آرشیو برچسب: یادگیری عمیق

مزایای تکنولوژی تولید هوشمند

از گذشته تا کنون تکنولوژی تولید هوشمند در کارخانه جات بیشتر و بیشتری در سراسر جهان بکار گرفته شده است. به ویژه اینکه تولیدکنندگان با تکیه بر دستگاه هایی که با اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) کار میکنند و داده های تولید شده توسط آنها برای رسیدن به اهداف مختلف تلاش میکنند. یکی از این اهداف بزرگ، بحث نگهداری پیش بینی شده و بازبینی از راه دور است.

اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) که به صنعت 4.0 نیز معروف بوده، به عنوان چهارمین انقلاب صنعتی و اوج انقلاب های گذشته (از جایگزینی افراد توسط ماشین ها در قرن 19 گرفته تا بکارگیری خطوط تولید در قرن 20) تعریف شده و بخش تولید را دستخوش تغییرات نموده است. این بار تولیدکنندگان با بکارگیری دستگاه های IIoT و داده های تولیدشده توسط آنها برای کسب آگاهی و هوشمندی بیشتر استفاده میکنند.

بکارگیری اینترنت اشیاء (IoT) در صنعت تولید به عنوان اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) شناخته میشود. این شبکه از دستگاه ها، ماشین ها، کامپیوترها و اشیاء هوشمند با جمع آوری و به اشتراک گذاری حجم بالایی از داده ها با کاربران، باعث افزایش و بهبود وضعیت اتوماسیون در بسیاری از صنایع میشوند. در نتیجه این امر، کارایی عملیاتی و بازدهی افزایش یافته و در زمان و هزینه ها صرفه جویی صورت میگیرد. این آگاهی ها علاوه بر کمک به افراد در اتخاذ تصمیمات هوشمندانه تر و سریعتر، آگاهی ارزشمندی را به صورت همزمان با وقوع رخداد فراهم میسازند.

اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) اساسا در چهار حوزه مختلف به کمک تولیدکنندگان می آید. این چهار حوزه شامل نگهداری پیش بینی شده، بازبینی از راه دور، تجربه ی مشتریان و خدمات میدانی میشود که در ادامه این مقاله به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

1. نگهداری پیش بینی شده

اینترنت اشیاء صنعتی (IIoT) به نگهداری پیش بینی شده بسیار کمک نموده است و از آنجایی که نگهداری پیش بینی شده نقشی مهم را در فرآیند تولید ایفا میکند، تولیدکنندگان به دنبال به حداقل رساندن هزینه های مربوط به عدم کارکرد درست تجهیزات صنعتی و ساعات بیکاری کارخانه جات هستند. با کمک سنسورها و داده های IIoT، اپراتورها میتوانند آگاهی بهتری نسبت به عدم کارکرد احتمالی ماشین ها به دست آورده و با توجه به آن عمل کنند. دستگاه های هوشمند قادر به پیش بینی زمان احتمالی خرابی یک ماشین هستند و این موضوع به شما اجازه میدهد تا برنامه ریزی بهتری برای نگهداری انجام دهید. به عنوان مثال یک ماشین در کف کارخانه شما ممکن است که نسبت به تغییرات دما، شتاب یا فشار حساسیت نشان دهد. بنابراین وقوع این رخدادها میتواند نشان دهنده ی عدم کارکرد احتمالی باشد و دستگاه مورد نظر این شرایط را پیش از وقوع هرگونه خرابی خارج از برنامه پیش بینی میکند.

2. بازبینی از راه دور

بازبینی از راه دور حوزه ی دیگری است که در آن تولیدکنندگان میتوانند از مزایای IIoT بهره مند شوند. به عنوان مثال تصور کنید که دارایی های شما چشم و گوش داشته و هر آنچه که اتفاق می افتد را به داشبورد شما ارسال کنند و با این کار به شما اجازه بدهند که به سرعت به شرایط موجود عکس العمل نشان دهید. به عنوان مثال،‌ یک سیستم خنک کننده نصب شده در فضاهای پیرامونی مشتریان را میتوان به صورت کامل از طریق داشبورد شما مدیریت نمود.

علاوه بر این، چیزی که اهمیت دارد این است که این قابلیت برای کاربرانی چون مزرعه های خورشیدی که چندین مکان بزرگ را به صورت همزمان میگردانند بسیار ارزشمند است. با بازبینی از راه دور، اپراتورها مجبور نیستند که به صورت فیزیکی در هر یک از این مکان ها حضور پیدا کرده تا وضعیت تجهیزات را بررسی کنند.

3. تجربه ی مناسب تر و خوشایندتر برای مشتریان

تعامل بین کاربران نهایی و مشتریان آنها در هر یک از مراحل توسعه محصول، از تحقیق اولیه گرفته تا فروش، میتواند دانش و آگاهی ارزشمندی را برای سازمان مربوطه به ارمغان آورد و باعث بهبود تجربه ی نهایی مشتریان شود. از طریق هر یک از این روش های تعامل،‌ داده های به دست آمده را میتوان در جهت صورت دادن اقداماتی متناسب با نیازها و ترجیحات متغیر مشتریان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. همچنین با تحلیل و بررسی سیستم های قدیمی میتوان از نوآوری های محصولات آینده در جهت ارائه محصولات و سرویس هایی با طراحی های به مراتب بهتر استفاده نمود.

4. بهبود خدمات میدانی

در آخر، بهبود خدمات میدانی مزیت دیگری است که IIoT برای تولیدکنندگان به ارمغان می آورد. داده های سنسور خارج از میدان میتواند زمان و پول زیادی را برای شما خریداری کند و پیش از تبدیل مسائل احتمالی به یک مسئله بزرگ، کارایی شما را بهبود ببخشد. این داده ها به شما تضمین میکند که که متخصصین فنی و ابزارآلات خدمات میدانی درست، در زمان مقتضی به محل موردنظر فرستاده شده و در عین حال فرآیند برنامه ریزی شما بهینه سازی و خودکارسازی شده است. در گذشته خدمات میدانی همیشه با برنامه ای شروع  میشده است که به علت فاکتورهای غیرقابل پیش بینی و تاخیرهایی که خارج از کنترل بوده اند، هرگز به واقعیت تبدیل نمیشدند. اما با ظهور اینترنت اشیاء صنعتی IIoT، دقت، درستی و عملی شدن برنامه شما تضمین شده است و بازدهی و رضایت بیشتر مشتریان حاصل میگردد.

منبع: مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/what-benefits-does-smt-bring%3F

 

کارخانه هوشمند چیست؟

شاید یکی از رایجترین کلمات این دهه، واژه “هوشمند” باشد. هیچ صنعتی از این مفهوم مستثنی نیست. از تلفن ها گرفته تا منازل و ساختمان ها همگی در تلاش برای گنجاندن این مفهوم و برچسب در خود هستند. یکی از صنایعی که به صورت جدی نسبت به این امر علاقه نشان داده، صنعت تولید است. شناخته شده با عناوینی چون هوشمند، کارخانه های هوشمند و مفهوم گسترده تری چون صنعت 4.0، آهسته آهسته بخش تولید شاهد انقلابی است که میتواند روی بسیاری از بخش های دیگر تاثیرگذار باشد.

در قلب کارخانه های هوشمند موضوع هوشمندی قرار دارد و هوشمندی مکانی بخش مهمی از این کارخانه ها را تشکیل میدهد: در صورتی که چیزی حرکت کند و فرآیند انجام آن از اهمیت بالایی برخوردار باشد، ابتدا باید دید که این اتفاق در کدام مکان به وقوع پیوسته و در حال انجام چه کاری است. صنعت 4.0 محیطی را توصیف میکند که در آن فرآیندهای انعطاف پذیر و هوشمند با بهره گیری از داده های به دست آمده از سنسورهای متصل به تمامی بخش های یک زنجیره ی ارزش به صورت همزمان با وقوع رخداد استفاده میکند تا فرآیندهای بیزینسی بهینه سازی شوند. این سیستم های سایبری-فیزیکی از قدرت آنالیتیک های کلان داده ای برای ترجمه دید عملیاتی کامل به سرعت عمل و کارآمدی بی سابقه در امر تولید استفاده میکنند.

