشکل نیز در حال بزرگ تر شدن است.

به نقل از سین لین، مدیر فروش شرکت ژئوویژن: «این امکان وجود دارد که برای سفارشی سازی یک الگوریتم هوش مصنوعی (AI﴾ برای یک کاربری جدید و یا برای یک محل جدید، بین چهار تا شش ماه زمان برای یک تیم تحقیق و توسعه لازم باشد». «و ممکن است که نتایج به دست آمده ناامیدکننده و به همراه تعداد آلارم های خطا یا سایر خطاهای دیگر باشد». وی اینگونه ادامه داد که «چیزی که شهرها بدان احتیاج دارند، یافتن راهی آسانتر برای اپراتورهاست که به وسیله آن بتوانند به تعیین آنچه که در یک ویدئوی مهم به دنبال آن هستند بپردازند».

ظهور راهکارهای یادگیری عمیق به شکل قابل توجهی در حال ارتقاء بینایی رایانه ای و آنالیتیک های ویدئویی است. امروزه این سیستم ها به مراتب قدرتمندتر و آسانتر برای بکارگیری بوده و بیشتر از قبل در دسترس افراد قرار دارند.

با تکنولوژی یادگیری عمیق، مدل های مختلف را میتوان با توجه به ویژگی های محیطی که دوربین ها در آن نصب شده اند آموزش داد. الگوریتم ها اساسا برای هر کدام از شرایط موجود سفارشی سازی شده اند، بدون آنکه نیازی به بازنویسی باشد.

نمیتوان گفت که حجم بالای داده ها یک عامل بازدارنده است، چرا که این داده ها به عنوان یک کمک تلقی میشوند. یادگیری عمیق میتواند به صورت مداوم به تزریق داده هایی بپردازد که باعث تطبیق سیستم شما با شرایط و الزامات جدید میشود.

تغییر بازی با ورودی یادگیری عمیق

با کمک یادگیری عمیق، تکنیک های بینایی رایانه ای همچون تشخیص چهره یا تشخیص حرکت بسیار پیچیده تر شده اند و امر نظارت و سایر کارکردهای ویدئویی را دچار دگرگونی نموده اند.

در یک محیط کنترل شده الگوریتم های قدیمی عملکرد خوبی از خود نشان میدهند، اما این نوع الگوریتم ها معمولا برای برخی از موارد استفاده ی خاص نوشته و طراحی شده اند. به عنوان مثال، تشخیص شیء یا فردی که در حال عبور از یک خط مجازی از پیش تعریف شده اساسا به عنوان یک الگوریتم ساده ی بله یا خیر تلقی میگردد. زمانی استفاده ازاین الگوریتم ها چالش برانگیز میشود که در سناریوهای به مراتب پیچیده تری مورد استفاده قرار بگیرند.

لین با ذکر مثالی این موضوع را اینگونه توضیح داد که: «زمانی که یک الگوریتم قدیمی را در مکان دوربین های مختلف بکار میگیرد – امکان دارد که برخی از این دوربین ها در پارک و برخی دیگر در خیابان قرار داشته باشند – این محیط ها در ویدئوهای ضبط شده به صورت متفاوتی دیده و ظاهر میشوند. الگوریتم های قدیمی از پس تشخیص چنین ظرافت هایی بر نمی آیند».

«از آنجایی که در یک خیابان شلوغ افراد به صورت مداوم در حال حرکت هستند، این امکان وجود دارد که سیستم های تشخیص حرکت یا آلارم های ورود غیرمجاز دچار آلارم های خطای زیادی شوند».

سناریوی معمول دیگر مربوط به تشخیص چهره در مکانی میشود که پلیس در آن فردی موردتعقیب را شناسایی نموده است. «با کمک یادگیری عمیق میتوان چهره ی این فرد را تنها با یک عکس یا ویدئو در پایگاه داده ثبت کرد. پس از آن، نرم افزار ما به صورت خودکار در تمامی ویدئوهای نظارتی ضبط شده در طول یک یا دو ماه گذشته به جستجو میپردازد و به صورت خودکار فرد موردنظر را برای مامورین پیدا میکند».

بنا بر پیشبینی لین، به زودی این کار با داشتن تنها یک طرح اولیه به جای عکس امکان پذیر خواهد شد. شاید دادن یک طرح اولیه به پایگاه داده باعث پایین آوردن دقت تشخیص شود، این درحالی است که با استفاده از الگوریتم های قدیمی این کار به هیچ وجه امکان پذیر نیست.

این دقیقا جایی است که راهکار مدیریت ویدئوی هوشمند ژئوویژن (GV-VMS﴾ مطرح میشود و این مدل هوش مصنوعی ﴿AI﴾ را یک گام جلوتر برده و امکان آنالیز پیچیده و شدیدتری را فراهم میسازد. الگوریتم هاییادگیری عمیق را میتوان متناسب با شرایط گوناگون آموزش داد:

شمارش افراد یا اشیاء در حال حرکت در دو مسیر مختلف

شناسایی و تشخیص چهره ی افراد برای کاربردهای مختلف

پوشاندن چهره افراد به هنگام تشخیص آنها در ویدئو، به خاطر حفظ حریم شخصی

«مه زدایی» ویدئوهای ضبط شده در شرایط مه گرفته برای مشاهده ی تصاویر به صورت واضح

وصل کردن و چسباندن ویدئوهای ضبط شده از دوربین های مختلف در یک نمای پانورامای واحد

متعادل سازی ویدئو در یک محیط پر از لرزش

شمارش افراد در مکان های با محدودیت کد اشغال (نوعی طبقه بندی ساختمان ها)

از میان بردن اعوجاج های ایجاد شده توسط لنزهای با زاویه دید گسترده

جستجوی هوشمند برای یک رخداد در یک منطقه پر از حرکت

یک راهکار جامع و کامل

قابلیت یادگیری عمیق منحصربفرد ژئوویژن، یک سیستم جامع و کامل است که از دوربین ها، سرورهای ضبط و یک مرکز کنترل ویدئو تشکیل شده است. این عملکرد باعث میشود که دوربین های ژئوویژن و دوربین های ساخت سایر شرکت ها از طریق یک پروتکل استاندارد، همانطور که در شکل 1 ترسیم شده، به یکدیگر متصل شوند. این کار با کمک پردازنده های اینتل امکان پذیر شده است که کارایی پردازش ویدئو و قابلیت های یادگیری عمیق را افزایش میدهند.