اما همواره گروهی از افراد وجود دارند که معتقدند بسته به مکان مورد بررسی از اصطلاحات متفاوتی استفاده میشود، با این حال مفهوم اصلی همچنان ثابت باقی می ماند.

بسته به منطقه و مکانی که این موضوع در آن مطرح میگردد، تعاریف مختلفی میتوان ارائه کرد. با این حال با انداختن نگاهی فراتر ازتعاریف مرسوم ارائه شده برای اصطلاحاتی چون “کارخانه هوشمند” یا “صنعت 4.0″، این اصطلاحات منعکس کننده ی تغییرات بنیادینی با توجه به چگونگی تغییر چهره ی فرآیندهای تولید از طریق “ساختارهای متصل به یکدیگر” هستند. امروزه مراحل مختلف فرآیندهای تولید، از همان ابتدا از پایین ترین سطح یک ماشین یا تجهیزات، مستقیما از طریق سنسورها/اینترنت اشیاء (IoT﴾ به یکدیگر متصل شده و مستقیما قادر به تعامل با یکدیگر هستند و در نتیجه این امر کل زنجیره ی تولید شفاف و کارآمدتر میشود. در حال حاضر این ماشین ها و تجهیزات را میتوان طوری برنامه ریزی کرد که علاوه بر تعامل با یکدیگر، با سیستم های بالاتر و پایین تر خود نیز به تعامل بپردازند و مستقل از مداخله نیروی انسانی، تصمیماتی هوشمندانه اتخاذ کنند. این دقیقا تعریف کارخانه هوشمند مدرن است.

کارخانه هوشمند به صنعتی گفته میشود که از دستگاه های متصل به اینترنت اشیاء ﴿IoT) برای بهبود کارایی، پیوستگی و امنیت عملیات های خود بهره میگیرد. تعامل به صورت همزمان و دورادور بین اجزای تولید و اپراتورها، کارخانه جات را به ویترینی برای اتوماسیون و اتوماتیک سازی تبدیل میکند. مفهوم کارخانه هوشمند را میتوان در دو فاز مجزا تعریف نمود. به عنوان مثال، کارخانه هوشمند بخشی از صنعت 4.0 است. صنعت 4.0 شامل فاز طراحی، فاز تولید و فاز لجستیک میشود. تمام این فازها به عنوان صنعت 4.0 نامیده میشوند، اما کارخانه هوشمند به نقطه ی میانی این فرآیند تبدیل میشود.

کارخانه های هوشمند حداقل به چهار عنصر نیاز دارند. عنصر اول، یکپارچه سازی ماشین با ماشین (M2M﴾ است. عنصر دوم مربوط به دانش حوزه مربوطه میشود. عنصر سوم مربوط به هوشمندی بیزینسی در بخش های بیرونی و داخلی این کارخانه ها است. عنصر چهارم نیز به تقاضای بازار برمیگردد.

این چهار عنصر از چهار حوزه ی متفاوت می آیند؛ این بدان معناست که اگر بخواهیم کارخانه هوشمند را در یک کلمه تعریف کنیم، میتوانیم از آن به عنوان تلفیق و یکپارچه سازی یاد کنیم.

ایده ی تقسیم این مفهوم به چهار دسته مختلف به نظر میرسد که در این صنعت بسیار شناخته شده باشد. صنعت 4.0 شامل چهار ستون میشود که کارخانه هوشمند یکی از این ستون ها را تشکیل میدهد. علاوه بر کارخانه هوشمند، تجربه دیجیتال مشتریان، زنجیره ی تامین متصل به یکدیگر و تشکیلات دیجیتال سایر ستون های صنعت 4.0 را تشکیل میدهند. هر صنعت 4.0 ابتدا با یکی از این ستون ها شروع میشود و سپس به سرعت به سوی سایر حوزه های دارای هم پوشانی حرکت میکند.

نقش دوربین ها در کارخانه های هوشمند

کارخانه های هوشمند میتوانند از دامنه ی گسترده ای از اطلاعات ورودی برای تغذیه قابلیت های تصمیم گیری خود استفاده کنند – ویدئوهای ضبط شده یکی از این منابع را تشکیل میدهند. از این ویدئوها میتوان برای سنجش و برای کنترل فرآیند استفاده کرد ﴿به عنوان مثال، اطمینان حاصل نمودن از اینکه برخی مناطق مشخص که در آن فرآیندهای تولید صورت میگیرند توسط اشیاء خارجی مسدود نشده باشند﴾، به علاوه اینکه این ویدئوها برای تست و آزمایش نیز کارایی دارند ﴿به عنوان مثال، اطمینان حاصل نمودن از اینکه تمام پیچ های موردنیاز برای سر هم کردن یک کیس در کالای تولید شده تعبیه شده است.﴾

داده های ویدئویی نیازمند تفاسیر زیادی هستند و زمانی بهترین عملکرد را از خود نشان میدهند که فرآیند و توضیحات مربوط به آن به خوبی محدود شده باشند و در نتیجه به الگوریتم های پردازش تصاویر امروزی اجازه دهند که با نرخ های خطای پایین عمل کنند. در مواردی که این فرآیندها به آن اندازه محدود نشده باشند، روش های مستقیم شناسایی و تشخیص اشیاء، یعنی سیستم های RFID ترجیح داده میشوند.

دوربین های داخل کارخانه های هوشمند برای کاربری هایی چون جلوگیری از ضرر، بازبینی دورادور، فرآیندهای عملیاتی، ایمنی و امنیت مورد استفاده قرار میگیرند. به عنوان مثال شرکت مارلنکا اینترنشنال که یک شرکت تولیدکننده کیک های عسلی واقع در کشور جمهوری چک است، به خاطر الزامات استانداردهای صنعتی، با قرار دادن دوربین در بالای خطوط تولید اقدام به بازبینی حرکات تسمه نقاله ای و فرآیند پخت خمیر نموده است. بخش های دیگری از این شرکت که در آنها از دوربینها استفاده شده است، بخش بسته بندی محصولات و بخش ارسال، برای بازبینی میزان ترافیک میباشد.

به عنوان مثال دیگری از چگونگی بکارگیری دوربین ها در تاسیسات هوشمند میتوان به شرکت زامپرا اسپول، یک شرکت مهندسی بین المللی واقع در کشور جمهوری چک اشاره کرد. این شرکت عمدتا به دلایل امنیتی مرسوم و همیشگی، همچون محافظت از فضاهای پیرامونی، جلوگیری از سرقت و بازبینی، از دوربین ها استفاده نموده است. این دوربین ها در امر بازبینی امنیت در کار و برخی از فرآیندهای کاری مشخص خود را نشان داده اند؛ با بکارگیری این دوریبن ها، تعداد صدمات ناشی از کار و غیاب های گزارش نشده در محیط کار کاهش یافته است. با این وجود خیلی زود مشخص شد که کیفیت مثال زدنی و قابلیت های نرم افزاری دوربین های بکار گرفته شده، همچون جستجوی آسان برای فایل های ضبط شده، این کار را ممکن ساخت که از این دوربین ها برای اقدامات دیگری که تا حد زیادی باعث بهینه سازی عملیات های تولید میشدند استفاده نمود.