طبق ساختار Intel® x86، دستگاه GV-VMS به صورت کامل از پردازنده ی Intel® Core™ بهره میگیرد. با بکارگیری Intel® OpenVINO™ toolkit، عملکرد آنالیتیک های ویدئویی بین 8 تا 10 برابر افزایش پیدا میکند. با این کار، بدون نیاز به چیزهای دیگر، فضای به مراتب بیشتری برای پردازش ویدئوها به صورت همزمان فراهم میگردد.

دوربین های ژئوویژن قادر به یادگیری عمیق روی شبکه هستند. این دوربین ها میتوانند به جای ارسال تمام ویدئوهای ضبط شده به یک ایستگاه مرکزی، به محض تشخیص هر چیز به اعلام و ارسال هشدار بپردازند و پیش از ترتیب اثر دادن هرگونه اقدامی، میزان تاخیر صورت گرفته را پایین آورند.

بیشتر شهرها دارای سیستم های ویدئویی هستند که دوربین ها، درگاه ها و نرم افزارهایی را از قبل در خود دارند. اینترفیس های برنامه ریزی اپلیکیشن ژئوویژن (APIs) و یک کیت توسعه دهنده ی نرم افزار (SDK﴾، امکان برقراری اتصال بین سخت افزارهای موجود و نرم افزارها را فراهم میسازد. مرکز کنترل ژئوویژن، یک نرم افزار مدیریت ابری واحد را ارائه میکند و تمامی دوربین های تحت شبکه  IP را در یک سیستم امنیتی و مدیریتی کلی با یکدیگر ادغام میکند.

به عنوان مثال، شهر واتیکان برای دهه ها است که از سیستم های نظارت ویدئویی استفاده میکند. در طول این سال ها، دوربین ها، درگاه ها و ابزارهای نرم افزاری گوناگونی از فروشندگان مختلف خریداری شده است. شهر واتیکان، با همکاری با شرکت ژئوویژن توانست به صورت استراتژیک تمامی دوربین ها و نرم افزارهای قدیمی خود را تحت یک راهکار نظارتی مرکزی با یکدیگر ادغام کند. دوربین های موجود در ساختمان های دولتی مهم، کلیساها، نیایشگاه ها و تقاطع ها همگی تحت کنترل مرکزی هستند. راهکار ژئوویژن یک سیستم واحد را ایجاد میکند – این راهکار در شهر رم به بازبینی ویدئوهای ضبط شده از 140 مکان مختلف میپردازد.

هوشمند و مقیاس پذیر

این راهکار را میتوان با توجه به هر سطحی از استفاده از ویدئو به شکلی کارآمد مقیاس بندی نمود. بکارگیری این راهکار شما را قادر میسازد تا سقف 57.600 جریان ویدئویی را مدیریت کنید. این سیستم، داده های ویدئویی را به یک سیستم مدیریت ابری واحد انتقال میدهد که قادر به بازبینی و کنترل بیش از 1000 سیستم GV-VMS میباشد. از سوی دیگر، با استفاده از سرورهای پردازنده-محور اینتل، حافظه های بیگ دیتا یا کلان داده در مرکز داده مشتریان یا در فضاهای ابری در دسترس قرار دارند.

علاوه بر این، راهکار مدیریت ویدئوی هوشمند ژئوویژن را میتوان با سایر سیستم ها – سیستم های تشخیص آتش یا سیستم های کنترل دسترسی – تلفیق نمود و عملکرد کلی این راهکار را افزایش داد. به عنوان مثال با ادغام با سیستم های کنترل دسترسی، این راهکار میتواند با بهره گیری از سیستم های تشخیص چهره، ورود افراد را به مناطق دارای محدودیت – دسترسی به ساختمان ها یا پارکینگ های محدود – کنترل کند.

با ادغام یادگیری عمیق و قابلیت تلفیق این راهکار با سایر سخت افزارها و نرم افزارها، شهرها میتوانند با استفاده از راهکارهایی چون راهکارهای ارائه شده توسط ژئوویژن به ارتقاء سطح نظارت ویدئویی بپردازند. یادگیری عمیق باعث ارتقاء عکس العمل های اتوماتیک سازی شده و تلفیق باعث ارتقاء سطح کارآمدی عملیاتی میشود و مقیاس پذیری برای یک شهر به معنای عدم از دست دادن قابلیت های سیستم های ویدئویی است.

به نقل از لین: «هنگامی که صحبت از یک سناریوی شهری میشود، یک راهکار نظارت ویدئویی قدیمی پاسخگوی تمامی نیازهای اولیه است. اما به محض رشد یک پروژه در مقیاس شهری، تنها در یک روز، هزاران ساعت ویدئو ضبط میشود. برای تشخیص چیزی که به دنبال آن در ویدئوها هستید، زمان و افرادی زیادی لازم است. اما این راهکار، کار را برای اپراتورها آسانتر میسازد تا تنها روی فرد یا چیزی که به دنبال آنند متمرکز شوند».

منبع: ژئوویژن

http://www.didarc.com/fa/news/how-deep-learning-makes-cities-safer

یادگیری عمیق چیست؟

این روزها یادگیری عمیق به موضوعی داغ تبدیل شده است و در طیف گسترده ای از صنایعی که در حال سرمایه گذاری روی زمینه هایی چون هوش مصنوعی، کلان داده و آنالیتیکها هستند ریشه دوانده است. به عنوان مثال شرکت گوگل از یادگیری عمیق در الگوریتم های تشخیص صدا و تصویر استفاده نموده است، این در حالی است که شرکت هایی چون نتفیلیکس و آمازون در حال استفاده از آن برای فهم رفتار مشتریان خود هستند. شاید باور آن برای شما دشوار باشد، اما محققین دانشگاه ام.آی.تی در تلاش برای پیش بینی آینده با استفاده از یادگیری عمیق هستند. حال به این موضوع فکر کنید که یادگیری عمیق از چه پتانسیلی برای راه اندازی انقلاب در جهان و نحوه ی کار ما با چیزهای اطرافمان برخوردار است. قبل از صحبت از یادگیری عمیق باید رابطه ی آن را با یادگیری ماشین و هوش مصنوعی متوجه شد. راحت ترین راه برای فهم این ارتباط، مراجعه به دیاگرام زیر است:

  • هوش مصنوعی – مهندسی ساخت ماشین ها و برنامه های هوشمند
  • یادگیری ماشین – قابلیت یادگیری بدون آنکه مشخصا برنامه ریزی صورت گرفته باشد
  • یادگیری عمیق – یادگیری بر اساس شبکه های عصبی عمیق

طبق شکل بالا متوجه خواهید شد که یادگیری ماشین زیرمجموعه ای از هوش مصنوعی است. این بدین معناست که میتوانیم ماشین هایی هوشمندی را بسازیم که قادر به یادگیری بر اساس داده های ارائه شده هستند. علاوه بر این، یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است که در آن از الگوریتم های یادگیری ماشین مشابهی برای آموزش شبکه های عصبی استفاده شده است؛ این کار برای کسب دقت بیشتر در مواردی انجام میشود که یادگیری عمیق  قادر به ارائه عملکرد کافی نبوده است. موضوعات زیر در ادامه مقاله مورد بررسی قرار خواهند گرفت:

  • هوش مصنوعی
  • یادگیری ماشین
  • نقاط ضعف یادگیری ماشین

1. هوش مصنوعی

اصطلاح هوش مصنوعی در سال 1956 توسط جان مک کارتی ساخته شد؛ وی پدر هوش مصنوعی نام گرفته است. ایده ی پشت طرح هوش مصنوعی بسیار ساده و شگفت انگیز است. هدف از طرح هوش مصنوعی ساختن ماشین های هوشمندی بوده است که قادر به تصمیم گیری هستند. شاید این طرح همچون نوعی فانتزی علمی به نظر برسد، اما با توجه به پیشرفتهای اخیر صورت گرفته در تکنولوژی و قدرت محاسبات، این ایده هر روز بیشتر از پیش در حال نزدیک شدن به واقعیت است.

2. یادگیری ماشین: گامی به سوی هوش مصنوعی

حال که با مفهوم هوش مصنوعی آشنا شده اید، نوبت آن است که در مورد یادگیری ماشین صحبت شود و اینکه برنامه دهی ماشین ها برای یادگیری به چه معناست. ابتدا با تعریفی مشهور از یادگیری ماشین شروع میکنیم:

تعریف تام میشل از دانشگاه­ کارنژی ملون: «زمانی میتوان گفت که یک برنامه کامپیوتری از تجربه E با توجه به وظیفه T و ارزیابی عملکرد P یاد میگیرد که طبق ارزیابی P، عملکرد آن روی T، با کمک تجربه E بهبود یابد».

بنابراین در صورتی که بخواهید برنامه شما الگوهای ترافیکی موجود در یک تقاطع شلوغ ﴿وظیفه T﴾ را پیشبینی کند، از طریق الگوریتم های یادگیری ماشین و با کمک داده های موجود در مورد الگوهای ترافیکی قدیمی ﴿تجربه E﴾ میتوانید این کار را انجام دهید. دقت پیشبینی صورت گرفته ﴿ارزیابی عملکرد P﴾ به این بستگی دارد که آیا برنامه مربوطه موفق به استفاده از مجموع داده های موجود شده است یا خیر ﴿تجربه E﴾.

اساسا یادگیری ماشین به نوعی هوش مصنوعی اطلاق میشود که در آن کامپیوترها بدون نیاز به حجم زیادی از داده برای برنامه ریزی شدن، قدرت یادگیری پیدا میکنند. قانون و قاعده اصلی پشت یادگیری ماشین، یادگیری از مجموع داده ها و تلاش برای حداقل رساندن خطاها و به حداکثر رساندن احتمال به وقع پیوستن پیشبینی های آنها است.­

3. نقاط ضعف یادگیری ماشین

به هنگام کار با داده های بُعد-بالا، یعنی زمانی که با تعداد زیادی ورودی و خروجی سر و کار داشته باشیم، الگوریتم های یادگیری ماشین قدیمی چندان کاربرد ندارند. به عنوان مثال به هنگام تشخیص دست خط افراد، مقادیر زیادی ورودی موجود است­ که در آن انواع مختلفی ورودی که­ تداعی کننده انواع دست خط ها هستند وجود خواهد داشت. چالش اصلی دوم فهماندن این موضوع به کامپیوتر است که باید به دنبال چه ویژگی هایی باشد که نقشی مهم در پیش بینی نتیجه و همچنین کسب دقت بیشتر در حین انجام این کار ایفا خواهد کرد. به این فرآیند استخراج ویژگی گفته میشود.