از زمان بکارگیری دوربین ها در این کارخانه ها، افزایش قابل توجهی در کیفیت تولید، رشد در تولید و کاهش صدمات کاری و غیاب های گزارش نشده در محیط کار مشاهده شد.

در کارخانه جات هوشمند از دوربین ها در دو سناریوی مختلف استفاده میشود. سناریوی اول، کنترل و بررسی بروز هرگونه خطا. کار اصلی دوربین های صنعتی، بررسی و کنترل میزان دقت یا مقاومت موردنیاز است. سناریوی دوم ، بحث نظارت است که کاربرد استاندار برای امنیت تلقی میگردد.

برگرفته از مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/how-to-define-smart-factories

چگونه یادگیری عمیق، شهرها را به جایی امنتر تبدیل میکند؟

سیستم های ویدئویی تبدیل به پایه ای مهم در امر ایمنی و امنیت شهرها شده اند، اما در حال حاضر این سیستم ها در حال تولید ویدئوهایی به مراتب بیشتر از آنچه شهرها قادر به استفاده از آن باشند هستند. از گذشته تا کنون یافتن کارکنانی که به بازبینی ویدئوهای ضبط شده و جستجو در آرشیوها بپردازند به عنوان چالشی همیشگی مطرح بوده است. با بکارگیری تعداد بیشتری از دوربین ها، این مشکل نیز در حال بزرگ تر شدن است.

به نقل از سین لین، مدیر فروش شرکت ژئوویژن: «این امکان وجود دارد که برای سفارشی سازی یک الگوریتم هوش مصنوعی (AI﴾ برای یک کاربری جدید و یا برای یک محل جدید، بین چهار تا شش ماه زمان برای یک تیم تحقیق و توسعه لازم باشد». «و ممکن است که نتایج به دست آمده ناامیدکننده و به همراه تعداد آلارم های خطا یا سایر خطاهای دیگر باشد». وی اینگونه ادامه داد که «چیزی که شهرها بدان احتیاج دارند، یافتن راهی آسانتر برای اپراتورهاست که به وسیله آن بتوانند به تعیین آنچه که در یک ویدئوی مهم به دنبال آن هستند بپردازند».

ظهور راهکارهای یادگیری عمیق به شکل قابل توجهی در حال ارتقاء بینایی رایانه ای و آنالیتیک های ویدئویی است. امروزه این سیستم ها به مراتب قدرتمندتر و آسانتر برای بکارگیری بوده و بیشتر از قبل در دسترس افراد قرار دارند.

با تکنولوژی یادگیری عمیق، مدل های مختلف را میتوان با توجه به ویژگی های محیطی که دوربین ها در آن نصب شده اند آموزش داد. الگوریتم ها اساسا برای هر کدام از شرایط موجود سفارشی سازی شده اند، بدون آنکه نیازی به بازنویسی باشد.

نمیتوان گفت که حجم بالای داده ها یک عامل بازدارنده است، چرا که این داده ها به عنوان یک کمک تلقی میشوند. یادگیری عمیق میتواند به صورت مداوم به تزریق داده هایی بپردازد که باعث تطبیق سیستم شما با شرایط و الزامات جدید میشود.

تغییر بازی با ورودی یادگیری عمیق

با کمک یادگیری عمیق، تکنیک های بینایی رایانه ای همچون تشخیص چهره یا تشخیص حرکت بسیار پیچیده تر شده اند و امر نظارت و سایر کارکردهای ویدئویی را دچار دگرگونی نموده اند.

در یک محیط کنترل شده الگوریتم های قدیمی عملکرد خوبی از خود نشان میدهند، اما این نوع الگوریتم ها معمولا برای برخی از موارد استفاده ی خاص نوشته و طراحی شده اند. به عنوان مثال، تشخیص شیء یا فردی که در حال عبور از یک خط مجازی از پیش تعریف شده اساسا به عنوان یک الگوریتم ساده ی بله یا خیر تلقی میگردد. زمانی استفاده ازاین الگوریتم ها چالش برانگیز میشود که در سناریوهای به مراتب پیچیده تری مورد استفاده قرار بگیرند.

لین با ذکر مثالی این موضوع را اینگونه توضیح داد که: «زمانی که یک الگوریتم قدیمی را در مکان دوربین های مختلف بکار میگیرد – امکان دارد که برخی از این دوربین ها در پارک و برخی دیگر در خیابان قرار داشته باشند – این محیط ها در ویدئوهای ضبط شده به صورت متفاوتی دیده و ظاهر میشوند. الگوریتم های قدیمی از پس تشخیص چنین ظرافت هایی بر نمی آیند».

«از آنجایی که در یک خیابان شلوغ افراد به صورت مداوم در حال حرکت هستند، این امکان وجود دارد که سیستم های تشخیص حرکت یا آلارم های ورود غیرمجاز دچار آلارم های خطای زیادی شوند».

سناریوی معمول دیگر مربوط به تشخیص چهره در مکانی میشود که پلیس در آن فردی موردتعقیب را شناسایی نموده است. «با کمک یادگیری عمیق میتوان چهره ی این فرد را تنها با یک عکس یا ویدئو در پایگاه داده ثبت کرد. پس از آن، نرم افزار ما به صورت خودکار در تمامی ویدئوهای نظارتی ضبط شده در طول یک یا دو ماه گذشته به جستجو میپردازد و به صورت خودکار فرد موردنظر را برای مامورین پیدا میکند».

بنا بر پیشبینی لین، به زودی این کار با داشتن تنها یک طرح اولیه به جای عکس امکان پذیر خواهد شد. شاید دادن یک طرح اولیه به پایگاه داده باعث پایین آوردن دقت تشخیص شود، این درحالی است که با استفاده از الگوریتم های قدیمی این کار به هیچ وجه امکان پذیر نیست.

این دقیقا جایی است که راهکار مدیریت ویدئوی هوشمند ژئوویژن (GV-VMS﴾ مطرح میشود و این مدل هوش مصنوعی ﴿AI﴾ را یک گام جلوتر برده و امکان آنالیز پیچیده و شدیدتری را فراهم میسازد. الگوریتم هاییادگیری عمیق را میتوان متناسب با شرایط گوناگون آموزش داد:

شمارش افراد یا اشیاء در حال حرکت در دو مسیر مختلف

شناسایی و تشخیص چهره ی افراد برای کاربردهای مختلف

پوشاندن چهره افراد به هنگام تشخیص آنها در ویدئو، به خاطر حفظ حریم شخصی

«مه زدایی» ویدئوهای ضبط شده در شرایط مه گرفته برای مشاهده ی تصاویر به صورت واضح

وصل کردن و چسباندن ویدئوهای ضبط شده از دوربین های مختلف در یک نمای پانورامای واحد

متعادل سازی ویدئو در یک محیط پر از لرزش

شمارش افراد در مکان های با محدودیت کد اشغال (نوعی طبقه بندی ساختمان ها)

از میان بردن اعوجاج های ایجاد شده توسط لنزهای با زاویه دید گسترده

جستجوی هوشمند برای یک رخداد در یک منطقه پر از حرکت

یک راهکار جامع و کامل

قابلیت یادگیری عمیق منحصربفرد ژئوویژن، یک سیستم جامع و کامل است که از دوربین ها، سرورهای ضبط و یک مرکز کنترل ویدئو تشکیل شده است. این عملکرد باعث میشود که دوربین های ژئوویژن و دوربین های ساخت سایر شرکت ها از طریق یک پروتکل استاندارد، همانطور که در شکل 1 ترسیم شده، به یکدیگر متصل شوند. این کار با کمک پردازنده های اینتل امکان پذیر شده است که کارایی پردازش ویدئو و قابلیت های یادگیری عمیق را افزایش میدهند.