دادن داده های خام به الگوریتم ها به ندرت کارایی داشته و به همین دلیل است که استخراج ویژگی بخش مهمی از جریان کاری یادگیری ماشین قدیمی را تشکیل میدهد. بنابراین بدون استخراج ویژگی، چالش های پیش روی برنامه نویس مربوطه افزایش پیدا میکند، چرا که کارایی الگوریتم ها تا حد زیادی به بینش برنامه نویس آن بستگی دارد. ­

از این رو بکارگیری این مدل یادگیری ماشین یا الگوریتم ها در برنامه هایی چون تشخیص اشیاء، تشخیص دست خط، پردازش زبان های طبیعی NLP و غیره بسیار دشوار است.

برگرفته از edureka

http://www.didarc.com/fa/news/what-is-deep-learning

ساز و کار یادگیری عمیق

یادگیری عمیق یکی از تنها متدهایی است که با آن میتوان بر چالش های استخراج ویژگی غلبه کرد؛ به این دلیل که مدل های یادگیری عمیق قادر به یادگیری تمرکز روی ویژگی های مناسب بوده و به راهنمایی کمی از سوی برنامه نویس نیازمند هستند. اساسا یادگیری عمیق از نحوه ی عملکرد مغز تقلید میکند، به عبارت دیگر از تجربه ها یاد میگیرد. همانطور که میدانید مغز ما از میلیاردها عصب تشکیل شده که به ما امکان انجام کارهای خارق العاده ای را میدهد.  حتی مغز یک بچه یک ساله نیز قادر به حل مشکلات پیچیده ای است که حل آنها برای سوپرکامپیوترها هم بسیار دشوار است. به عنوان مثال:

  • تشخیص چهره والدین خود و همچنین اشیاء مختلف.
  • تشخیص صداهای مختلف از یکدیگر و شناسایی افراد بر اساس صدای آنها.
  • فهم حس و حال چهره سایر افراد و بسیاری از کارهای دیگر.

در حقیقت مغز ما در طول سالیان مختلف و به صورت نیمه خودآگاه خود را برای انجام چنین چیزهایی آموزش داده است. در حال حاضر، سوالی که پیش می آید این است که یادگیری عمیق چگونه از عملکرد مغز تقلید میکند؟ یادگیری عمیق از مفهوم عصب های مصنوعی که عملکردی مشابه عصب های های بیولوژیکی مغز انسانها دارند استفاده میکنند. بنابراین میتوان گفت که یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است که خود به الگوریتم های الهام گرفته از ساختار و عملکرد مغز که شبکه های عصبی مصنوعی نامیده میشوند وابسته است.

حال برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر نگاهی بیاندازید. ساختن سیستمی را متصور شوید که قادر به تشخیص چهره ی چندین فرد مختلف در یک تصویر باشد. در صورتی که این مشکل را به عنوان یک مشکل یادگیری ماشین معمولی حل کنیم، ویژگی های چهره ای چون چشم، دماغ،‌ گوش ها و غیره را تعریف خواهیم کرد و سپس سیستم تشخیص خواهد داد که کدام یک از ویژگی ها برای کدام یک از افراد حائزاهمیت است.

در حال حاضر یادگیری عمیق این کار را یک مرحله پیشتر برده است. یادگیری عمیق به صورت خودکار ویژگی های حائزاهمیت برای طبقه بندی را با کمک شبکه های عصبی عمیق خود پیدا میکند، این در حالی است که در یادگیری ماشین، این ویژگی ها باید به صورت دستی تعریف شوند.­

همانطور که در تصویر بالا نشان داده شده است، یادگیری عمیق به شکل زیر عمل میکند: در پایین ترین سطح، شبکه روی الگوهای کنتراست داخلی به عنوان موضوعی مهم تمرکز میکند. لایه بعدی قادر به استفاده از آن الگوهای کنتراست داخلی برای تمرکز روی چیزهایی که مشابه چشم ها، دماغ ها و دهان ها است. در آخر، لایه نهایی قادر به بکارگیری آن ویژگی های چهره در قالب های چهره است. یک شبکه عصبی عمیق قادر به ساخت ویژگی های پیچیده و پیچیده تری در هر یک از لایه های بعدی خود است.

آیا تا به حال این سوال برای شما پیش آمده است که فیسبوک چگونه به صورت خودکار تمامی افراد حاضر در یک تصویر آپلود شده توسط شما را لیبل و برچسب گذاری میکند؟ فیسبوک همچون مثال قبل که پیشتر ذکر شد از یادگیری عمیق استفاده میکند. قابلیت های یادگیری عمیق و اینکه چگونه در مواردی که از اثر یک سری از ویژگی ها بیخبر بوده ایم یادگیری عمیق توانسته از لحاظ عملکرد از یادگیری ماشین سبقت بگیرد از جمله مواردی هستنند که شاید تا به اکنون متوجه آنها شده باشید. ­

در نتیجه شبکه های عمیق میتوانند با بهره جویی از مجموع داده های شامل داده های ورودی فاقد برچسب گذاری مناسب، از پس نقاط ضعف یادگیری ماشین برآیند.

شبکه عصبی چیست؟

همانطور که از نام آن برمی آید، یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است. یادگیری عمیق برای پرداختن به مشکلات یادگیری ماشین، بیشتر درگیر استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی عمیق (الگوریتم ها/مدل های محاسباتی که تا حدودی از مغز انسان الهام گرفته اند) شده است.

حال سوالی که ذهن افراد را درگیر میکند این است که اصلا شبکه عصبی چیست و چه کاری در یادگیری عمیق انجام میدهد؟ به مقایسه زیر توجه کنید: شبکه ی عصبی را همچون یک سری درب که پشت سر یکدیگر قرار گرفته اند در نظر بگیرید و خود را به عنوان یک “ورودی” به شبکه عصبی موجود ببینید. هر زمان که یکی از این درب ها را باز میکنید، تبدیل به یک فرد جدید میشوید (به عبارت دیگر، به نحوی یک تغییر در شما اتفاق می افتد). و زمانی که به آخرین درب میرسید، به یک فرد کاملا متفاوت تبدیل شده اید. هنگامی که از درب آخر خارج میشوید، به “خروجی” شبکه عصبی تبدیل میشوید. در این مورد، هر یک از درب ها نشان دهنده ی یک لایه هستند. بنابراین یک شبکه عصبی مجموعه ای از لایه هایی است که به نحوی ورودی موردنظر را تغییر داده و به ایجاد خروجی پرداخته است.

هر یک از لایه های موجود در شبکه ی عصبی شامل “وزن ها” و “جهت گیری ها”ی خاص خود هستند – این موارد تنها اعدادی هستند که بر ورودی افزوده میشوند. عملکرد کلی شبکه های عصبی به این شکل است که تعدادی ورودی دریافت کرده (معمولا مجموعه ای از اعداد که نمایش دهنده ی چیزی هستند، به عنوان مثال، مقادیر قرمز-سبز-آبی پیکسل ها در یک تصویر)، با استفاده از وزن ها و جهت گیری های لایه های خود یک سری تغییرات محاسبه شده انجام داده و در نهایت یک خروجی را بیرون میدهد. در صورتی که قبلا یک سری کلاس جبر گذرانیده باشید میتوانید به این ورودی ها، خروجی ها و وزن ها به عنوان یک سری ماتریس نگاه کنید. ماتریس ورودی توسط یک سری ماتریس تغییر داده شده (به عبارت دیگر، ماتریس های وزن و جهت گیری های لایه مربوطه) و به خروجی شما تبدیل میشود. البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که توصیف ارائه شده توضیحی بسیار ساده از نحوه عملکرد یک شبکه عصبی بوده و تنها برای فهم بهتر آن مطرح شده است.

یک شبکه عصبی عمیق تنها یک شبکه عصبی با تعداد لایه های زیاد است (با قرار دادن لایه ها روی یکدیگر، شبکه ی عصبی شما شروع به “عمیق تر” شدن میکند. ایده ی اولیه یادگیری عمیق، استفاده از شبکه های عصبی به همراه چندین لایه مختلف بوده است).

حال سوالی که مطرح میشود این است: شبکه ی عصبی چگونه یاد میگیرد؟ از طریق “پس انتشار. این واژه به روش معمول برای آموزش یک شبکه عصبی گفته میشود که در آن خروجی اولیه سیستم با خروجی دلخواه مقایسه شده و تا جایی که تفاوت بین آنها به حداقل برسد، سیستم مربوطه تنظیم میشود. همانطور که قبلا گفته شد شبکه های عصبی از لایه هایی تشکیل شده اند که وزن ها و جهت گیری های خاص خود (که تنها مجموعه ای از اعدادند) را شامل میشوند. در جریان فاز آموزش، شبکه های عصبی در جهت یافتن وزن ها/جهت گیری های درستی تلاش میکنند که قادر به ارائه ی دقیقترین خروجی ها باشند. این کار با استفاده از روشی تحت عنوان پس انتشار انجام میشود. پیش از آموزش دادن یک شبکه عصبی، وزن ها/ جهت گیری ها یا به صورت رندوم و یا با توجه به یک مدل آموزش دیده شده ی قبلی آماده سازی میشوند. در هر دو صورت هنگامی که آموزش صورت میگیرد، شبکه ی عصبی آن وزن ها و جهت گیری ها را با توجه به آنچه که “یاد میگیرد” تغییر میدهد. هنگامی که یک شبکه ی عصبی میسازیم، باید روی چیزی به عنوان تابع هزینه تصمیم گیری (به عبارت دیگر، انتخاب یا طراحی) کنیم. تابع هزینه اساسا به نوعی تابع ریاضی گفته میشود که خروجی را از یک شبکه ی عصبی (برای یک ورودی معین) و داده ی عینی (به عبارت دیگر، خروجی مورد انتظار از شبکه ی عصبی برای ورودی مشخص شده) دریافت و میزان غلط/بد بودن نتیجه حاصل از شبکه های عصبی را محاسبه میکند.

با استفاده از تکنیک های بهینه سازی همچون گرادیان کاهشی، کامپیوتر شما چگونگی تغییر وزن ها و جهت گیری ها را یاد میگیرد تا بدین شکل تابع هزینه را به حداقل برساند. اما گرادیان کاهشی به چه معناست؟ گرادیان کاهشی یک الگوریتم بهینه‌سازی مرتبه اول الگوریتم تکرار شونده است. برای یافتن کمینه محلی یک تابع با استفاده از این الگوریتم، گام‌هایی متناسب با منفی گرادیان (یا گرادیان تخمینی) تابع در محل فعلی برداشته خواهد شد. اگر در استفاده از این الگوریتم، گام‌هایی متناسب با جهت مثبت گرادیان برداشته شود، به بیشینه محلی تابع نزدیک می‌شویم که به این فرایند گرادیان افزایشی گفته می‌شود. سیستم مربوطه با یاد گرفتن با توجه به داده های بیشتر و بیشتر به انجام این کار ادامه میدهد (خروجی را از شبکه ی عصبی دریافت، هزینه را محاسبه و برای تغییر وزن ها کار “پس انتشار” را که پیشتر توضیح داده شد انجام میدهد). به مرور زمان، وزن ها و جهت گیری های سیستم با توجه به داده ها تنظیم میشوند و در آخر شبکه ای عصبی با دقت خروجی بالا در دست خواهید داشت. به یاد داشته باشید که کارایی عملی یا دقت یک شبکه عصبی تا حد زیادی به داده های استفاده شده برای آموزش آن وابسته است: بنابراین این موضوع بسیار حائزاهمیت است که بانک اطلاعاتی مجموع داده های شما به درستی ساخته یا انتخاب شده باشد. بدون وجود داده ی خوب (و میزان داده ی خوب) کار آموزش یک شبکه ی عصبی دقیق بسیار دشوار تمام خواهد شد.