طبق ساختار Intel® x86، دستگاه GV-VMS به صورت کامل از پردازنده ی Intel® Core™ بهره میگیرد. با بکارگیری Intel® OpenVINO™ toolkit، عملکرد آنالیتیک های ویدئویی بین 8 تا 10 برابر افزایش پیدا میکند. با این کار، بدون نیاز به چیزهای دیگر، فضای به مراتب بیشتری برای پردازش ویدئوها به صورت همزمان فراهم میگردد.

دوربین های ژئوویژن قادر به یادگیری عمیق روی شبکه هستند. این دوربین ها میتوانند به جای ارسال تمام ویدئوهای ضبط شده به یک ایستگاه مرکزی، به محض تشخیص هر چیز به اعلام و ارسال هشدار بپردازند و پیش از ترتیب اثر دادن هرگونه اقدامی، میزان تاخیر صورت گرفته را پایین آورند.

بیشتر شهرها دارای سیستم های ویدئویی هستند که دوربین ها، درگاه ها و نرم افزارهایی را از قبل در خود دارند. اینترفیس های برنامه ریزی اپلیکیشن ژئوویژن (APIs) و یک کیت توسعه دهنده ی نرم افزار (SDK﴾، امکان برقراری اتصال بین سخت افزارهای موجود و نرم افزارها را فراهم میسازد. مرکز کنترل ژئوویژن، یک نرم افزار مدیریت ابری واحد را ارائه میکند و تمامی دوربین های تحت شبکه  IP را در یک سیستم امنیتی و مدیریتی کلی با یکدیگر ادغام میکند.

به عنوان مثال، شهر واتیکان برای دهه ها است که از سیستم های نظارت ویدئویی استفاده میکند. در طول این سال ها، دوربین ها، درگاه ها و ابزارهای نرم افزاری گوناگونی از فروشندگان مختلف خریداری شده است. شهر واتیکان، با همکاری با شرکت ژئوویژن توانست به صورت استراتژیک تمامی دوربین ها و نرم افزارهای قدیمی خود را تحت یک راهکار نظارتی مرکزی با یکدیگر ادغام کند. دوربین های موجود در ساختمان های دولتی مهم، کلیساها، نیایشگاه ها و تقاطع ها همگی تحت کنترل مرکزی هستند. راهکار ژئوویژن یک سیستم واحد را ایجاد میکند – این راهکار در شهر رم به بازبینی ویدئوهای ضبط شده از 140 مکان مختلف میپردازد.

هوشمند و مقیاس پذیر

این راهکار را میتوان با توجه به هر سطحی از استفاده از ویدئو به شکلی کارآمد مقیاس بندی نمود. بکارگیری این راهکار شما را قادر میسازد تا سقف 57.600 جریان ویدئویی را مدیریت کنید. این سیستم، داده های ویدئویی را به یک سیستم مدیریت ابری واحد انتقال میدهد که قادر به بازبینی و کنترل بیش از 1000 سیستم GV-VMS میباشد. از سوی دیگر، با استفاده از سرورهای پردازنده-محور اینتل، حافظه های بیگ دیتا یا کلان داده در مرکز داده مشتریان یا در فضاهای ابری در دسترس قرار دارند.

علاوه بر این، راهکار مدیریت ویدئوی هوشمند ژئوویژن را میتوان با سایر سیستم ها – سیستم های تشخیص آتش یا سیستم های کنترل دسترسی – تلفیق نمود و عملکرد کلی این راهکار را افزایش داد. به عنوان مثال با ادغام با سیستم های کنترل دسترسی، این راهکار میتواند با بهره گیری از سیستم های تشخیص چهره، ورود افراد را به مناطق دارای محدودیت – دسترسی به ساختمان ها یا پارکینگ های محدود – کنترل کند.

با ادغام یادگیری عمیق و قابلیت تلفیق این راهکار با سایر سخت افزارها و نرم افزارها، شهرها میتوانند با استفاده از راهکارهایی چون راهکارهای ارائه شده توسط ژئوویژن به ارتقاء سطح نظارت ویدئویی بپردازند. یادگیری عمیق باعث ارتقاء عکس العمل های اتوماتیک سازی شده و تلفیق باعث ارتقاء سطح کارآمدی عملیاتی میشود و مقیاس پذیری برای یک شهر به معنای عدم از دست دادن قابلیت های سیستم های ویدئویی است.

به نقل از لین: «هنگامی که صحبت از یک سناریوی شهری میشود، یک راهکار نظارت ویدئویی قدیمی پاسخگوی تمامی نیازهای اولیه است. اما به محض رشد یک پروژه در مقیاس شهری، تنها در یک روز، هزاران ساعت ویدئو ضبط میشود. برای تشخیص چیزی که به دنبال آن در ویدئوها هستید، زمان و افرادی زیادی لازم است. اما این راهکار، کار را برای اپراتورها آسانتر میسازد تا تنها روی فرد یا چیزی که به دنبال آنند متمرکز شوند».

منبع: ژئوویژن

http://www.didarc.com/fa/news/how-deep-learning-makes-cities-safer

یادگیری عمیق چیست؟

این روزها یادگیری عمیق به موضوعی داغ تبدیل شده است و در طیف گسترده ای از صنایعی که در حال سرمایه گذاری روی زمینه هایی چون هوش مصنوعی، کلان داده و آنالیتیکها هستند ریشه دوانده است. به عنوان مثال شرکت گوگل از یادگیری عمیق در الگوریتم های تشخیص صدا و تصویر استفاده نموده است، این در حالی است که شرکت هایی چون نتفیلیکس و آمازون در حال استفاده از آن برای فهم رفتار مشتریان خود هستند. شاید باور آن برای شما دشوار باشد، اما محققین دانشگاه ام.آی.تی در تلاش برای پیش بینی آینده با استفاده از یادگیری عمیق هستند. حال به این موضوع فکر کنید که یادگیری عمیق از چه پتانسیلی برای راه اندازی انقلاب در جهان و نحوه ی کار ما با چیزهای اطرافمان برخوردار است. قبل از صحبت از یادگیری عمیق باید رابطه ی آن را با یادگیری ماشین و هوش مصنوعی متوجه شد. راحت ترین راه برای فهم این ارتباط، مراجعه به دیاگرام زیر است:

  • هوش مصنوعی – مهندسی ساخت ماشین ها و برنامه های هوشمند
  • یادگیری ماشین – قابلیت یادگیری بدون آنکه مشخصا برنامه ریزی صورت گرفته باشد
  • یادگیری عمیق – یادگیری بر اساس شبکه های عصبی عمیق

طبق شکل بالا متوجه خواهید شد که یادگیری ماشین زیرمجموعه ای از هوش مصنوعی است. این بدین معناست که میتوانیم ماشین هایی هوشمندی را بسازیم که قادر به یادگیری بر اساس داده های ارائه شده هستند. علاوه بر این، یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است که در آن از الگوریتم های یادگیری ماشین مشابهی برای آموزش شبکه های عصبی استفاده شده است؛ این کار برای کسب دقت بیشتر در مواردی انجام میشود که یادگیری عمیق  قادر به ارائه عملکرد کافی نبوده است. موضوعات زیر در ادامه مقاله مورد بررسی قرار خواهند گرفت:

  • هوش مصنوعی
  • یادگیری ماشین
  • نقاط ضعف یادگیری ماشین

1. هوش مصنوعی

اصطلاح هوش مصنوعی در سال 1956 توسط جان مک کارتی ساخته شد؛ وی پدر هوش مصنوعی نام گرفته است. ایده ی پشت طرح هوش مصنوعی بسیار ساده و شگفت انگیز است. هدف از طرح هوش مصنوعی ساختن ماشین های هوشمندی بوده است که قادر به تصمیم گیری هستند. شاید این طرح همچون نوعی فانتزی علمی به نظر برسد، اما با توجه به پیشرفتهای اخیر صورت گرفته در تکنولوژی و قدرت محاسبات، این ایده هر روز بیشتر از پیش در حال نزدیک شدن به واقعیت است.