به علاوه، تابع هزینه اساسا میزان عدم دقت شبکه ی عصبی مربوطه را اندازه گیری میکند؛ با به حداقل رساندن تابع هزینه به وسیله تغییر وزن ها/جهت گیری ها، شبکه ی عصبی شما از لحاظ عددی بسیار دقیقتر خواهد شد. با این حال، دقت شبکه عصبی وابسته به داده ای است که بر اساس آن آموزش داده میشود؛ بنابراین یک هزینه پایین ضرورتا به معنای یک شبکه ی عصبی آموزش دیده به قدر کافی نیست.

موارد کاربرد یادگیری عمیق

1. تشخیص صدا

شاید اسم سیری به گوش شما خورده باشد؛ سیری یک راهنمای هوشمند صوتی در محصولات شرکت اپل است. همچون سایر غول های بازار، شرکت اپل نیز روی یادگیری عمیق سرمایه گذاری کرده تا بدین شکل بتواند خدمات خود را با کیفیت بیشتری در مقایسه با گذشته ارائه کند. در زمینه تشخیص صدا و راهنمای هوشمند صدایی چون سیری، افراد میتوانند با استفاده از شبکه های عصبی عمیق مدلهای صوتی دقیقتری را بسازند. در حال حاضر این زمینه یکی از فعالترین زمینه ها برای بکارگیری یادگیری عمیق است. به بیان ساده، با کمک این تکنولوژی شما قادر به ساخت سیستمی هستید که میتواند ویژگی های جدید یاد بگیرد و یا با توجه به شما خود را تغییر دهد. بنابراین با پیش بینی تمام احتمالات از قبل، به نحو بهتری راهنمایی در اختیار شما قرار میگیرد.

2. ترجمه ماشینی خودکار

همه ما میدانیم که گوگل قادر به ترجمه فوری بین 100 زبان مختلف بوده و سرعت آن به قدری است که همچون یک معجزه به نظر می آید. تکنولوژی پشت گوگل ترنزلیت ترجمه ماشینی نامیده میشود و برای افرادی که به خاطر تفاوت زبانشان قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر نبوده اند همچون یک نجات دهنده عمل کرده است. حال ممکن است که این سوال برایتان پیش آید: « این ویژگی برای مدت های زیادی است که وجود دارد، پس دیگر چه چیز جدیدی برای ارائه میتواند داشته باشد؟» در طول چند سال گذشته، گوگل با کمک یادگیری عمیق رویکرد موجود نسبت به ترجمه ماشینی را در گوگل ترنزلیت خود به کلی دگرگون کرد. ­در حقیقت پژوهشگران یادگیری عمیقی که تقریبا چیزی در مورد ترجمه ماشینی نمیدانند، با ارائه و بکارگیری راهکارهای یادگیری ماشینی ساده توانسته اند بهترین و پیشرفته ترین سیستم های ترجمه زبانی در جهان را شکست دهند. ترجمه متون در این سیستم ها بدون نیاز به پیش پردازش توالی متون انجام میگیرد و به الگوریتم ها اجازه میدهد که ارتباط بین کلمات و معادل آنها را در زبان جدید یاد بگیرند. شبکه های فشرده ای از شبکه های عصبی متناوب و بزرگ برای انجام این ترجمه لازم است.

3. ترجمه بصری فوری

همانطور که میدانید یادگیری عمیق برای مواردی چون تشخیص تصاویری که دارای حروف اند و یا در مکانهایی که حروف ­در یک صحنه حضور دارند استفاده میشود. به محض شناسایی، این تصاویر را میتوان به متن تبدیل و ترجمه کرد و تصاویری با متن ترجمه شده از نو ایجاد نمود. حال شرایطی را تصور کنید که به کشور دیگری که زبان آن را نمیدانید سفر کرده اید. هیچ جای نگرانی نیست! با استفاده از اپلیکیشن های مختلفی چون گوگل ترنزلیت میتوانید برای خواندن علامت ها و یا تابلوهای خرید نوشته شده به زبان دیگر به سرعت ترجمه بصری انجام دهید.

4. خودروهای بدون راننده و اتوماتیک

شرکت گوگل در تلاش است که با استفاده از یادگیری عمیق مقدمات ساخت خودروهای بدون راننده خود ﴿معروف به WAYMO﴾ را فراهم و به سطح جدیدی از تکامل برساند. بنابراین به جای استفاده از الگوریتم های کدگذاری شده به صورت دستی، افراد میتوانند سیستم را طوری برنامه ریزی کنند که با استفاده از داده های ارائه شده توسط سنسورهای مختلف به خودی خود همه چیز را یاد بگیرند. در حال حاضر یادگیری عمیق به عنوان بهترین رویکرد نسبت به اکثر عملیات های ادراکی و همچنین بسیاری از عملیات های کنترلی سطح-پایین تلقی میگردد. ­از این رو در حال حاضر حتی افرادی که رانندگی بلد نبوده و یا ناتوان از رانندگی هستند نیز میتوانند بدون نیاز به سایر افراد وسیله نقلیه خود را برانند.