2. یادگیری ماشین: گامی به سوی هوش مصنوعی

حال که با مفهوم هوش مصنوعی آشنا شده اید، نوبت آن است که در مورد یادگیری ماشین صحبت شود و اینکه برنامه دهی ماشین ها برای یادگیری به چه معناست. ابتدا با تعریفی مشهور از یادگیری ماشین شروع میکنیم:

تعریف تام میشل از دانشگاه­ کارنژی ملون: «زمانی میتوان گفت که یک برنامه کامپیوتری از تجربه E با توجه به وظیفه T و ارزیابی عملکرد P یاد میگیرد که طبق ارزیابی P، عملکرد آن روی T، با کمک تجربه E بهبود یابد».

بنابراین در صورتی که بخواهید برنامه شما الگوهای ترافیکی موجود در یک تقاطع شلوغ ﴿وظیفه T﴾ را پیشبینی کند، از طریق الگوریتم های یادگیری ماشین و با کمک داده های موجود در مورد الگوهای ترافیکی قدیمی ﴿تجربه E﴾ میتوانید این کار را انجام دهید. دقت پیشبینی صورت گرفته ﴿ارزیابی عملکرد P﴾ به این بستگی دارد که آیا برنامه مربوطه موفق به استفاده از مجموع داده های موجود شده است یا خیر ﴿تجربه E﴾.

اساسا یادگیری ماشین به نوعی هوش مصنوعی اطلاق میشود که در آن کامپیوترها بدون نیاز به حجم زیادی از داده برای برنامه ریزی شدن، قدرت یادگیری پیدا میکنند. قانون و قاعده اصلی پشت یادگیری ماشین، یادگیری از مجموع داده ها و تلاش برای حداقل رساندن خطاها و به حداکثر رساندن احتمال به وقع پیوستن پیشبینی های آنها است.­

3. نقاط ضعف یادگیری ماشین

به هنگام کار با داده های بُعد-بالا، یعنی زمانی که با تعداد زیادی ورودی و خروجی سر و کار داشته باشیم، الگوریتم های یادگیری ماشین قدیمی چندان کاربرد ندارند. به عنوان مثال به هنگام تشخیص دست خط افراد، مقادیر زیادی ورودی موجود است­ که در آن انواع مختلفی ورودی که­ تداعی کننده انواع دست خط ها هستند وجود خواهد داشت. چالش اصلی دوم فهماندن این موضوع به کامپیوتر است که باید به دنبال چه ویژگی هایی باشد که نقشی مهم در پیش بینی نتیجه و همچنین کسب دقت بیشتر در حین انجام این کار ایفا خواهد کرد. به این فرآیند استخراج ویژگی گفته میشود.

دادن داده های خام به الگوریتم ها به ندرت کارایی داشته و به همین دلیل است که استخراج ویژگی بخش مهمی از جریان کاری یادگیری ماشین قدیمی را تشکیل میدهد. بنابراین بدون استخراج ویژگی، چالش های پیش روی برنامه نویس مربوطه افزایش پیدا میکند، چرا که کارایی الگوریتم ها تا حد زیادی به بینش برنامه نویس آن بستگی دارد. ­

از این رو بکارگیری این مدل یادگیری ماشین یا الگوریتم ها در برنامه هایی چون تشخیص اشیاء، تشخیص دست خط، پردازش زبان های طبیعی NLP و غیره بسیار دشوار است.

برگرفته از edureka

http://www.didarc.com/fa/news/what-is-deep-learning

ساز و کار یادگیری عمیق

یادگیری عمیق یکی از تنها متدهایی است که با آن میتوان بر چالش های استخراج ویژگی غلبه کرد؛ به این دلیل که مدل های یادگیری عمیق قادر به یادگیری تمرکز روی ویژگی های مناسب بوده و به راهنمایی کمی از سوی برنامه نویس نیازمند هستند. اساسا یادگیری عمیق از نحوه ی عملکرد مغز تقلید میکند، به عبارت دیگر از تجربه ها یاد میگیرد. همانطور که میدانید مغز ما از میلیاردها عصب تشکیل شده که به ما امکان انجام کارهای خارق العاده ای را میدهد.  حتی مغز یک بچه یک ساله نیز قادر به حل مشکلات پیچیده ای است که حل آنها برای سوپرکامپیوترها هم بسیار دشوار است. به عنوان مثال:

  • تشخیص چهره والدین خود و همچنین اشیاء مختلف.
  • تشخیص صداهای مختلف از یکدیگر و شناسایی افراد بر اساس صدای آنها.
  • فهم حس و حال چهره سایر افراد و بسیاری از کارهای دیگر.

در حقیقت مغز ما در طول سالیان مختلف و به صورت نیمه خودآگاه خود را برای انجام چنین چیزهایی آموزش داده است. در حال حاضر، سوالی که پیش می آید این است که یادگیری عمیق چگونه از عملکرد مغز تقلید میکند؟ یادگیری عمیق از مفهوم عصب های مصنوعی که عملکردی مشابه عصب های های بیولوژیکی مغز انسانها دارند استفاده میکنند. بنابراین میتوان گفت که یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است که خود به الگوریتم های الهام گرفته از ساختار و عملکرد مغز که شبکه های عصبی مصنوعی نامیده میشوند وابسته است.

حال برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر نگاهی بیاندازید. ساختن سیستمی را متصور شوید که قادر به تشخیص چهره ی چندین فرد مختلف در یک تصویر باشد. در صورتی که این مشکل را به عنوان یک مشکل یادگیری ماشین معمولی حل کنیم، ویژگی های چهره ای چون چشم، دماغ،‌ گوش ها و غیره را تعریف خواهیم کرد و سپس سیستم تشخیص خواهد داد که کدام یک از ویژگی ها برای کدام یک از افراد حائزاهمیت است.

در حال حاضر یادگیری عمیق این کار را یک مرحله پیشتر برده است. یادگیری عمیق به صورت خودکار ویژگی های حائزاهمیت برای طبقه بندی را با کمک شبکه های عصبی عمیق خود پیدا میکند، این در حالی است که در یادگیری ماشین، این ویژگی ها باید به صورت دستی تعریف شوند.­

همانطور که در تصویر بالا نشان داده شده است، یادگیری عمیق به شکل زیر عمل میکند: در پایین ترین سطح، شبکه روی الگوهای کنتراست داخلی به عنوان موضوعی مهم تمرکز میکند. لایه بعدی قادر به استفاده از آن الگوهای کنتراست داخلی برای تمرکز روی چیزهایی که مشابه چشم ها، دماغ ها و دهان ها است. در آخر، لایه نهایی قادر به بکارگیری آن ویژگی های چهره در قالب های چهره است. یک شبکه عصبی عمیق قادر به ساخت ویژگی های پیچیده و پیچیده تری در هر یک از لایه های بعدی خود است.

آیا تا به حال این سوال برای شما پیش آمده است که فیسبوک چگونه به صورت خودکار تمامی افراد حاضر در یک تصویر آپلود شده توسط شما را لیبل و برچسب گذاری میکند؟ فیسبوک همچون مثال قبل که پیشتر ذکر شد از یادگیری عمیق استفاده میکند. قابلیت های یادگیری عمیق و اینکه چگونه در مواردی که از اثر یک سری از ویژگی ها بیخبر بوده ایم یادگیری عمیق توانسته از لحاظ عملکرد از یادگیری ماشین سبقت بگیرد از جمله مواردی هستنند که شاید تا به اکنون متوجه آنها شده باشید. ­

در نتیجه شبکه های عمیق میتوانند با بهره جویی از مجموع داده های شامل داده های ورودی فاقد برچسب گذاری مناسب، از پس نقاط ضعف یادگیری ماشین برآیند.

شبکه عصبی چیست؟

همانطور که از نام آن برمی آید، یادگیری عمیق زیرمجموعه ای از یادگیری ماشین است. یادگیری عمیق برای پرداختن به مشکلات یادگیری ماشین، بیشتر درگیر استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی عمیق (الگوریتم ها/مدل های محاسباتی که تا حدودی از مغز انسان الهام گرفته اند) شده است.

حال سوالی که ذهن افراد را درگیر میکند این است که اصلا شبکه عصبی چیست و چه کاری در یادگیری عمیق انجام میدهد؟ به مقایسه زیر توجه کنید: شبکه ی عصبی را همچون یک سری درب که پشت سر یکدیگر قرار گرفته اند در نظر بگیرید و خود را به عنوان یک “ورودی” به شبکه عصبی موجود ببینید. هر زمان که یکی از این درب ها را باز میکنید، تبدیل به یک فرد جدید میشوید (به عبارت دیگر، به نحوی یک تغییر در شما اتفاق می افتد). و زمانی که به آخرین درب میرسید، به یک فرد کاملا متفاوت تبدیل شده اید. هنگامی که از درب آخر خارج میشوید، به “خروجی” شبکه عصبی تبدیل میشوید. در این مورد، هر یک از درب ها نشان دهنده ی یک لایه هستند. بنابراین یک شبکه عصبی مجموعه ای از لایه هایی است که به نحوی ورودی موردنظر را تغییر داده و به ایجاد خروجی پرداخته است.

هر یک از لایه های موجود در شبکه ی عصبی شامل “وزن ها” و “جهت گیری ها”ی خاص خود هستند – این موارد تنها اعدادی هستند که بر ورودی افزوده میشوند. عملکرد کلی شبکه های عصبی به این شکل است که تعدادی ورودی دریافت کرده (معمولا مجموعه ای از اعداد که نمایش دهنده ی چیزی هستند، به عنوان مثال، مقادیر قرمز-سبز-آبی پیکسل ها در یک تصویر)، با استفاده از وزن ها و جهت گیری های لایه های خود یک سری تغییرات محاسبه شده انجام داده و در نهایت یک خروجی را بیرون میدهد. در صورتی که قبلا یک سری کلاس جبر گذرانیده باشید میتوانید به این ورودی ها، خروجی ها و وزن ها به عنوان یک سری ماتریس نگاه کنید. ماتریس ورودی توسط یک سری ماتریس تغییر داده شده (به عبارت دیگر، ماتریس های وزن و جهت گیری های لایه مربوطه) و به خروجی شما تبدیل میشود. البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که توصیف ارائه شده توضیحی بسیار ساده از نحوه عملکرد یک شبکه عصبی بوده و تنها برای فهم بهتر آن مطرح شده است.

یک شبکه عصبی عمیق تنها یک شبکه عصبی با تعداد لایه های زیاد است (با قرار دادن لایه ها روی یکدیگر، شبکه ی عصبی شما شروع به “عمیق تر” شدن میکند. ایده ی اولیه یادگیری عمیق، استفاده از شبکه های عصبی به همراه چندین لایه مختلف بوده است).

حال سوالی که مطرح میشود این است: شبکه ی عصبی چگونه یاد میگیرد؟ از طریق “پس انتشار. این واژه به روش معمول برای آموزش یک شبکه عصبی گفته میشود که در آن خروجی اولیه سیستم با خروجی دلخواه مقایسه شده و تا جایی که تفاوت بین آنها به حداقل برسد، سیستم مربوطه تنظیم میشود. همانطور که قبلا گفته شد شبکه های عصبی از لایه هایی تشکیل شده اند که وزن ها و جهت گیری های خاص خود (که تنها مجموعه ای از اعدادند) را شامل میشوند. در جریان فاز آموزش، شبکه های عصبی در جهت یافتن وزن ها/جهت گیری های درستی تلاش میکنند که قادر به ارائه ی دقیقترین خروجی ها باشند. این کار با استفاده از روشی تحت عنوان پس انتشار انجام میشود. پیش از آموزش دادن یک شبکه عصبی، وزن ها/ جهت گیری ها یا به صورت رندوم و یا با توجه به یک مدل آموزش دیده شده ی قبلی آماده سازی میشوند. در هر دو صورت هنگامی که آموزش صورت میگیرد، شبکه ی عصبی آن وزن ها و جهت گیری ها را با توجه به آنچه که “یاد میگیرد” تغییر میدهد. هنگامی که یک شبکه ی عصبی میسازیم، باید روی چیزی به عنوان تابع هزینه تصمیم گیری (به عبارت دیگر، انتخاب یا طراحی) کنیم. تابع هزینه اساسا به نوعی تابع ریاضی گفته میشود که خروجی را از یک شبکه ی عصبی (برای یک ورودی معین) و داده ی عینی (به عبارت دیگر، خروجی مورد انتظار از شبکه ی عصبی برای ورودی مشخص شده) دریافت و میزان غلط/بد بودن نتیجه حاصل از شبکه های عصبی را محاسبه میکند.

با استفاده از تکنیک های بهینه سازی همچون گرادیان کاهشی، کامپیوتر شما چگونگی تغییر وزن ها و جهت گیری ها را یاد میگیرد تا بدین شکل تابع هزینه را به حداقل برساند. اما گرادیان کاهشی به چه معناست؟ گرادیان کاهشی یک الگوریتم بهینه‌سازی مرتبه اول الگوریتم تکرار شونده است. برای یافتن کمینه محلی یک تابع با استفاده از این الگوریتم، گام‌هایی متناسب با منفی گرادیان (یا گرادیان تخمینی) تابع در محل فعلی برداشته خواهد شد. اگر در استفاده از این الگوریتم، گام‌هایی متناسب با جهت مثبت گرادیان برداشته شود، به بیشینه محلی تابع نزدیک می‌شویم که به این فرایند گرادیان افزایشی گفته می‌شود. سیستم مربوطه با یاد گرفتن با توجه به داده های بیشتر و بیشتر به انجام این کار ادامه میدهد (خروجی را از شبکه ی عصبی دریافت، هزینه را محاسبه و برای تغییر وزن ها کار “پس انتشار” را که پیشتر توضیح داده شد انجام میدهد). به مرور زمان، وزن ها و جهت گیری های سیستم با توجه به داده ها تنظیم میشوند و در آخر شبکه ای عصبی با دقت خروجی بالا در دست خواهید داشت. به یاد داشته باشید که کارایی عملی یا دقت یک شبکه عصبی تا حد زیادی به داده های استفاده شده برای آموزش آن وابسته است: بنابراین این موضوع بسیار حائزاهمیت است که بانک اطلاعاتی مجموع داده های شما به درستی ساخته یا انتخاب شده باشد. بدون وجود داده ی خوب (و میزان داده ی خوب) کار آموزش یک شبکه ی عصبی دقیق بسیار دشوار تمام خواهد شد.

به علاوه، تابع هزینه اساسا میزان عدم دقت شبکه ی عصبی مربوطه را اندازه گیری میکند؛ با به حداقل رساندن تابع هزینه به وسیله تغییر وزن ها/جهت گیری ها، شبکه ی عصبی شما از لحاظ عددی بسیار دقیقتر خواهد شد. با این حال، دقت شبکه عصبی وابسته به داده ای است که بر اساس آن آموزش داده میشود؛ بنابراین یک هزینه پایین ضرورتا به معنای یک شبکه ی عصبی آموزش دیده به قدر کافی نیست.