موارد ذکر شده تنها برخی از موارد مطرح استفاده از یادگیری عمیق بوده است که در آنها از این تکنولوژی به صورت گسترده استفاده شده و نتایج مطلوبی به دست آمده است. در بسیاری از حوزه هایی که جای بررسی و تامل دارند، یادگیری عمیق کاربری های دیگری نیز دارد.

برگرفته از edureka و towardsdatascience

http://www.didarc.com/fa/news/deep-learning-mechanism

مزایای یادگیری عمیق برای صنعت امنیت

به دلیل استفاده ی گسترده از مانیتورینگ با وضوح بالا، در یک بازه ی زمانی کوتاه میزان داده های موردنیاز برای نظارت امنیتی به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است. جمع آوری کارآمد، تجزیه و تحلیل و بکارگیری داده ها و استفاده هوشمندانه از آنها بیشتر از هر زمان دیگری در این صنعت به موضوعی جدی تبدیل شده است.  بنابراین ارتقاء سطح هوشمندی ویدئویی، هدفی ناگزیر و همه گیر در این صنعت به نظر میرسد. کاربران امنیتی امیدوارند که سرمایه گذاری آنها روی محصولات جدید، مزایایی فراتر از دنباله روی و جستجوی ساده علایق افراد و جمع آوری شواهد پس از یک رخداد امنیتی برای آنها به ارمغان آورد. به جای آن نیاز به یافتن راه های چه بسا کارآمدتر که به نظارت اجازه ی گذار از جستجو پس از وقوع رخداد به هشدارهایی حین وقوع رخداد و یا حتی هشدارهایی پیش از وقوع رخداد به شدت احساس میشود. برای برآورده سازی این نیازها، تکنولوژی های جدیدی لازم است. نظارت ویدئویی هوشمند برای سالهای زیادی در دسترس بوده است. با این حال، نتایج بکارگیری آن چندان ایده آل واقع نشده است. ظهور یادگیری عمیق، امکان تحقق این نیازها را برآورده ساخته است.

عدم کفایت الگوریتم های هوشمند قدیمی

نظارت ویدئویی هوشمند قدیمی دارای الزامات بسیار دقیقی برای پس زمینه ی یک صحنه است. دقت شناسایی و تجزیه و تحلیل هوشمند در سناریوهای مشابه به صورت یکنواخت باقی نمی ماند.

ویژگی های موجود در الگوریتم های هوشمند قدیمی توسط انسانها طراحی شده اند و همیشه به شدت فردی بوده اند. ذات این سیستم های به گونه ای است که ویژگی های غیر شهودی تر (ویژگی هایی که فهم و توصیف آنها برای انسانها دشوارند) در آنها نادیده گرفته میشوند. در فرآیند یادگیری طبقه بندی، با بالا رفتن تعداد دسته های موجود برای طبقه بندی، سطح دشواری نیز بالا میرود.

الگوریتم های هوشمند قدیمی معمولا از مدلهای یادگیری سطحی برای حل و فصل شرایطی با میزان داده های بزرگ در طبقه بندی های پیچیده استفاده میکنند. نتایج این تجزیه و تحلیل با شرایط ایده آل بسیار فاصله دارد. از سوی دیگر، این نتایج مستقیما وسعت و عمق کاربری های هوشمند و پیشرفت بیشتر آنها را محدود میسازد. از این رو برای صنعت امنیت، نیاز به افزایش “عمق” هوشمندی در کلان داده ها در حال پدیدار شدن است.

مزایای یادگیری عمیق و الگوریتم های آن

الگوریتم های هوشمند قدیمی توسط انسانها طراحی شده اند. این سیستم ها چه در صورتی که خوب طراحی شده باشند و چه برعکس، تا حد زیادی وابسته به تجربه و حتی شانس هستند و این فرآیند نیازمند زمان بسیار زیادی است. بنابراین آیا میتوان با این ماشین ها کاری کرد که به صورت خودکار برخی از این ویژگی ها را یاد بگیرند؟ بله! در واقع این کار هدف هوش مصنوعی (AI﴾ است.
طرح تکنولوژی یادگیری عمیق از شبکه های عصبی مغز یک انسان الهام گرفته شده است. به مغز ما انسانها میتوان به چشم یک مدل یادگیری عمیق پیچیده نگاه کرد. شبکه های عصبی مغز متشکل از میلیاردها عصب به یکدیگر متصل هستند؛ یادگیری عمیق این ساختار را شبیه سازی میکند. این شبکه های چندلایه ای قادر به جمع آوری اطلاعات و انجام فعالیت های متناظر واز قابلیت تشخیص و بازآفرینی سوژه برخوردار هستند.

یادگیری عمیق به صورت ذاتی با الگوریتم های دیگر متفاوت است. نحوه ی حل و برطرف سازی عدم کفایت الگوریتم های سنتی توسط یادگیری عمیق در جنبه های ذیل گنجانده شده است.

نخست، از “سطحی” به “عمیق”

مدل الگوریتمی یادگیری عمیق از ساختار به مراتب عمیق تری نسبت به دو ساختار سه لایه ای الگوریتم های قدیمی برخوردار است. در برخی از موارد، تعداد لایه ها به بیش از یکصد میرسد که این موضوع یادگیری عمیق را قادر به پردازش حجم زیادی از داده در طبقه بندی های پیچیده میسازد. یادگیری عمیق بسیار مشابه فرآیند یادگیری انسان عمل میکند و دارای فرآیند تشخیص ویژگی لایه لایه است. یادگیری عمیق به ما کمک میکند تا فهم جزئی (سطحی) به یک تشخیص کلی (عمیق) تبدیل شده و بدین شکل سوژه موردنظر شناسایی شود.