موارد کاربرد یادگیری عمیق

1. تشخیص صدا

شاید اسم سیری به گوش شما خورده باشد؛ سیری یک راهنمای هوشمند صوتی در محصولات شرکت اپل است. همچون سایر غول های بازار، شرکت اپل نیز روی یادگیری عمیق سرمایه گذاری کرده تا بدین شکل بتواند خدمات خود را با کیفیت بیشتری در مقایسه با گذشته ارائه کند. در زمینه تشخیص صدا و راهنمای هوشمند صدایی چون سیری، افراد میتوانند با استفاده از شبکه های عصبی عمیق مدلهای صوتی دقیقتری را بسازند. در حال حاضر این زمینه یکی از فعالترین زمینه ها برای بکارگیری یادگیری عمیق است. به بیان ساده، با کمک این تکنولوژی شما قادر به ساخت سیستمی هستید که میتواند ویژگی های جدید یاد بگیرد و یا با توجه به شما خود را تغییر دهد. بنابراین با پیش بینی تمام احتمالات از قبل، به نحو بهتری راهنمایی در اختیار شما قرار میگیرد.

2. ترجمه ماشینی خودکار

همه ما میدانیم که گوگل قادر به ترجمه فوری بین 100 زبان مختلف بوده و سرعت آن به قدری است که همچون یک معجزه به نظر می آید. تکنولوژی پشت گوگل ترنزلیت ترجمه ماشینی نامیده میشود و برای افرادی که به خاطر تفاوت زبانشان قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر نبوده اند همچون یک نجات دهنده عمل کرده است. حال ممکن است که این سوال برایتان پیش آید: « این ویژگی برای مدت های زیادی است که وجود دارد، پس دیگر چه چیز جدیدی برای ارائه میتواند داشته باشد؟» در طول چند سال گذشته، گوگل با کمک یادگیری عمیق رویکرد موجود نسبت به ترجمه ماشینی را در گوگل ترنزلیت خود به کلی دگرگون کرد. ­در حقیقت پژوهشگران یادگیری عمیقی که تقریبا چیزی در مورد ترجمه ماشینی نمیدانند، با ارائه و بکارگیری راهکارهای یادگیری ماشینی ساده توانسته اند بهترین و پیشرفته ترین سیستم های ترجمه زبانی در جهان را شکست دهند. ترجمه متون در این سیستم ها بدون نیاز به پیش پردازش توالی متون انجام میگیرد و به الگوریتم ها اجازه میدهد که ارتباط بین کلمات و معادل آنها را در زبان جدید یاد بگیرند. شبکه های فشرده ای از شبکه های عصبی متناوب و بزرگ برای انجام این ترجمه لازم است.

3. ترجمه بصری فوری

همانطور که میدانید یادگیری عمیق برای مواردی چون تشخیص تصاویری که دارای حروف اند و یا در مکانهایی که حروف ­در یک صحنه حضور دارند استفاده میشود. به محض شناسایی، این تصاویر را میتوان به متن تبدیل و ترجمه کرد و تصاویری با متن ترجمه شده از نو ایجاد نمود. حال شرایطی را تصور کنید که به کشور دیگری که زبان آن را نمیدانید سفر کرده اید. هیچ جای نگرانی نیست! با استفاده از اپلیکیشن های مختلفی چون گوگل ترنزلیت میتوانید برای خواندن علامت ها و یا تابلوهای خرید نوشته شده به زبان دیگر به سرعت ترجمه بصری انجام دهید.

4. خودروهای بدون راننده و اتوماتیک

شرکت گوگل در تلاش است که با استفاده از یادگیری عمیق مقدمات ساخت خودروهای بدون راننده خود ﴿معروف به WAYMO﴾ را فراهم و به سطح جدیدی از تکامل برساند. بنابراین به جای استفاده از الگوریتم های کدگذاری شده به صورت دستی، افراد میتوانند سیستم را طوری برنامه ریزی کنند که با استفاده از داده های ارائه شده توسط سنسورهای مختلف به خودی خود همه چیز را یاد بگیرند. در حال حاضر یادگیری عمیق به عنوان بهترین رویکرد نسبت به اکثر عملیات های ادراکی و همچنین بسیاری از عملیات های کنترلی سطح-پایین تلقی میگردد. ­از این رو در حال حاضر حتی افرادی که رانندگی بلد نبوده و یا ناتوان از رانندگی هستند نیز میتوانند بدون نیاز به سایر افراد وسیله نقلیه خود را برانند.

موارد ذکر شده تنها برخی از موارد مطرح استفاده از یادگیری عمیق بوده است که در آنها از این تکنولوژی به صورت گسترده استفاده شده و نتایج مطلوبی به دست آمده است. در بسیاری از حوزه هایی که جای بررسی و تامل دارند، یادگیری عمیق کاربری های دیگری نیز دارد.

برگرفته از edureka و towardsdatascience

http://www.didarc.com/fa/news/deep-learning-mechanism

مزایای یادگیری عمیق برای صنعت امنیت

به دلیل استفاده ی گسترده از مانیتورینگ با وضوح بالا، در یک بازه ی زمانی کوتاه میزان داده های موردنیاز برای نظارت امنیتی به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است. جمع آوری کارآمد، تجزیه و تحلیل و بکارگیری داده ها و استفاده هوشمندانه از آنها بیشتر از هر زمان دیگری در این صنعت به موضوعی جدی تبدیل شده است.  بنابراین ارتقاء سطح هوشمندی ویدئویی، هدفی ناگزیر و همه گیر در این صنعت به نظر میرسد. کاربران امنیتی امیدوارند که سرمایه گذاری آنها روی محصولات جدید، مزایایی فراتر از دنباله روی و جستجوی ساده علایق افراد و جمع آوری شواهد پس از یک رخداد امنیتی برای آنها به ارمغان آورد. به جای آن نیاز به یافتن راه های چه بسا کارآمدتر که به نظارت اجازه ی گذار از جستجو پس از وقوع رخداد به هشدارهایی حین وقوع رخداد و یا حتی هشدارهایی پیش از وقوع رخداد به شدت احساس میشود. برای برآورده سازی این نیازها، تکنولوژی های جدیدی لازم است. نظارت ویدئویی هوشمند برای سالهای زیادی در دسترس بوده است. با این حال، نتایج بکارگیری آن چندان ایده آل واقع نشده است. ظهور یادگیری عمیق، امکان تحقق این نیازها را برآورده ساخته است.

عدم کفایت الگوریتم های هوشمند قدیمی

نظارت ویدئویی هوشمند قدیمی دارای الزامات بسیار دقیقی برای پس زمینه ی یک صحنه است. دقت شناسایی و تجزیه و تحلیل هوشمند در سناریوهای مشابه به صورت یکنواخت باقی نمی ماند.

ویژگی های موجود در الگوریتم های هوشمند قدیمی توسط انسانها طراحی شده اند و همیشه به شدت فردی بوده اند. ذات این سیستم های به گونه ای است که ویژگی های غیر شهودی تر (ویژگی هایی که فهم و توصیف آنها برای انسانها دشوارند) در آنها نادیده گرفته میشوند. در فرآیند یادگیری طبقه بندی، با بالا رفتن تعداد دسته های موجود برای طبقه بندی، سطح دشواری نیز بالا میرود.

الگوریتم های هوشمند قدیمی معمولا از مدلهای یادگیری سطحی برای حل و فصل شرایطی با میزان داده های بزرگ در طبقه بندی های پیچیده استفاده میکنند. نتایج این تجزیه و تحلیل با شرایط ایده آل بسیار فاصله دارد. از سوی دیگر، این نتایج مستقیما وسعت و عمق کاربری های هوشمند و پیشرفت بیشتر آنها را محدود میسازد. از این رو برای صنعت امنیت، نیاز به افزایش “عمق” هوشمندی در کلان داده ها در حال پدیدار شدن است.

مزایای یادگیری عمیق و الگوریتم های آن

الگوریتم های هوشمند قدیمی توسط انسانها طراحی شده اند. این سیستم ها چه در صورتی که خوب طراحی شده باشند و چه برعکس، تا حد زیادی وابسته به تجربه و حتی شانس هستند و این فرآیند نیازمند زمان بسیار زیادی است. بنابراین آیا میتوان با این ماشین ها کاری کرد که به صورت خودکار برخی از این ویژگی ها را یاد بگیرند؟ بله! در واقع این کار هدف هوش مصنوعی (AI﴾ است.
طرح تکنولوژی یادگیری عمیق از شبکه های عصبی مغز یک انسان الهام گرفته شده است. به مغز ما انسانها میتوان به چشم یک مدل یادگیری عمیق پیچیده نگاه کرد. شبکه های عصبی مغز متشکل از میلیاردها عصب به یکدیگر متصل هستند؛ یادگیری عمیق این ساختار را شبیه سازی میکند. این شبکه های چندلایه ای قادر به جمع آوری اطلاعات و انجام فعالیت های متناظر واز قابلیت تشخیص و بازآفرینی سوژه برخوردار هستند.

یادگیری عمیق به صورت ذاتی با الگوریتم های دیگر متفاوت است. نحوه ی حل و برطرف سازی عدم کفایت الگوریتم های سنتی توسط یادگیری عمیق در جنبه های ذیل گنجانده شده است.

نخست، از “سطحی” به “عمیق”

مدل الگوریتمی یادگیری عمیق از ساختار به مراتب عمیق تری نسبت به دو ساختار سه لایه ای الگوریتم های قدیمی برخوردار است. در برخی از موارد، تعداد لایه ها به بیش از یکصد میرسد که این موضوع یادگیری عمیق را قادر به پردازش حجم زیادی از داده در طبقه بندی های پیچیده میسازد. یادگیری عمیق بسیار مشابه فرآیند یادگیری انسان عمل میکند و دارای فرآیند تشخیص ویژگی لایه لایه است. یادگیری عمیق به ما کمک میکند تا فهم جزئی (سطحی) به یک تشخیص کلی (عمیق) تبدیل شده و بدین شکل سوژه موردنظر شناسایی شود.

دوم، از “ویژگی های مصنوعی” به “یادگیری ویژگی”

یادگیری عمیق نیازی به مداخله دستی ندارد، ولی در عوض برای استخراج ویژگی ها وابسته به یک کامپیوتر است. بدین شکل یادگیری عمیق میتواند بیشترین تعداد ویژگی های ممکن را از سوژه موردنظر استخراج کند؛ ویژگی های غیرشهودی که برای توصیف دشوار یا غیرممکن هستند از جمله این ویژگی ها محسوب میشوند. هر چه تعداد ویژگی ها بیشتر باشد، امر شناسایی و تشخیص دقیقتر خواهد بود.

فاکتورهای اصلی یادگیری عمیق

به صورت کلی سه دلیل عمده برای شهرت یافتن یادگیری عمیق در سالهای اخیر (چرا زودتر از آن این اتفاق نیافتاده است!) وجود دارد: مقیاس داده های موردنیاز، قدرت محاسبه و ساختار شبکه.

پیشرفتهای صورت گرفته در عملکرد الگوریتم های داده-محور در یک بازه ی زمانی بسیار کوتاه باعث تسریع نفوذ یادگیری عمیق در کاربری های هوشمند مختلف شده است. مخصوصا که با افزایش در مقیاس داده ها، عملکرد الگوریتمی نیز بهبود یافته است. از این رو تجربه ی کاربر بهبود یافته و کاربران بیشتری درگیر این موضوع شده اند که این کار خود باعث تسهیل بیشتر در مقیاس بزرگتری از داده ها شده است.

پلتفرم های سخت افزاری با عملکرد بالا باعث فعالسازی قدرت محاسباتی بیشتر میشوند. مدل یادگیری عمیق نیازمند تعداد نمونه های زیادی است که این موضوع انجام حجم زیادی از محاسبات را اجتناب ناپذیر میسازد. پیشرفت سریع واحدهای پردازش گرافیکی ﴿GPU﴾، سوپرکامپیوترها، محاسبات ابری و سایر پلتفرم های سخت افزاری با عملکرد بالا شرایط را برای ممکن شدن یادگیری عمیق فراهم نموده اند.

در آخر، ساختار شبکه نقش خود را در پیشرفت یادگیری عمیق ایفا میکند. با کمک بهینه سازی مداوم الگوریتم های یادگیری عمیق، تشخیص سوژه ی بهتری صورت میگیرد. برای کاربری های پیچیده تری چون تشخیص چهره و یا در سناریوهایی با نورپردازی، زوایا، حالت ها و عوامل متفاوت دیگر، ساختار شبکه دقت تشخیص را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

موارد بکارگیری محصولات یادگیری عمیق

در دو سال گذشته، تکنولوژی یادگیری عمیق در زمینه هایی چون تشخیص صدا، بینایی رایانه ای یا کامپیوتر، ترجمه صوتی و بسیاری موارد دیگر به خوبی ظاهر شده است. این تکنولوژی در زمینه هایی چون تایید چهره و طبقه بندی تصاویر از قابلیت های انسانی نیز پیشی گرفته است؛ از این رو برای صنعت امنیت در زمینه هایی چون نظارت ویدئویی که کاربری هایی چون تشخیص چهره، تشخیص خودرو، تشخیص ویژگی بدن انسانی، دنباله روی چندین سوژه مختلف و سایر موارد را شامل میشود، به یادگیری عمیق توجه زیادی میشود.

این نوع از عملکردهای هوشمند به یک سری دوربین های نظارتی جلویی، سرورهای پشتی و دیگر محصولاتی نیازمندند که از الگوریتم های یادگیری عمیق پشتیبانی کنند. در کاربردهای با مقیاس کوچک، دوربین های جلویی میتوانند مستقیما کار استخراج ویژگی از یک انسان ساختارمند و وسیله نقلیه را انجام دهند و هزاران تصویر از چهره ی افراد را میتوان در دستگاه های جلویی ذخیره سازی کرد تا چهره ها به صورت مستقیم با یکدیگر مقایسه شوند و بدین شکل هزینه های برقراری ارتباط با سرور کاهش یابد. در کاربردهای با مقیاس بزرگ، دوربین های جلویی میتوانند با سرورهای پشتی کار کنند. مخصوصا اینکه کار ویدئویی ساختارمند به وسیله ی دستگاه های جلویی صورت میگیرد و بدینوسیله بار کاری دستگاه های پشتی کاهش می یابد؛ همچنین کارآمدی تطابق و جستجوی سرورهای پشتی ارتقاء پیدا میکند.

یادگیری عمیق سطح بعدی پیشرفت هوش مصنوعی است. این تکنولوژی بسیار فراتر از یادگیری ماشین عمل میکند؛ در یادگیری ماشین، کار طبقه بندی نظارت شده ی ویژگی ها و الگوها با کمک الگوریتم ها صورت میگیرد. دقت بهبودیافته نتیجه ی یادگیری چندلایه ای و جمع آوری گسترده داده ها است. بکارگیری این الگوریتم در تشخیص چهره، تشخیص وسیله نقلیه، تشخیص افراد و سایر پلتفرم ها باعث پیشرفت قابل توجه عملکردآنالیتیک ها خواهد شد.

منبع: مجله a&s

http://www.didarc.com/fa/news/how-deep-learning-benefits-the-security-industry