دوم، از “ویژگی های مصنوعی” به “یادگیری ویژگی”

یادگیری عمیق نیازی به مداخله دستی ندارد، ولی در عوض برای استخراج ویژگی ها وابسته به یک کامپیوتر است. بدین شکل یادگیری عمیق میتواند بیشترین تعداد ویژگی های ممکن را از سوژه موردنظر استخراج کند؛ ویژگی های غیرشهودی که برای توصیف دشوار یا غیرممکن هستند از جمله این ویژگی ها محسوب میشوند. هر چه تعداد ویژگی ها بیشتر باشد، امر شناسایی و تشخیص دقیقتر خواهد بود.

فاکتورهای اصلی یادگیری عمیق

به صورت کلی سه دلیل عمده برای شهرت یافتن یادگیری عمیق در سالهای اخیر (چرا زودتر از آن این اتفاق نیافتاده است!) وجود دارد: مقیاس داده های موردنیاز، قدرت محاسبه و ساختار شبکه.

پیشرفتهای صورت گرفته در عملکرد الگوریتم های داده-محور در یک بازه ی زمانی بسیار کوتاه باعث تسریع نفوذ یادگیری عمیق در کاربری های هوشمند مختلف شده است. مخصوصا که با افزایش در مقیاس داده ها، عملکرد الگوریتمی نیز بهبود یافته است. از این رو تجربه ی کاربر بهبود یافته و کاربران بیشتری درگیر این موضوع شده اند که این کار خود باعث تسهیل بیشتر در مقیاس بزرگتری از داده ها شده است.

پلتفرم های سخت افزاری با عملکرد بالا باعث فعالسازی قدرت محاسباتی بیشتر میشوند. مدل یادگیری عمیق نیازمند تعداد نمونه های زیادی است که این موضوع انجام حجم زیادی از محاسبات را اجتناب ناپذیر میسازد. پیشرفت سریع واحدهای پردازش گرافیکی ﴿GPU﴾، سوپرکامپیوترها، محاسبات ابری و سایر پلتفرم های سخت افزاری با عملکرد بالا شرایط را برای ممکن شدن یادگیری عمیق فراهم نموده اند.

در آخر، ساختار شبکه نقش خود را در پیشرفت یادگیری عمیق ایفا میکند. با کمک بهینه سازی مداوم الگوریتم های یادگیری عمیق، تشخیص سوژه ی بهتری صورت میگیرد. برای کاربری های پیچیده تری چون تشخیص چهره و یا در سناریوهایی با نورپردازی، زوایا، حالت ها و عوامل متفاوت دیگر، ساختار شبکه دقت تشخیص را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

موارد بکارگیری محصولات یادگیری عمیق

در دو سال گذشته، تکنولوژی یادگیری عمیق در زمینه هایی چون تشخیص صدا، بینایی رایانه ای یا کامپیوتر، ترجمه صوتی و بسیاری موارد دیگر به خوبی ظاهر شده است. این تکنولوژی در زمینه هایی چون تایید چهره و طبقه بندی تصاویر از قابلیت های انسانی نیز پیشی گرفته است؛ از این رو برای صنعت امنیت در زمینه هایی چون نظارت ویدئویی که کاربری هایی چون تشخیص چهره، تشخیص خودرو، تشخیص ویژگی بدن انسانی، دنباله روی چندین سوژه مختلف و سایر موارد را شامل میشود، به یادگیری عمیق توجه زیادی میشود.

این نوع از عملکردهای هوشمند به یک سری دوربین های نظارتی جلویی، سرورهای پشتی و دیگر محصولاتی نیازمندند که از الگوریتم های یادگیری عمیق پشتیبانی کنند. در کاربردهای با مقیاس کوچک، دوربین های جلویی میتوانند مستقیما کار استخراج ویژگی از یک انسان ساختارمند و وسیله نقلیه را انجام دهند و هزاران تصویر از چهره ی افراد را میتوان در دستگاه های جلویی ذخیره سازی کرد تا چهره ها به صورت مستقیم با یکدیگر مقایسه شوند و بدین شکل هزینه های برقراری ارتباط با سرور کاهش یابد. در کاربردهای با مقیاس بزرگ، دوربین های جلویی میتوانند با سرورهای پشتی کار کنند. مخصوصا اینکه کار ویدئویی ساختارمند به وسیله ی دستگاه های جلویی صورت میگیرد و بدینوسیله بار کاری دستگاه های پشتی کاهش می یابد؛ همچنین کارآمدی تطابق و جستجوی سرورهای پشتی ارتقاء پیدا میکند.

یادگیری عمیق سطح بعدی پیشرفت هوش مصنوعی است. این تکنولوژی بسیار فراتر از یادگیری ماشین عمل میکند؛ در یادگیری ماشین، کار طبقه بندی نظارت شده ی ویژگی ها و الگوها با کمک الگوریتم ها صورت میگیرد. دقت بهبودیافته نتیجه ی یادگیری چندلایه ای و جمع آوری گسترده داده ها است. بکارگیری این الگوریتم در تشخیص چهره، تشخیص وسیله نقلیه، تشخیص افراد و سایر پلتفرم ها باعث پیشرفت قابل توجه عملکردآنالیتیک ها خواهد شد.

منبع: مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/how-deep-learning-benefits-the-security-industry